در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
قیصر امینپور در میان ما نیست تا دستانش را بفشاریم و از او خواهش کنیم تا به مناسبت تولدش ما را به مهمانی تازهترین کلماتش ببرد و با صدای مهربانش برایمان شعر بخواند و البته پیش از هر کلامی بگوید: «به نام خدا... خدایی که نوآوری، سنت اوست»
خاطرات و آثار قیصر برای بسیاری «خلاصه خوبیها» است و شعرهایش اگرچه همواره همراه با «درد»هایش بود اما حلاوتی دارند که شاید برگرفته از دیدگاهی باشد که همیشه در کلاس هایش بر آن تاکید میکرد: «محتوا در شعر باید مانند ویتامین در میوه باشد نه مانند شکر در مربا که شکرک بزند!»
شعر قیصر راز زیبایی است همان گونه که خودش سرود: «زیبایی راز، راز زیبایی است / آن راز نهفته در هنر این است» و شاید این بیت را بتوان مانیفست و بیانیه هنری او قلمداد کرد؛ شاعری که دردها و رازهای فراوانی داشت، اما همیشه لبخندی بر لبهایش نقش میبست درست شبیه همین عکس منتشر نشده از او در کنار دوست و برادرش سید حسن حسینی که در دهه 60 و در خوزستان گرم و صمیمی گرفته شده است، آنجا که قیصر متولد شده است و حالا بعد از سالها باز هم این دو در کنار هم نشستهاند:
چه اسفندها...آه
چه اسفندها دود کردیم
برای تو ای روز اردیبهشتی
که گفتند این روزها میرسی
از همین راه...
سینا علی محمدی
گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: