نگرانی صهیونیست ها برای دوران پس از مبارک

هر کس این روزها شبکه‌های تلویزیونی عبری زبان را دنبال کند، براحتی ‌می‌تواند ترس و نگرانی و سرگردانی را در رفتار و گفتار تحلیلگران صهیونیستی مشاهده کند و این در حالی ‌ است که بنیامین نتانیاهو نخست‌وزیر دولت عبری و وزرای کابینه وی پس از پیروزی انقلاب مصر و برکناری حسنی مبارک از ریاست جمهوری، از دیده‌ها پنهان شده و از هر گونه اظهار نظری در این زمینه خودداری می کنند . شاید تنها کسی که در میان شخصیت‌های سیاسی صهیونیستی حاضر به اظهارنظر درباره وضعیت موجود شد، بنیامین بن الیعازر از نمایندگان حزب کار در کنست و از وزرای سابق این رژیم بود که از دوستان شخصی مبارک به شمار می‌رود و مشخص شد که وی تا 24 ساعت قبل از کناره‌گیری مبارک از قدرت با وی در ارتباط بوده است.
کد خبر: ۳۹۱۵۰۹

بن الیعازر از حجم بحران حاکم بر عرصه داخلی رژیم صهیونیستی همزمان با انقلاب مصر پرده برداشت و گفت: «این تحول سوالات بی پاسخ متعددی مطرح کرد.» حال می‌توان معنای این جمله بن الیعازر پس از سفر چند ماه پیش خود به مصر را فهمید که می‌گفت: «مبارک یک گنج فوق‌العاده مهم برای رژیم صهیونیستی بود.» سوالی که در این میان مطرح می‌شود این است که اسرائیل پس از برکناری مبارک دقیقا از چه مساله‌ای بیم دارد؟ اگر مقامات صهیونیست در حال حاضر و به دلایل مشخص سکوت اختیار کرده‌اند، ساز و کار تحرکات آنها در این اثنا و در آینده برای کاهش خسارت‌های این تحول بزرگ در مصر چیست؟

نقش آینده راهبردی مصر

بی‌شک بیشترین چیزی که باعث نگرانی مراجع تصمیم‌گیری صهیونیستی می‌شود، موضع دولت جدید مصر در قبال توافقنامه کمپ دیوید است که کشور مصر را از حاکمیت بر صحرای سینا محروم کرده است. کمپ‌دیوید محدودیت‌های زیادی بر سر راه حضور نظامی مصر در صحرای سینا ایجاد کرده و این حق را فقط در اختیار افراد پلیس و نیروهای امنیتی قرار داده است. صحرای سینا کاملا خالی از هر گونه مصادیق و جلوه‌های حضور نظامی مصر است و نه اثری از اردوگاه‌های ارتش در آن دیده می‌شود و نه فرودگاه‌های نظامی. علاوه بر این، مصر از حق بهره‌برداری از اراضی وسیع سینا برای اجرای آموزش‌ها و مانورهای نظامی نیز محروم است و رژیم صهیونیستی بیم آن دارد که هر گونه تغییری در موضع طرف مصری در قبال مفاد توافقنامه کمپ‌دیوید منجر به شکل‌گیری یک تهدید استراتژیک بزرگ علیه عمق خاک فلسطین اشغالی شود. اما همگان می‌دانند که رژیم حسنی مبارک نه تنها توافقنامه کمپ‌دیوید را قابل احترام می‌دانست، بلکه تمام مصر و امکانات امنیتی و نظامی آن را برای ایفای نقش استراتژیک خود در چارچوب استراتژی آمریکایی به کار می‌گرفت و با عمل به دو ماموریت اساسی خود این نقش راهبردی را ایفا می‌کرد؛

نخست: تعهد مبنی بر ممانعت از هر گونه تحرک و ایفای نقش جنبش‌های اسلامی در مصر از طریق سرکوب بی‌وقفه و خشکاندن منابع حمایتی آنها و نیز استفاده از مسائل حیاتی مصر در راه مبارزه با جنبش‌های اسلامی در خارج از مصر.

دوم: ایفای نقش محوری در زمینه تحقق منافع آمریکا و رژیم صهیونیستی در منطقه.

به این ترتیب بود که رژیم مبارک نقش نوک پیکان مبارزه و جنگ با طرف‌هایی که تل‌آویو و واشنگتن آنها را جزو دشمنان خود قرار می‌دهند، ایفا می‌کرد و این رمز دشمنی بی‌حد و حصر رژیم مبارک در قبال جنبش حماس و دولت آن و گروه‌های مقاومت لبنان و مشخصا جنبش حزب‌الله بود و علاوه بر این، علاقه زیادی به دشمنی با ایران و تحریک علیه آن داشت. این در حالی بود که هیچ موضوع واقعی مورد اختلاف میان طرفین وجود نداشت که بتواند دلیلی برای این موضع قاهره باشد. البته نباید نقش رژیم مبارک را در کمک به آمریکا در جنگ علیه عراق به منظور سلب مولفه‌های استراتژیک این کشور و خارج کردن آن از دایره تهدیداتی که متوجه رژیم صهیونیستی بود نادیده گرفت. رژیم مبارک در عین حال، نقش محوری در قالب استراتژی آمریکایی ـ صهیونیستی برای سرخورده کردن امت اسلامی و محدود کردن راهکارهای پیش روی آن به حمایت از گروهک‌های مورد قبول تل‌آویو ایفا می‌کرد و روابط خود با طرف‌های عربی را بر همین اساس شکل می‌داد. از همین رو، جای تعجب ندارد که رژیم مبارک طرفدار تشکیلات خودگردان رام‌الله بوده و در مقابل جنبش حماس با آن داد و ستد کند.

آینده همکاری امنیتی

در کنار نقش راهبردی مذکور، رژیم مبارک نقش امنیتی مستقیمی نیز در خدمت به رژیم صهیونیستی ایفا می‌کرد و درهای همکاری امنیتی را به طور کامل به روی آنها باز کرده بود. این همکاری‌های امنیتی زیر نظر مستقیم عمر سلیمان رئیس سازمان اطلاعات و معاون رئیس‌جمهور مخلوع مصر صورت می‌گرفت و صهیونیست‌ها برای نخستین بار به این مساله اعتراف کردند که همکاری امنیتی تنها محدود به سرویس‌های امنیتی و سازمان اطلاعات نبود، بلکه به مرز همکاری میان ارتش‌های دو طرف رسیده بود. شاید از مهم‌ترین مصادیق همکاری امنیتی بتوان به ارائه اخبار اطلاعاتی اشاره کرد؛ به طوری که در بسیاری از موارد مراجع مصری پس از دریافت اطلاعات لازم از سازمان اطلاعات رژیم صهیونیستی، شهروندان فلسطینی و عربی را که به مصر سفر می‌کردند، بازداشت می‌کردند.

چشم امید به ارتش مصر

به‌رغم این که رژیم صهیونیستی از لحاظ رسانه‌ای در قبال تحولات مصر سکوت اختیار کرده بود، اما در مقابل تلاش‌های گسترده‌ای به منظور کاهش خسارت‌های اساسی ناشی از این تحولات به کار بست و در این زمینه از همکاری‌های خود با دولت آمریکا و کشورهای اروپایی بهره گرفت و به همین خاطر، بنیامین نتانیاهو نخست وزیر رژیم اشغالگر قدس از کشورهای اروپایی خواست که دولت جدید مصر را ملزم به رعایت توافقنامه کمپ‌دیوید کنند و بی‌شک بسیاری از سران کشورهای اروپایی عملا این کار را انجام دادند. بیشترین چیزی که رژیم صهیونیستی در این اثنا به آن چشم امید دوخته بود، نقش آمریکا در روی کار آمدن حکومتی در مصر بود که به تل‌آویو ادامه استفاده از همان امتیازات زمان حاکمیت رژیم مبارک را بدهد. بیشترین چیزی که صهیونیست‌ها به آن دل بسته بودند این بود که واشنگتن از حجم تاثیرگذاری بالای خود ‌ روی فرماندهان عالی رتبه ارتش مصر استفاده کرده و با اعمال فشار علیه آنها وضعیتی سیاسی را در داخل مصر ایجاد کند که فضای حاکم بر دوره حکومت مبارک، در عهد جدید نیز ادامه پیدا کند.

لزوم تکمیل اهداف انقلاب

حرف آخر ما به ملت مصر این است که به هیچ کسی از جمله فرماندهان ارتش وابسته نباشند و به فشارهای خود برای تحقق خواسته‌های کامل سیاسی‌شان ادامه دهند تا ملت مصر بتواند از حق کامل خود در تعیین سرنوشت و انتخاب راهکارهای ملی و آزادسازی این کشور از زیر تاثیرات آمریکا و رژیم صهیونیستی برخوردار باشد. این مهم‌ترین چالشی است که انقلاب مصر در حال حاضر با آن دست و پنجه نرم می‌کند.

صالح النعامی / برگرفته از سایت شخصی نویسنده ‌/‌ ترجمه: یوسف رضازاده

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها