از سفر خود به ایتالیا چه نتیجهای به دست آوردید؟
متوجه شدم میزان مصدومیتم آنقدر بالاست که دیگر امکان بازگشت به زمین والیبال به عنوان یک بازیکن را ندارم. بنابر این ضمن شروع درمانهای پیگیر برای بازگشت سلامتیام در زندگی عادی، دورههای مختلف مربیگری در ایران و ایتالیا را طی کردم و در حال حاضر بالاترین مدارج و مدارک مربیگری این رشته را در اختیار دارم.
پس باید منتظر شروع کار مربیگری شما باشیم؟
بله، من با توجه به مذاکرههای اخیر فدراسیون با مربیان بزرگ دنیا آمادگی خودم برای همکاری با آنها در تیم ملی را رسما اعلام کردهام که البته این همکاری به پذیرش پیشنهادم در فدراسیون بستگی دارد. اگر این همکاری مورد پذیرش قرار نگرفت طی همین فصل لیگ یا از ابتدای فصل بعد، فعالیتم را به عنوان سرمربی یکی از تیمهای لیگ برتری آغاز میکنم.
چه شناختی از «خولیو ولاسکو» و «سیلوانو پرندی» 2 مربی بزرگ والیبال دنیا و گزینه سرمربیگری تیم ملی دارید که اخیرا در ایران با مسوولان فدراسیون به مذاکره نشستهاند؟
هر دو از دوستان خوب من هستند که مطمئنم میتوانند کمکهای بسیاری به والیبال ایران کنند. پرندی اخیرا در تهران به من گفت زمانی بعد از مصدومیت یکی از ستارههای ملی پوش ایتالیا، پیشنهادی 100 هزار یورویی برای جذب تو به تیم آن زمان خودم (کنئو) ارائه کردم که مورد پذیرش باشگاه ایتالیاییات قرار نگرفت.
چقدر امیدوار به عقد قرارداد فدراسیون با یکی از این دو گزینه خوب هستید؟
فدراسیون در این زمینه کاملا مصمم است و من مطمئنم یکی از این دو گزینه را جذب خواهد کرد.
خبر نامزدی شما برای انتخابات ریاست فدراسیون والیبال در خانواده این رشته بیسر و صدا نبود. چرا انصراف دادید؟
وقتی میخواهم کاری را شروع کنم تواناییهای خود در آن کار را میسنجم.
واقعیت این است که با وجود حضور در برخی کارهای اجرایی نظیر شهرداری، فرمانداری و شورای شهر، از تجربه کافی برای ریاست فدراسیون برخوردار نبودم.
ملاقات شما با مسوولان ورزش، در رسیدن به این جمعبندی تازه موثر نبود؟
برای مشورت در این مورد با سعیدلو رئیس سازمان، به همراه سجادی و قاسمی که هر دو استاد و دوست من بودهاند ملاقات کردم. سعیدلو ضمن تحسین هدفم پیشنهاد کرد تجربیاتم را در قالب یک مربی در اختیار بازیکنان قرار دهم. چون هدفم از شرکت در انتخابات رسیدن به پست و مقام نبود، به راحتی این موضوع را پذیرفتم و انصراف دادم.
دوران حضور گائیچ و دستیار و جانشین ایرانی او یعنی مدنی را چگونه ارزیابی میکنید؟
بیشک گائیچ مربی بزرگی بود ولی او در عین پروازی بودنش بلند پرواز هم بود. من با سرمربیگری او مخالف بودم چون به دلیل همین بلندپروازیها نمیتوانست حضور فیزیکی کافی در ایران داشته باشد و در حد حقوق 30 هزار دلاری خود به ما خدمت نمیرساند.
نکته: باید با سبک و روش جدیدی در تیم ملی انگیزهها را ارتقا داده و دیدگاهی حرفهای ایجاد کنیم. این کار مهم از طریق جذب مربیان بزرگ و استفاده از برنامهریزی آنها انجام شدنی است
اگر قرار بود او اینگونه به ما سرویس دهد، یعنی برنامهای بدهد و برود تا دستیار ایرانیاش اجرا کند خب من دوستان مطرحتری از او در ایتالیا داشتم که میتوانستند برنامه دهند و فردی مثل من به عنوان سرمربی مجری آن شود، ولی این در شان والیبال ما نبوده و نیست. او نسل قدیم والیبال ما را عوض کرد و چون با این تغییرات چالشبرانگیز به نتیجهای نرسید جایش به مدنی سپرده شد که بعد از مدتی نتایج خوبی به دست آورد، اما واقعا انتظار از والیبال ما بیش از نتایج خوبی است که طی 2 سال اخیر با مدنی به دست آمده است. باید با سبک و روش جدیدی در تیم ملی انگیزهها را ارتقا داده و دیدگاهی حرفهای ایجاد کنیم. این کار مهم از طریق جذب مربیان بزرگ و استفاده از برنامهریزی آنها انجام شدنی است.
در این بین نظریهای وجود دارد و آن پرهیز از تغییراتی بنیادی نظیر آن چیزی است که گائیچ انجام داد. در حقیقت گفته میشود مربی جدید تیم ملی نباید تیم خوب فعلی را کنار بگذارد و دوباره از صفر آغاز کند.
نه بنا نیست بازیکنان عوض شوند، البته شاید در این بین چند نفری هم جا به جا شوند ولی روشهای تمرینی تغییر میکند، درست مثل روزنامهای که تاکنون تمام تمرکز خود را روی جذابیت و گیرایی صفحه اولش میگذاشته و از وزن و جذابیت صفحههای دیگر غافل میمانده است، ولی سردبیر جدیدی بیاید و بخواهد مطالب خوب را در تمام صفحات توزیع کند.
اساسا مزیت مربیان بزرگ بر دیگر مربیان، در برخورداری آنها از خلاقیتهای فردیشان است. گائیچ سبک نوینی را با خود به ما هدیه داد، ولی پیش از او «پارک کی وون» کرهای هم با افکاری نوین به ما کمک میکرد همچنان که من هم همیشه از لیگ ایتالیا برای پیشرفت والیبالمان طرحهای نو به سوغات میآوردم. طرحهایی مثل پیشنهاد برگزاری بازیهای پلی آف در لیگ یا الزام تیمها به استفاده از مقوله آنالیز، اما همیشه در مقابل طرحهای نو، مقاومتهایی صورت میگیرد و قبولاندن و جاانداختن اینگونه طرحها کار سادهای نیست و به ابزارهایی نیازمند است. زمانی که «پارک» برای آنالیز از هندزفری و هدفون استفاده میکرد فقط او را مسخره میکردند ولی الان خوشبختانه میبینیم همه باشگاهها از این ابزارها بهره میگیرند.
باید دست به دست هم بدهیم و اگر چنین شود در 2 یا 3 سال آینده رشدی چشمگیر و جهشی واقعی را در والیبالمان شاهد خواهیم بود که باید پایه آن در تیمهای نوجوانان و جوانانمان باشد که به طور واقعی و به دور از پدیده صغر سنی به موفقیتهای بزرگی برسند. در این مسیر نیاز زیادی هم به حضور مربیان جوانی داریم که مدت زیادی از کنار رفتنشان از میدان به عنوان یک والیبالیست نمیگذرد.
به افرادی مثل پیمان اکبری اشاره میکنید که در نخستین تجربه مربیگری خود، عنوان خیرهکننده سومی باشگاههای جهان را به دست آورد؟
قطعا از موفقیت او خیلی خوشحالم. او در عین کسب این موفقیت بزرگ در لیگ خودمان با پیکان رقابت سختی با تیمهایی مثل داماش، کاله و پتروشیمی ماهشهر دارد. به هر حال اینگونه مربیان علاوه بر برخورداری از تجربیات با ارزش در میدان بازیگری نشان دادهاند که ویژگیهای منحصر به فردی هم دارند. البته افرادی نظیر اکبری، معدنی، محمودی و افشار دوست ضمن طی کردن کلاسها و دورههای آموزشی، تحصیلات دانشگاهی مرتبطی نیز داشتهاند که در دوران گذار والیبال ما از روشهای کم و بیش سنتی به شیوههای روز و نوین بسیار مفیدند. فکر میکنم دیگر دوران مربیان سنتی والیبال تمام شده است. البته من شخصا از حضور مربیان قدیمی در کنار خود در قالب مدیر فنی بهره خواهم گرفت چون معتقدم تجربه عنصر بسیار ارزشمندی است که آن را باید در بین افراد کهنهکار جستجو کرد.
و در پایان...؟
انقلابی در عرصه مربیگری والیبال ایران صورت میگیرد و برای هر کسی که در راس تیم ملی قرار گیرد آرزوی موفقیت میکنم چون مطمئنم همه شرایط در حال مهیا شدن برای قهرمانی ایران در آسیا و حضور در جمع 8 تیم برتر جهان است و کسی هدفی جز طنیناندازی پرچم عزیز کشورمان در عرصههای بزرگ فرامرزی ندارد.
مجید عباسقلی / گروه ورزش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم