این استراتژی درستی است به شرط آنکه روش ارائه آن نیز دقیق و علمی باشد. دنیای مدرن امروز ابزارها و آداب خود را برای برقراری توازن و برتری در عرصه رقابت سریع دارد و در این میان رسانه تقریبا در تمام عرصههای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و ورزشی مهمترین ابزار تبلیغ و برتری بهشمار میرود و پارادایم جنگ نرم هم براساس همین الگو برنامهریزی شده است.
استعمار در دوره جدید مهمترین ابزار برتری خود را تسلط بر ذهنها و افکار عمومی مردم جوامع مختلف قرار داده و سادهلوحانه است اگر فرض کنیم هزینههای هنگفت ایجاد رسانههای جدید از طریق ماهواره و اینترنت برای امری غیر ازافزایش نفوذ و اشاعه فرهنگ صاحبان آن است .
تبلیغ انواع پوشاک و غذاها با مارکهای جذاب غربی، الگوسازی برای پوشیدن لباسهای مد روز برای زنان و مردان، الگوسازی در زمینه مدلهای جدید مو و تبلیغ انواع غذاهای غربی با طعمها و اشکال زیبا و جذاب، اکنون دیگر یکی از روشهای مهم و البته پیچیده جذب مخاطب و جلبنظر مردم و به خصوص جوانان کشورها به شمار میرود که غرب با در اختیار داشتن غولهای رسانهای به بهترین شکل ممکن از این الگو استفاده میکند، بیآنکه کسی شک کند که این بمباران رسانهای بخشی از یک برنامه سلطه جهانی است و البته کارگزاران اقتصادی آن با سودهای کلانی که به جیب میزنند حامی این دیپلماسی جدید هستند.
در این میان حداقل کاری که باید انجام شود آن است که ما هم رسانههای خود را هم از نظر امکانات فنی و تکنولوژیکی و هم اصول حرفهای ارتباطات تقویت کنیم. در این زمینه، چندی پیش طرحی درباره آموزش ندادن غذاهای خارجی در صدا و سیما به عنوان پرمخاطبترین رسانه کشور از سوی معاون رسانه ملی مطرح شد که البته رسانههای بیگانه انتقادات زیادی را درباره آن عنوان کردند و مشخص شد این طرح به هدف خورده است که تا این اندازه برای آنان حائز اهمیت بوده است.
بر همین اساس برآیند جلوگیری از آموزش طبخ این نوع غذاها آن هم در رسانه ملی، ممانعت از نفوذ فرهنگ غربی به میان خانوادههاست و از یادآوری نام خارجی یکغذا و عادت به طعم آن و در نهایت اندک گرایشی به آن سو جلوگیری میکند. از سوی دیگر کار تبلیغاتی و معرفی غذاهای ایرانی نیازمند طراحیهای دقیق و البته تغییراتی در نحوه ارائه آن است که عنصر سرعت، زیبایی و طعم لذیذ را هم پوشش دهد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم