سبزههایی که از چند هفته مانده به آغاز رسمی سال نو به دور کوزههای سفالی یا در بشقابهای تخت میکاریم تا در روز سیزدهم عید به همراه همه نحسیهایی که احتمالا این روز با خودش دارد دور بیندازیم و خلاصه یک عالمه رسم و رسوم دیگری که بدون آن که آنقدرها در قید و بند ریشه و اصل و اساسشان باشیم با رغبت و میلی بیاندازه دست به انجامشان میزنیم. عید نوروز برای ما جشنواره سنتهایی است که لزومی ندارد آنقدرها به دنبال ریشه و پیشان بگردیم آنقدر که هنوز هم انجامشان میتواند لذتبخش باشد.
به استقبال تعطیلات
6 ماه تمام را در انتظار 2 هفته تعطیلات عید نوروز بودیم. آن روزها که به مدرسه میرفتیم و تعطیلات تابستان با تمام شدنش، درس و مدرسه را پیش رویمان میگذاشت. بعدتر که پایمان به دانشگاه باز شد و قدر تعطیلات را بهتر از قبل دانستیم نوروز هم برایمان یادآور روزهای تنبلی و استراحت بود. راستش این که بعد از مدتی دیگر کمی از تعطیلات شاکی شده و اگر خیلی اهل مسافرت و دید و بازدیدهای عید نبوده باشیم از این همه تعطیلات به تنگ میآییم. احتمالا به اصطلاح توی خانه کف میکنیم و کسی نیست که یک لیوان آب به دستمان بدهد. برای این که همه خانواده اسباب و اثاثیه را از چند روز قبل از عید بار ماشین کرده و راهی مسافرتی پانزده، بیست روزه شدهاند و ما که حالا دیگر حسابی بزرگ شدهایم ترجیح دادهایم که تعطیلات را به تنهایی و در خانه بگذرانیم و مگر چند روز میشود پاها را روی پا انداخت و از غذاهای آمادهای که مادر در فریز گذاشته خورد؟ هر آدمی بالاخره از تنبلی خسته میشود و آرزو میکند که ایکاش تعطیلات را با خانواده راهی شیراز و اصفهان شده بود. با این همه باز هم هر سال همین آش و کاسه را برمیداریم و انگار تکراری بودن طعمش را فراموش میکنیم. اصلا دانشگاهها و کلاسهای درس را از یکی دو هفته مانده به عید تق و لق میکنیم و توصیهها و داد و بیدادهای مسوولان دانشگاه و استادها را هم در نظر نمیگیریم. با کله به استقبال تعطیلاتی میرویم که در 70 درصد موارد حوصله سربر و در روزهای آخر حسابی عصبیکننده است. با همه اینها ما باز هم به استقبال تعطیلات میرویم. بچهتر که بودیم که جنگ نوروزی میدادند دستمان و ما آنقدر سرگرم شیطنت و آجیلخوری بودیم آن روزها که در آخرین روزهای عید با استرس تمام مینشستیم به حل کردن مسالههای ریاضی و نوشتن معنی لغتها در تمرینات زبان فارسی و انگلیسی. بچهتر که بودیم تعطیلات نوروز برایمان کافی نبود آنقدر که کار داشتیم برای انجام، هیجان داشتیم برای بروز دادن.
و اما خرید لذتبخش نوروزی
اما خریدهای نوروزی حال و هوای دیگری دارد. با این که هر سال دوستانی را که لباس عید میخرند مسخره میکنیم و از این که لباس نوهایشان را تا لحظه تحویل سال نمیپوشند بهشان میخندیم، اما واقعیت این است که بیشتر ما خرید عید را یکجور سنت دوست داشتنی میدانیم که حاضر نیستیم از دستش بدهیم. مخصوصا ما دخترها که در هر شرایطی عاشق خرید کردنیم و کیف و ساکهایمان در این روزها به حد انفجار پر میشوند وقتی از خیابانگردیهای قبل از عید به خانه برمیگردیم. حتی اگر لباس نو نخریده باشیم و همان کفشهای پارسال را هم پا کنیم باز هم از خرید ضروریات غافل میشویم.
مغازهها حراجهای سالانهشان را از یک ماه مانده به عید آغاز میکنند و با این که اغلب جنسهای به قول مامان بنجلشان را در این روزها رو میکنند و انبارشان را از لباسها و لوازمی که چند سالی است آن تو خاک میخورند خالی میکنند، اما همیشه در میان آنها چیز دندانگیری برای خرید پیدا میشود. عید نوروز بدون خریدهای شب عید کامل نمیشود. تاره باید دوستان و فامیل را هم فراموش نکنیم. عیدیهای آنها را هم در فهرست خریدمان بگنجانیم و حواسمان باشد برای او که عزیزتر است وقت و سلیقه جداگانهای صرف کنیم. عید نوروز بهمان این اجازه را میدهد که مهربانتر باشیم و اگر محبت پنهانی داریم آن را راحتتر از بقیه مناسبتهای سال ابراز کنیم. خرید کادوی عید یکی از راههای غیرمستقیم این ابراز محبتهاست، برای آنها که از راههای مستقیم فراریاند.
البته در کنار حراجهای نوروزی که خیلی از ما مدگراها نمیتوانیم جنسهای مورد نیازمان را آن تو پیدا کنیم و مدلهای جدید لباس و کفش را ترجیح میدهیم، خرید از مغازههایی که کالاهای مد و به روز را میآورند کاری است پرخرج. این که کفش بهارهای بخریم که امسال به بازار آمده آن هم در آن روزهای باقیمانده به عید کار هر کسی نمیتواند باشد. باید جیب پر پول داشت یا یک پدر دست و دلباز. در این میان بعضیهایمان زرنگی کردهایم و از یکی دو ماه پیش از آن که قیمتها به خاطر عید بالا برود خریدهای ضروری و بزرگمان را انجام دادهایم. مبلها را عوض کردهایم و اگرچه آنها را هنوز نچیدهایم، اما سورپرایز یک دکوراسیون جدید را از چند ماه قبل برای خودمان و میهمانان نوروزی خانهمان ایجاد کردهایم.
خرید عید بیشتر از آن که یک کار ضروری باشد مثل خانهتکانی عید، یک سنت و رسم قدیمی است. در ادامه همان رسمی که ازمان میخواهد در آغاز سالی که دارد نو و تازه میشود ما هم باید نونوار باشیم و هر چه کهنگی و پوسیدگی است را کنار بگذاریم. پس توصیه مرا فراموش نکنید که تا لباسی پوسیده و مبلی کهنه نشده آن را دور نیندازید. باور کنید حفظ سنتها آنقدرها هم کار ضروریای نیست وقتی قرار باشد صدها هزار و بلکه میلیونها تومان برایش پول خرج کنیم.
محدثه فروتن
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم