چرا جوان ها سراغ فال و فالگیری می روند؛

فالگیر: پارسال نه ، پیرارسال اتفاق ناگواری برای تو افتاده. زن: نه. 2 سال پیش بود. تازگی ها هم خطر بزرگی از سرت رفع شده ولی هنوز ناراحتی در پیش داری.
کد خبر: ۳۸۶۷۷

بله زمین خوردم پایم در رفت ، یا این که بیمار شده بودم با شوهرم دعوایم شده بود. شوهرم ورشکست شده بود. سقف حمام خانه مان ریخته بود.
یا حتی پسرعموی دایی پسرخاله شوهر عمه ام فوت کرده بود.
به هر حال او باید یک خاطره تلخی یادش بیاید وگرنه بیخودی بلند شده آمده اینجا و این همه مدت معطل شده است...
سفری در طالع تو هست ، یا تازه به سفر رفتی یا به همین زودی به یک مسافرت طولانی خواهی رفت. شاید زیارت باشد.
نرفتم. خدا از دهانت بشنود؛ ولی قرار است چند ماه دیگر بروم کربلا، خیلی خسته شده ام خدا کند که بزودی جور شود.
از شوهرت خیر ندیده ای ولی ستاره اقبال تو بلند است و بزودی صاحب اولاد اهل یا ثروت زیاد خواهی شد.
بله همیشه اخلاقش مثل... است. خیلی عنق است. چه کار کنم که با من مهربان تر بشود؛
سطرهای بعدی ادامه این صحبت هاست. لازم نیست من بنویسم. خودتان حدس بزنید. فالگیر همچنان از این حرفها می زند تا زن همه چیزهایی که درباره زندگی خانوادگی او و گرفتاری هایش لازم دارد بریزد بیرون و آن وقت زیر لب زمزمه کنان با خود می گوید: ای بیچاره دلم برایت می سوزد، موکل تو به تو ضربتی زده ، این است که همیشه افسرده و ناراحت به نظر می رسی.
از یک چیز می ترسی مثل این که دلهره داری و طالعت کم فروغ است. کلید گشایشش دست خودم است. زن به التماس می افتد و از روی ساده دلی می گوید: ای خانم! دستم به دامنت ، کاری بکن ضربتی را که موکلم به من زده از میان برود. بدبخت شدم خانم.
یک پول قلمبه از کیسه شوهر زن درمی آید و به جیب زن فالگیر می رود و او شربتی را می دهد که او موقع شام به خورد شوهرش بدهد.
فردا وقتی زن جلوی بیمارستان منتظر شوهرش است که به خاطر خوردن یک شربت نامشخص مسموم شده ، می داند که واقعا دیگر از شوهرش خیری نخواهد دید و باید به یک سفر برود؛ شاید خانه ننه بابا.

پرده آخر، چراغها خاموش این هم تحفه مدل 2004
سال سرد 2000 که بشود آدمها آنقدر میکانیکی می شوند و عقلشان توپ توپ که دیگر هیچ کار غیر عقلانی و غیر منطقی ای از آنها سر نمی زند.
این بحثی بود که 30، 40 یا 50 سال پیش نقل بحثهای محافل علمی و اندیشمندی بود؛ اما این سال سرد هم رسید و حالا چند سالی هم از آن گذشته است ؛ اما هنوز آدمهای زیادی هستند که مخشان را هیچ وقت از آکبندی درنیاورده اند؛ آدمهایی خرافاتی و مضطرب ، آدمهایی که اشتباهاتشان را به حساب طالع و تقدیر می گذارند، آدمهای دنیای فال و فالگیری.

بفرمایید، همه نوعش را داریم
فالگیرها به اندازه تیپ و جیب آدمهایی که به آنها مراجعه می کنند، متفاوتند.
طالع بینان فیس و افاده ای بالای شهری با منشی و راننده مخصوص که درست مثل متخصصان مغز و اعصاب نوبتهای چند ماهه می دهند و ویزیت های آن چنانی می گیرند؛ آنهایی که به جای استفاده از روش قدیمی سر کتاب باز کردن ، اکسیرهای کلاس بالای شیمیایی تجویز می کنند، سولفات ، فسفات و کربنات خوشبختی ، پودر H2K شانس و شربت اورانیوم عشق شوهر و...
فالگیرهای روستایی و پایین شهری که داروهایشان مخلوطی از ادرار پسر نابالغ 7 ساله ، پهن گوسفند گوش سفید چشم سبز و ریشه تربچه سه روزه با دماغ مار جعفری است.
فالگیرهای کولی دوزاری توی پارکها که همیشه به مشتریانشان می گویند که بزودی یک عروس خوشبخت خواهند شد یا آن که یک عروس خوشبخت را به خانه می آورند و به آنها یک دانه تسبیح می دهند که یعنی مهره مار است.
کودکان خیابانی ای هم هستند که با یک مرغ عشق برایتان فال می گیرند یا آن که فالهای پاکتی را می فروشند. این آخرها نوع جدیدی از فالگیران هم دارند زیاد می شوند.
فالگیران سایبرنتیکی ، آنها که با کامپیوتر برایتان آینده تان را مشخص می کنند، فال ورق ، قهوه ، فال عشق ، فال چینی ، هندی و...
عجیب آن که این هنر صنعت آنقدر رشد پیدا کرده است که برای علاقه مندان تحقیقات کاملا علمی! درباره فال ، کتابهای زیادی هم در خصوص فال و فالگیری روانه بازار شده است.
حتی برخی نشریات هم مدتی است که فال هفتگی یا ماهانه می زنند. تیپهای این فالگیران محترم که به گفته خودشان با عالم غیب هم در ارتباطند، متفاوت است.
از خانمهای شیک پوشی که از مد ژورنال ها و بورداهای روز هم یکی دو سالی جلوتر هستند تا دراویش بدبویی که تنها چیزی که برایشان اهمیت دارد ریشهای بلند و موهای بافته و سیبیل های بناگوش در رفته شان است و اصلا یادشان نیست که آخرین باری که به حمام رفته اند کی بوده است ، زنان کولی چارقد به سر، بچه های کنار خیابانی کثیف و چرک که مدام با مرغ عشقشان از این سر شهر به آن سر شهر می روند، فالگیران دعانویسی که خودشان را به ناحق به سادات منسوب می کنند با شالی سبز و قیافه ای زهواردررفته...
تیپ و نوع هر کدام از آنها هر نوع که باشد مقصد و منظور یکی است. سرکیسه کردن آدمهایی که ساده لوحند.

بیچاره ام پس فال می گیرم

به همان اندازه که فالگیران و دعانویسان آدمهای هفت خط و مکاری هستند، آدمهایی هم که به آنها مراجعه می کنند، آدمهای ساده لوح و خرافاتی ای هستند که درگیر خرافات فردی یا اجتماعی هستند.

fal2

این گونه افراد معمولا یک نوع ترس خیالی ، مرموز و ناشناخته از یک شی ، فرد، حیوان یا تقدیری محتوم دارند و سعی می کنند با گرفتن فال از آن طالع نحس آگاه شوند و درصدد باطل کردن آن طالع نحس آگاه شوند و درصدد باطل کردن آن طالع بربیایند.
البته این اعتقاد و ترس خرافی ، به گروه بی سواد و یا بی اطلاع جامعه اختصاص ندارد، بلکه بسیاری از کسانی که به فالگیران بالای شهری و کلاس بالا مراجعه می کنند، افراد باسوادی هستند که متاسفانه اعتقاد عجیبی به این مساله دارند.
این گونه افراد متشخص و تحصیلکرده ، معمولا برای آن که انگ خرافاتی و ساده لوح بودن نخورند ، سعی می کنند عقاید خرافی خود را تحت اعتقاد به ماورا طبیعه یا حتی مذهبی بپوشانند؛ بنابراین آنها کسانی را که به فال و فالگیری اعتقاد ندارند، از نظر مذهبی ضعیف و بی اعتقاد می دانند.
این گونه افراد بیشتر از آن که به خود و توانایی های خود اعتقاد داشته باشند به نیروهای خارج از اراده خود معتقدند و آنها را در شکستهای خود دخیل می دانند.
دکتر تبریزی (آسیب شناس اجتماعی) درباره فالگیری و تقدیرگرایی می گوید: فال و فالگیری با درجه سرنوشت گرایی افراد مرتبط است و افرادی بیشتر به سوی فال گرفتن می روند که نقش خود را در زندگی بسیار کم می دانند و به قضا و قدر بیشتر اعتقاد دارند.
این افراد چون خود را در سرنوشت خود سهیم نمی دانند بیشتر به نیروهای مرموز و فوق بشری رو می آورند. در جوامعی که از نظر سطح دانش و آگاهی پایین هستند و بیشتر سنت حاکم است و در آن بی سوادی بسیار، مردم آن جامعه به سوی نیروهای دیگر که خارج از حیطه قدرت خود می دانند می روند.
اگر آگاهی مردم و سطح علم آنها بالا رود و اطلاعات آنها نسبت به جهان هستی زیاد شود این گرایش ها در مردم کمتر می شود.

تو خودت اعتراف می کنی
فالگیران معمولا انسان های زیرکی هستند که براحتی می توانند احساسات آدمها را به بازی بگیرند و با تسلط کاملی که به سخنگویی دارند شنونده را محسور خود کنند.
آنها روان شناسان ماهری هستند که براحتی می توانند دنیای درون آدمها را بکاوند و از آن هر چیزی را که احتیاج دارند به دست آورند و در یک فضای سحرانگیز کاری شبیه به اعتراف گرفتن انجام دهند.
بیشتر پیش بینی هایی که آنها می کنند، با توجه به گفته های فرد مراجعه کننده است.
آنها می دانند افرادی که به آنها مراجعه می کنند لزوما دچار مشکلی هستند، بنابراین معمولا به صورتی مبهم و تعبیرپذیر صحبت می کنند.
به عنوان مثال گفتن این که گرهی در کارت است ، می تواند برای افرادی با مشکلات مختلف تعابیر گوناگونی داشته باشد.
برای دختری که بی خواستگار مانده است ، این گره یعنی گره ازدواج ، برای زنی که فکر می کند همسرش به او بی مهر شده است ، این گره یک گره عشقی است و برای مردی که کارش را از دست داده است ، یعنی گره در کار روزمره اش و...
اگر چنین گره بزرگی هم نباشد، فرد در آن زمان باید گرهی برای خودش بسازد؛ گرهی مانند یک اتفاق جزیی که در آن لحظه به خاطر می آورد وگرنه هزینه و وقتش به هدر رفته است...

جنایت پشت دیوار فال

فالگیرها حالا یک پای ثابت صفحات حوادث امروز روزنامه ها و نشریات هستند.
اغفال زنان و دختران جوان ، قتل ، کلاهبرداری و... جرایمی هستند که پای آنها را به مطبوعات می کشاند. فالگیران و دعانویس ها از آنجا که معمولا با زنان احساساتی که دچار مشکلات خانوادگی و شخصی هستند در ارتباط هستند می توانند با تلقین به آنها به گونه ای آنها را تحت تسلط خویش درآورند و آنها را مطیع خود کنند.
با این حساب خیلی راحت می شود از آنها سوءاستفاده کرد.
بسیاری از فالگیران یا همان طالع بینان برای آن که بیشتر اعتماد مشتریان خود را جلب کنند، ظاهری مذهبی دارند و خودشان را منسوب به ائمه اطهار یا آن که نظر کرده می دانند و معمولا داستان شان هم این است که یک شب در خواب دیده اند که کسی به آنها گفته است که باید گره از کار دیگران بگشایند، بنابراین آنها به این شغل آبرومند! روی آورده اند.
به این طریق براحتی می توانند اعتماد دیگران را جلب کنند. چند مورد از این افراد فالگیر و دعانویس که در ماههای گذشته مرتکب جنایات متعددی ازجمله قتل و تجاوز شده اند، در اعمال خود از زنان ساده لوحی سود برده اند که براحتی به آنها اعتماد کرده و حتی آنها را براحتی به خانه هایشان راه داده اند و آنها نیز برای باطل کردن طلسم زندگی شان ، آنها را مجبور کرده اند که خودشان را تسلیم خواسته های نامشروع آنها کنند یا این که از خانه فرار کنند.
درویش حبیب ، رمال افسونگری که خبر مربوط به او در چند ماه گذشته در صدر اخبار صفحات حوادث امروز مطبوعات قرار گرفت در ویلایی در کوهین قزوین 3 نفر از مریدان خود را به قتل رسانیده بود و با اغفال دختران آنها را به فرار از خانه و زندگی کنار خود ترغیب می کرده است.
وی با هدف سوءاستفاده مالی از دیگران آنها را اغفال و با برقراری ارتباط از آنها اخاذی می کرد.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها