«جن‌گیر»‌ها هم می‌میرند

حتما قبول دارید که تعریف بعضی از واژه‌ها چه بخواهیم چه نخواهیم با جوان و معنای جوانی گره خورده است. در سینما هم وقتی از ترس حرف می‌زنیم، از آنجا که بزرگ‌تر‌ها اغلب طاقت دیدن خون و جسد و دراکولا و امثال اینها را ندارند، سراغ نسل جوان می‌رویم. حالا اگر کسی جوان نبود، ولی دلش ژانر وحشت می‌خواست، این گوی و این میدان. البته خواندن این صفحه به خانم‌های باردار، کسانی که بیماری قلبی دارند و خلاصه همه آنها که ترس برایشان بد است، توصیه نمی‌شود!
کد خبر: ۳۸۷۴۰۸

هنوز که هنوز است، وقتی فیلمی‌ در ژانر وحشت به بازار می‌آید با چنان استقبالی از سوی نسل جوان روبه‌رو می‌شود که کار به ساخته‌شدن قسمت دوم و سوم و حتی این روزها، هفتم آن می‌کشد و این اتفاقی است که تنها در ژانر وحشت می‌افتد!

پادشاه ترس‌ها، «جن‌گیر»

نسل‌های پیش‌تر از ما، سینمای وحشت را با فیلم «جن‌گیر»، اثر جاودانه «ویلیام فریدکین» به یاد می‌آورند. فیلمی ‌که حتی خیلی از نسل سومی‌ها، بعد از گذشت نزدیک به 40‌سال از ساخت آن، هنوز معتقدند ترسناک‌ترین فیلم تاریخ سینماست. البته همه می‌دانیم که بعد از این فیلم، فیلم‌های زیادی برای رقابت با جن‌گیر ساخته شدند که موفقیت‌هایی هم داشتند. از جمله فیلم «حلقه»، «سه‌گانه جیغ»، «ششگانه اره» و اخیرا «پارانرمال اکتیویتی» که فضای جدیدی از ژانر وحشت در قالب ماکیومنتری به بازار ارائه کرده‌اند، ماکیومنتری ژانری است در سینما که ترکیبی از ژانرهای مستند و کمدی است. راستی! آیا در این میان سینمای «آلفرد هیچکاک» که استاد دلهره لقب دارد، جایگاه خود را از دست داده است؟!

چند می‌گیری بترسی؟

اکنون در آستانه قرن جدید مخاطبان جوان این‌گونه فیلم‌های وحشت‌آور به این سادگی‌ها نمی‌ترسند. به عنوان مثال اگر زمانی «حمله ربایندگان اجساد» در دهه 1950 تماشاگر را می‌ترساند، اکنون دیگر نمی‌تواند تماشاگر دهه ابتدایی قرن بیست‌و‌یکم را بترساند و برای همین، سینما در‌صدد است راهکارهایی تازه برای ترساندن مخاطبانش پیدا کند. 2‌نمونه «جادوگر شهر بلیر» و «دیگران» تلاش‌های جدید سینما برای راه یافتن به ساختاری تازه است تا ما بترسیم.

زنجیره تولید که کامل باشد

وقتی کسی مستند «جای خالی خانم یا آقای ب» را می‌سازد و آن همه جایزه می‌برد و همین طور بهتر و بهتر ادامه می‌دهد، مطمئن می‌شوی که این کارگردان جهان‌بینی درستی دارد زیرا ایده‌های بدیع، بدون داشتن جهان‌بینی و زاویه دید شکل نخواهند گرفت. «رضا دریانوش» خودش درباره سینما و این تعریف‌هایی که ما از او کردیم صحبت کرده است.

رضا دریانوش: «به نظر من سینمای جهان 2 قطب دارد. یکی سینمای آمریکا و دیگری سینمای سایر کشورهای جهان. حالا چرا این اتفاق برای سینمای آمریکا افتاده است؟ چون این سینما شرط هویت خود را حفظ کرده و تقاضا را در کشور خود و سایر کشورها ایجاد کرده است. آنها کاری کرده‌اند که همه به سینمای‌ هالیوود نیازمند باشند. در این کشور 30‌هزار سالن سینما وجود دارد و خب متقابلا این سینما‌ها فیلم‌هایی نیاز دارند که در آنها پخش شود. زنجیره تولید در این سینما کامل است و ابزار بسیار حرفه‌ای و مناسبی را به کار می‌گیرند. در نهایت داستان سینمای‌ هالیوود، داستانی است که از ذائقه مردم برگرفته می‌شود. آنها می‌بینند ذائقه مردم چه داستانی را دوست دارد، پس همان را می‌سازند.»

سینما از مردم یا مردم از سینما!

«البته این نوع از تفکر، ایده‌آل شخصی من نیست و خودم با این مساله که گفتم مخالفم، زیرا فیلمساز نباید منتظر باشد تا ببیند مخاطب چه مطلبی را دوست دارد و آن را برایش بازگو کند بلکه هنرمند باید برای مردم سلیقه‌سازی کند. در سینمای همه کشورها هنرمندانی هستند که نشان می‌دهند از سطح سلیقه عمومی ‌مردم بالاتر هستند و برای آنها ذائقه‌سازی می‌کنند.»

روند عمومی‌ سینمای جهان تقریبا در سطح همین مسائل سینمای ماست، اما با سطحی بسیار بالاتر و دورتر از امکانات سینمایی ما و ابزار حرفه‌ای که ما در دست داریم.

بعضی‌ها سینمای مستقل دارند

از میان فیلم‌های بسیاری که به صورت دی‌‌وی‌‌دی در ایران یا بر پرده سینماهای جهان دیده‌ام، 2‌فیلم را خیلی دوست دارم و فکر می‌کنم کارگردان‌های آنها نگاه و سینمای مستقل دارند. یکی از این فیلم‌ها «پیغام‌رسان» بود که هم با علایق شخصی من هماهنگ بود و هم از نمونه‌های بسیار خوبی بود که عوارض بعد از جنگ را نشان می‌داد. این فیلم به این دلیل از نمونه‌های مستقل ‌هالیوود محسوب می‌شود که بدون هیچ سوپراستاری با بضاعت محدود خود، تاثیر‌گذاری عمیقی دارد.

آمریکایی و عوارض جنگ در خاورمیانه

فیلم دیگر مورد علاقه من، «برادر» است که از عوارض جنگ هم در آمریکا و هم در خاورمیانه می‌گوید و چقدر خوب آسیب‌هایی را که خانواده و جامعه را تهدید می‌کند، به نمایش می‌گذارد. این فیلم پیامی ‌تکان‌دهنده دارد. از این فیلم می‌فهمیم که یک سرباز آمریکایی چه پیروز شود و چه کشته، در هر صورت مهره‌ای سوخته محسوب می‌شود که تبعاتش همه جامعه آمریکا را در‌بر‌می‌گیرد. من به این نوع از سینما احترام می‌گذارم، به آن فکر می‌کنم و غبطه می‌خورم که چرا ما چنین سینمایی نداریم.

مریم اکبرلو

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها