در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
سانچز که در بیش از 100 بازی برای تیم ملی مکزیک زننده حدود 50 گل بود، در دنیای مربیگری هم راهی شبیه به دوران بازیگریاش را طی کرده است. بر این منوال او ابتدا مربی پوماز شد و این تیم را 2 بار قهرمان لیگ مکزیک کرد و سپس هدایت تیم ملی این کشور را که به آن «التری» میگویند در دست گرفت و 2سال نیز در این سمت ماندگار شد اما او که با سلف خود ریکاردو لاوولپه آرژانتینی درگیریهای لفظی شدیدی داشت، در پی آن جای خود را به هموطنانش خاوییر اگیره و خوزه مانوئلی دلاتوره داده است. او در این حد فاصل به اسپانیا آمد و مربی باشگاه المریای این کشور شد، اما بهرغم کار قابل قبولش در باشگاهی در اندازههای المریا که طبعا از سطحی متوسط بالاتر نمیرود، از این سمت برکنار شد. او بعد از آن به شهر محبوبش ـ مادرید ـ بازگشته است تا کار رئال را از نزدیک زیرنظر داشته باشد و در انتظار فرصتهای بعدی شغلی است. اما از هیچیک از تحولات روز غافل نمانده و در نتیجه انتخابی مناسب برای مطلعشدن از مسائل روز فوتبال جهان طی مصاحبه پیشرو است.
رئالمادرید در این فصل هم روزهایی خوب و هم اوقاتی پردردسر داشته است. شما تیم سابقتان را چگونه میبینید؟
فکر میکنم خوزه مورینیو در این تیم خوب کارکرده است. با هدایت این پرتغالی، رئال برای اولینبار در سالهای معاصر صاحب نظام و تشکیلات و فلسفه مشخصی شده است و نوسانها و ابهامهای قبلی این تیم تا حدی رفع شده است.
من شخصیت مورینیو را میپسندم. او مثل من قاطع و صریح است و تعارفی هم با هیچکس ندارد و با اینکه کارش بسیار سخت است اما لااقل میتوان امیدوار بود که وی با برنامهای مشخص و به فراخور توان و استعداد نفراتش به پیش میرود.
سختی کار رئال به چه سبب است؟
به این دلیل که با بارسلونا رقابت دارد و این تیم سالهاست که با ترکیب و روال کنونیاش کار میکند و ساختار و قالب آن مدتهاست که شکل گرفته و به لحاظ فنی هم در سطوح بسیار بالایی قرار دارد.
شاید بارسا زیباترین فوتبال کنونی جهان را ارائه بدهد. این در حالی است که رئال با ترکیب و ساختار فعلیاش تازه 10 ماه است که شکل گرفته است. من فقط امیدوارم مورینیو آنقدر ماندنی باشد که بتواند کار ریشهای مورد نظر خود را در آنجا به سامان برساند. همه باید بدانند که نمیتوان در هیچ تیمی ولو با نامدارترین افراد در یکی دو ماه و حتی یک سال به تحولی بزرگ نایل شد.
نظرتان راجع به جایگاه فوتبال مکزیک چیست؟ آیا امیدوارکننده هست؟
اگر کل قاره آمریکا را مبنا بگذاریم و تیمهای جنوب و شمال و مرکز این قاره در یک مجموعه و کنار هم قرار داده شوند، کسب رتبه سوم بعد از برزیل و آرژانتین برای ما توفیقی بزرگ خواهد بود و میتوان آن را هدفی درست برای مکزیک دانست.
چیزی بیش از این برای ما متصور و مقدور نیست زیرا ما به لحاظ تعداد بازیکنان خوب و قوی و بینالمللی قادر به برابری با تیمهای بالای دست خود نیستیم و در نتیجه بهتر است همین را یک مقصد عقلایی برای خود بینگاریم و در همین راه نیز تلاش کنیم. بدیهی است که در تقسیمبندی سنتی قاره آمریکا، ما باید در مرکز آن و حوزه دریای کارائیب تیم نخست تلقی شویم و این رتبه حق مسلم مکزیک است.
ایرادات فوتبال ملی مکزیک را در چه میدانید؟
ما به لحاظ پرسنل و نفرات و بهتر بگویم توان بازیکنان و فنی که دارند، صاحب ایراد خاصی نیستیم اما همیشه مسائلی هست که روند کار ما را کند میکنند و این گونه موارد بارها از رشد بایسته تیم ملی مکزیک جلوگیری کرده است. در درجه اول باید از مربیان منتخب تیم ملی دفاع کرد و به آنها فرصت داد و مربیان اجازه داشته باشند که ساختار مورد نظر خود را پیاده کنند. شما وقتی میتوانید نتایجی خوب را بطلبید که نیازهای کاری مربی را برآورده کرده باشید و به نظر من در مکزیک همیشه عدهای با ساختار و سازمان تیم ملی همراه نیستند و مقابل آن سنگاندازی میکنند و خبری از وحدت نیست.
با این اوصاف برای خوزه مانوئل دلاتوره که مدتی است جانشین خاوییر اگیره سرمربی تیم ملی مکزیک شده، چه آیندهای را پیشبینی میکنید؟
هوگو سانچز: کار رئالمادرید بسیار سخت است، زیرا با بارسلونایی رقابت دارد که به غایت فنی است و سالهاست که همین قالب و شکل را دارد
فکر میکنم در سوال قبلی جواب این پرسش را هم دادم که مربیان تیم ملی باید اختیار و امکانات داشته باشند و مجبور به نبرد با دهها نفر در جنب و حاشیه نباشند. خود من در درجه اول به این خاطر برکنار شدم که هدایت تیم ملی امید مکزیک را نیز همراه با تیم ملی بزرگسالان پذیرفتم و بعد از نرسیدن کشورم به مسابقات فوتبال المپیک 2008 پکن عذر مرا خواستند و مبنای اقدام آنها خوب یا بد کارکردن من در تیم ملی بزرگسالان کشورم نبود. بنابراین فکر میکنم باید حساب کار این دو تیم را از یکدیگر جدا کنند و نفراتی مجزا این دو تیم را هدایت نمایند و سایرین یاور مربیان آنها باشند و نه دشمن آنان.
در مورد تعدادی از هموطنانتان که اخیرا به لیگهای اروپایی پیوستهاند، چه نظری دارید؟
بازیکنان مستعدی هستند و توصیه من به رسانههای کشورم این است که به محض دیدن برخی نتایج نامساعد و نمایشهای ضعیف از آنها شروع به انتقاد شدید از این بازیکنان نکنند و فرصت بدهند تا آنها بیش از پیش در اروپا جا بیفتند. در میان آنها خاوییر هرناندز (ملقب به الچیکاریتو) وصفی مجزا دارد. کافی است به تیمی که او پیوسته (منچستر یونایتد) نگاه کنید تا متوجه این حقیقت شوید. کسی که با سن کم او (22 سال) نظر باشگاهی مثل یونایتد را جلب میکند، حتما باید چیز خاصی باشد و الچیکاریتو دقیقا چنین است. بهتر است هوای او و امثال وی را داشته باشیم زیرا موفقیت آنها توفیق کل فوتبال مکزیک خواهد بود.
نصیحت خود شما به این لژیونرهای جوان چیست؟
این که شجاع باشند و به کم قناعت نورزند. شاید این که به تیمهای اروپایی راه یافتهاند، به خودی خود موفقیت بزرگی باشد اما اگر همین جا توقف کنند، همین را نیز از دست خواهند داد. باید پرتلاش و صبور باشند و از تک فرصتهایی که نصیبشان میشود، بیشترین بهره را بگیرند و اگر چنین کنند، دیر یا زود به موفقیتهای بزرگتری خواهند رسید.
آیا فکر نمیکنید سایر تیمهای آمریکای شمالی و مرکزی به مکزیک رسیده باشند؟
اصلا. هر موقع آنها به رکوردهای ما منجمله تعداد دفعات رسیدن ما به دور پایانی جامهای جهانی دست یافتند، میتوان راجع به چنان برابری صحبت کرد. شاید در چند دوره گلدکاپ به نتیجه و عنوان مورد نظر نرسیده باشیم اما این بدان معنا نیست که امثال کاستاریکا، آمریکا، هندوراس و گواتمالا در همان جایگاهی قرار میگیرند که ما در آن ایستادهایم.
مشخص است که برای احراز مجدد پست مربیگری تیم ملی مکزیک لحظهشماری میکنید.
بله، چرا که نه؟ اگر جز این بود، جای تعجب داشت. در هر موقع و زمانی برای خدمتگزاری به فوتبال کشورم آمادهام.
و مربیگری رئال مادرید؟
ناگفته پیداست که آرزوی آن را هم دارم اما باید صبر داشت و شرایط را روبهراه کرد. بالاخره روزی نهچندان دور مورینیو دیگر مربی این تیم نخواهد بود!
شما هنوز الگو و هدف هر کودک و نوجوانی هستید که در مکزیک پا به توپ میشوند و میخواهند مثل شما یک فوتبالیست مطرح و بینالمللی بشوند. آیا حرفی برای گفتن به آنها دارید؟
بله، ابتدا این که تحصیلات خود را کامل کنند و سپس در زمان تمرین و پیشرفت ورزشی حتما مشاوران خوبی داشته باشند و حتی به پزشکان روانکاو نیز روی بیاورند تا اگر توقفی در کارشان شکل گرفت ناامید نشوند و با کمک فکری آن پزشکان راه بسیار سخت پیش رو را طی کنند. مهمتر از هر چیز این که بلندپرواز و پرتلاش باشند و رویاهای خود را به سادگی کنار نگذارند و آنها را به فراموشی نسپرند زیرا آنها پایهها و مایه شیرینی زندگی هستند.
سایت s.I.com / مترجم: وصال روحانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: