وقتی معنای جنگ برای سربازان آمریکایی عوض می‌شود

آمریکا کابوس روابط عمومی دیگری در دست‌هایش در افغانستان دارد. انسان تصور می‌کند جنگی که بیش از یک دهه طول کشیده و هیچ امیدی به خاتمه یافتن آن وجود ندارد برای یک فاجعه روابط عمومی کافی خواهد بود.
کد خبر: ۳۹۶۲۷۳

شماره اخیر مجله رولینگ استون عکس‌های متعددی از قطعه قطعه کردن اجساد مردم افغانستان به وسیله نظامیان آمریکایی داشت. مجله آلمانی اشپیگل نیز یک هفته قبل از آن چنین عکس‌هایی را منتشر کرده بود. علاوه بر عکس‌ها، گفته‌های دست اول درباره شرارت و انحراف تهوع‌آور و وحشتناک این نظامیان مطرح شد.

شرم‌آ‌ورتر و نارحت‌کننده‌تر از این جزئیات این واقعیت تلخ بود که قربانیان کاملا جوان و به احتمال فراوان کاملا بی‌گناه بودند. این مسائل اگرچه نفرت‌انگیز است اما برای بسیاری دیگر اصلا حیرت‌آور نیست.

آنقدر شنیده‌ایم که بدانیم اینها کاملا قابل انتظار بودند. در زمان‌های دور که هر چیز سر جای خودش بود و مردان مرد بودند و زنان زن، حسن سلوک حسن سلوک، موفقیت موفقیت، شکست شکست و جنگ جنگ بود، مردم می‌دانستند از هر چیز چه انتظاری داشته باشند. امروز همه آن تعاریف درهم ریخته‌اند و نتایج این وضع برای ما حیرت‌آ‌ور است.

بویژه در مورد مناقشه مسلحانه، متاسفانه اینها دقیقا چیزهایی است که انسان باید در زمان جنگ پیش‌بینی کند و انتظارش را داشته باشد.

این حوادث در گذشته هم رخ داده است. بسیاری از مردم تصور می‌کنند چون چنین حوادثی در فیلم‌های تبلیغاتی کلاسیک نشان داده نمی‌شوند پس در گذشته رخ نداده‌اند، اینان بهتر است در فکر خود تجدید نظر کنند.

جمجمه دشمن

در طول جنگ جهانی دوم ـ و جنگ جهانی اول و احتمالا در هر جنگی که وجود داشته ـ به سربازان برای پیروزی جایزه داده می‌شد. در بسیاری از موارد این جوایز قطعاتی از بدن قربانیان دشمن بوده است. به همین دلیل بود که مردم در گذشته معنی واقعی جنگ را می‌فهمیدند.

برای کسانی که این حرف را باور ندارند شعری از وینفیلد تاونلی اسکات را شاهد می‌آ‌ورم، شعری به نام ملوان آمریکایی با جمجمه ژاپنی که درباره روش‌‌های حفظ چنین یادگارها و جوایزی است. برای این که کسی تصور نکند این مورد،‌ موردی استثنایی و منحصر به فرد بوده ادوارد.ال. جونز، خبرنگار جنگی آتلانتیک ماگازین در اقیانوس آرام در فوریه 1946 نوشت: «ما جمجمه دشمن را جوشاندیم تا گوشت آن را جدا کنیم و از آن وسیله‌ای تزئینی برای محبوبه‌های خود بسازیم یا از استخوان‌های آن برای باز کردن پاکت‌ها استفاده کنیم.»

برای متقاعد شدن مشخص‌تر به روزنامه محلی برای حراج مستغلات هر مردی نگاه کنید که در مناقشات دوره 1945 ـ 1930 در شرق دور خدمت می‌کرد. اگر در پنج، شش تا از این حراج‌ها حضور پیدا کنید به شما اطمینان می‌دهم که جمجمه انسانی را در میان آت و آشغال‌های زندگی آنها پیدا خواهید کرد. لازم نیست انسان خود را به یافتن جمجمه محدود کند. از اجزای مختلف اجساد سربازان دشمن به این منظور استفاده می‌شد. یک پاکت بازکن را که از استخوان بازوی یک سرباز ژاپنی ساخته شده بود به شخص روزولت (رئیس‌جهوری آمریکا)‌ هدیه دادند. دندان‌های طلا مورد محبوب دیگری بود که نظامیان به آمریکا می‌آوردند.

جنگ جنگ است

اعمال وحشتناک مشابه دیگری در مقیاس بسیار زیاد، حتی به وسیله افراد نسلی که در محرومیت رکود اقتصادی بزرگ آمریکا بزرگ شدند و در جنگ جهانی دوم شرکت کردند، انجام می‌شد. بیشتر مرثیه‌سرایان و مورخان بی‌اعتنا از کنار این موارد گذشته‌اند.

نکته: در زمان‌های دور که هر چیز سر جای خودش بود و مردان مرد بودند و زنان زن، حسن سلوک حسن سلوک، موفقیت موفقیت، شکست شکست و جنگ جنگ بود و مردم می‌دانستند از هر چیز چه انتظاری داشته باشند. امروز همه آن تعاریف درهم ریخته و نتایج این وضع برای ما حیرت‌آ‌ور است

یک نمونه شهر درسدن در آلمان‌ است که نظامیان آمریکایی و انگلیسی، زنان، کودکان و معلولان فراوانی در آنجا سوزاندند و برشته کردند. (از آن به بعد به اسلاوها هشدار داده شد در پایان جنگ هرگز پیرزنان و یتیمان را برای مقابله با نیروهای قدرتمند انگلیسی نفرستند.)

اعمال زشت و شرم‌آور بیشتری پس از جنگ در آلمان انجام شد. «آیک» (ژنرال دوایت آیزنهاور، فرمانده نیروهای آمریکایی که بعدها رئیس‌جمهوری آمریکا شد)‌ موسوم به پیرمرد خوب (که روی پاتن، ژنرال دیگر آمریکایی را سفید کرد)‌، به این نتیجه رسید که فکر خوبی است جیره غذایی میلیون‌ها اسیر جنگی آلمانی را قطع کند. علاوه بر این او دستور داد به طرف زنان و فرزندان این زندانیان که سعی می‌کردند در تاریکی شب از پشت سیم‌های خاردار چیزی برای خوردن به آنان برسانند به قصد کشت شلیک کند.

ژنرال محبوب آمریکایی حتی بسته‌هایی را که صلیب سرخ برای این زندانیان آلمانی می‌فرستاد ضبط می‌کرد و به آنان نمی‌داد.

هدف از یادآوری این خاطرات تاریخی فقط روشن کردن و توضیح دادن یک واقعیت است.

تصاویر نفرت‌انگیز کنونی از افغانستان امیدواریم حداقل نشان دهند که وقتی جنگ شروع می‌شود «خوبی» و «شرارت» به سهولت با یکدیگر در هم می‌آمیزند.

ما برای هزار سال واژه‌ای برای توصیف دقیق این رفتار بی‌رحمانه و شرم‌آور داشتیم که در معنی آن وحشت، شکنجه، مرگ، راهزنی و سرقت، قطعه قطعه کردن، پشیمانی، بی‌رحمی، سنگدلی، آتش‌زدن و توحش مستتر بود.

طی نیم‌ قرن گذشته به نحوی احمقانه تصور می‌کردیم که با دور کردن و کنار گذاشتن چنین صفاتی از این واژه، در عمل نیز این صفات کنار گذاشته خواهند شد.

دانستن واقعیت آنچه که جنگ آمریکا واقعا با خود دارد و به دنبال می‌آورد نخستین گام در جهت اجتناب همه‌جانبه از آن خواهد بود.

منبع: آنتی‌وار

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها