در این باره با چیستا یثربی که از نام آشنایان و فعالان در عرصه تئاتر کشورمان است گفتوگویی انجام دادهایم. وی متولد سال 1347 در تهران، نمایشنامهنویس، کارگردان، منتقد ادبی و مدرس دانشگاه است. یثربی دکترای روانشناسی تربیتی دارد و فعالیت هنری خود را از سال 68 شروع کرده است. وی همچنین تاکنون 4 بار جایزه اول جشنواره تئاتر فجر را برای نمایشنامهنویسی و کارگردانی برده و نمایش«سرخ سوزان» و «یک شب دیگر بمان سیلویا» ازجمله کارهای شاخص اوست.
تلهتئاترهای خارجی را که از شبکه 4 سیما پخش میشود میبینید؟
بله برخی از آنها را میبینم. یادم است حتی در دوره راهنمایی که تحصیل میکردم اینگونه آثار پخش میشد و آنها را نیز میدیدم.
آیا آثار انتخاب شده از جهت انتخاب و گزینششان مطلوب بودهاند؟
با محدودیتهای سیما معمولا آثاری انتخاب میشوند که شاید درجه یک نباشند. اخیرا تلهتئاتر «سایه یک سرباز» شون اوکیسی را دیدم، خوب بود ولی مشخصا، معلوم است حذف و پرش دارد. در واقع برخی صحنهها پریده بود. برعکس از آثار «تنسی ویلیامز» بیشترین تلهتئاتر در دنیا ساخته شده و ما نداریم. برای اینکه درست روی مسائل خانوادگی و اجتماعی حادی انگشت میگذارد که جامعه غرب به آن مبتلاست و الان در خانوادههای ایرانی هم وجود دارد، اما غیرقابل پخش از رسانه ملی است. شاید بشود در تئاتر شهر آن را اجرا کرد؛ چون در تئاترشهر یک عده خاص میروند و میبینند. ولی مردم عادی مطمئنا به آن واکنش نشان میدهند. چون برایشان عجیب و در واقع غیرقابل پذیرش است.
ولی من فکر میکنم ما باید سطح فکر مردم را در حدی بالا ببریم که بگوییم تئاتر یعنی فرهنگ، فرهنگ یعنی کلنجار رفتن با بایدها و نبایدها و حتی باورها و تابوهای جامعه. گاهی وقتها برخی سنتهای دست و پاگیر جامعه خلاقیت را از بین میبرند و برای جامعه ویرانگر است. نمایشنامههای «تنسی ویلیامز» همه در این باره است که برخی سنتهای دست و پاگیر، حتی چیز سادهای مثل احترام به والدین میتواند چگونه در بعضی از شرایط سوءتعبیر بشود. برای همین فکر میکنم تلهتئاترهای خیلی خوبی را نمیتوانیم ببینیم.
باز هم من فکر میکنم پخش همین آثار هم غنیمت است، برای کسانی که با تئاتر غرب آشنایی ندارند و حوصله خواندن نمایشنامهاش را هم ندارند و لااقل میفهمند که نمایشنامه خوب نوشتن یعنی چه و آن وقت دیالوگ این نمایشنامهها را مقایسه میکنند با دیالوگهایی که برصحنه تئاتر خودمان میبینیم.
به هر حال در همین حد هم که نشان داده میشوند خیلی خوب است و جاهایی را مجبور هستند حذف کنند که البته باید حذف کنند، چون خیلی جاها با شرایط ما نمیخواند. در کل برای مردم عادی ما خوب است. با تئاتر غرب آشنایی پیدا میکنند و شاید هم به تئاتر و تئاترهای تلویزیونی علاقهمند شوند.
فکر میکنید تلهتئاترهای تلویزیونی خارجی که تاکنون روی آنتن رفتهاند از چنان تنوع و ویژگیهایی برخوردار بودهاند که بتوانند مخاطبان با سلیقههای مختلف را به سوی خود جذب کنند؟
نه. اینها چون گزینشی هستند، بیشتر خانوادگیها ترجیح داده میشوند. بدیهی است که رمانتیک، عشقیها، تاریخیها و سیاسیها انتخاب نمیشوند. بنابراین بیشتر افراد ملودرام بین جذب میشوند. البته چارهای هم نیست. آنهایی که خیلی سیاسی یا خیلی تاریخی یا ممکن است موردهای دیگر داشته باشند مثلا آثار «ژان آنوی» برای ایران مناسب نیست. ولی «تنسی ویلیامز» سلیقه من است. من که روانشناسی خواندم و به روانشناسی اجتماعی پایبندم و او خیلی دقت دارد در روانشناسی اجتماعی.
حالا که صحبت از مخاطب شد اساسا تئاتر به نسبت تلویزیون و سینما با مخاطب محدودی روبهرو نیست؟
در همه دنیا همینطور است. حتی گالریهای نقاشی هم نسبت به تئاتر مخاطب بیشتری دارند. تئاتر در همه جای دنیا مهجورتراست. برای این که یک عده خاص میروند و تئاتر میبینند. مگر سالن تئاتر ظرفیتش چقدر است. سالن قشقایی 120 نفر ظرفیت دارد. مسلما کسی که سالن قشقایی را ساخته، میدانسته تماشاگران اگر خیلی هنر کنند بیشتر از 120 نفر نمیآیند برای دیدن.
علت محدود بودن مخاطب تئاتر چیست؟
خیلی واضح است.چندین علت دارد که فرد بیاید تئاتر ببیند. 1 ـ فرد باید متفکر باشد تا تئاتر ببیند، یعنی نیاز به تفکر داشته باشد. خیلی از مردم ما تلویزیون و ماهواره آنها را اقناع میکند و حتی دیگر سینما هم نمیروند. دیویدیاش را میخرند. 2 ـ فرد باید نیازهای اولیهاش تامین باشد تا تئاتر ببیند. مثلا فرانسه بیشترین سالنهای تئاتر را دارد، شبی بیش از صد اجرا فقط در پاریس روی صحنه میرود، چون نیازهای اولیهشان فراهم است. یا مردم سوئیس که وضع بهتری دارند از نظر اقتصادی، اما بین کره شمالی و جنوبی، کرهشمالی فقیرتر است. کره جنوبی پولدار است و آنها تئاتر میبینند. پس علت اقتصادی هم دارد. 3 ـ مردم باید وقت کنند تئاتر ببینند. تئاتر ساعت 9 ـ 10 شب تمام میشود و خیلی از علاقهمندان به تئاتر نمیتوانند این موقع شب بروند و تئاتر ببینند، مخصوصا بانوان.
کار کردن در تئاتر خیلی سخت است. تئاتر درآمد ندارد. امکانات ندارد. مهجور است. خیلیها تئاتر را رها کردند برای همین مشکلات. خیلیها رفتن خارج از کشور. اصغر فرهادی رفت سینما. حسن فتحی رفت سینما. به قول «آلبر کامو» سلحشوری میخواهد تئاتر کار کردن در کشوری که فرهنگ استحکام و قوت خود را پیدا نکرده است. البته «سوءتفاهم» آلبر کامو از شبکه 4 پخش شد خیلی خوب بود و خوشحالم که آن را پخش کردند.
سوال اصلی من این بود با توجه به مخاطب محدود تئاتر برای آشتی دادن بیشتر مخاطب با تلهتئاتر، آن هم تلهتئاتر خارجی چه تلاشهایی باید صورت پذیرد؟
ما مخاطب تلهتئاتر نداریم. تلهتئاتر خیلی خوب است از این جهت که باعث میشود مردم بیشتر تئاتر ببینند. ولی من کمکم دارم به این نتیجه میرسم که مثل تیراژ کتاب که در ایران خودت را بکشی 2000 تاست یا اگر کتابی خیلی عامهپسند باشد یا خیلی طرح جلد جالبی داشته باشد یا مد بشود به 4 یا 6000 برسد. میخواهم بگویم هر چقدر تلهتئاتر بیشتر نشان بدهند مردم شاید علاقهمند شوند، اما تئاتر بین نمیشوند. چون وقتی تئاتر بین میشوند که نیازهای اولیه شان بر طرف بشود. بلیت در تئاتر شهر بین 10 تا 12 هزار تومان است و در ایرانشهر 23 هزار تومان، هر کسی نمیتواند تئاتر ببیند قبول کنید، اما تلهتئاتر را مجانی از تلویزیون میبینند. خیلی از این تلهتئاترها قوی و مناسب هستند.
(«سوء تفاهم» آلبر کامو) و («سایه یک مبارز» شوم اکیسی) بسیار قوی است، اما باعث نمیشود مردم به دیدن تئاتر بروند. تلهتئاتر، فرهنگ تئاتر در کشور را بالا میبرد، خرید نمایشنامههای خارجی را هم بالا میبرد. من دقت کردم، هر تلهتئاتری که تلویزیون پخش کرده است و نمایشنامه آن هم بیرون وجود داشته مردم هم آن کتاب را خریدهاند. چرا یک پخش تلهتئاتر این خوبی را دارد که مردم به تئاتر علاقهمند میشوند و کتابش را میخوانند. الان هر چی به قول«آلبر کامو» فرهنگ تئاتر در کشور بالا برود، انگار فرهنگ تفکر بالاست حالا حتی اگر نیایند تئاتر ببینند همین که تلهتئاتر خوب خارجی ببینند، توقعشان از تلویزیون بالا میرود. از سریالهایمان، از فیلمهایمان. به هر حال من فکر میکنم پخش این تلهتئاترها از شبکه 4 سیما یک حرکت مبارک است. البته از 2 یا 3 سال بعد از انقلاب پخش میشده است.
اما چند بارهم در پخش این آثار وقفه افتاده؟
بله، چند بار وقفه افتاد و من خیلی از تلهتئاترهای خوب اون موقع رو هم دیدم مثل«مرگ فروشنده.»
اخیرا اتاق فکری برای تلهتئاتر در معاونت سیما تشکیل شده، فکر میکنید این تشکیلات چقدر میتواند موثر باشد و برای گزینش تلهتئاترهای خارجی چه محورهایی را باید مورد توجه قرار دهد؟
البته بنده که دعوت نشدم. اما میدانم این که همواره یکسری آدم ثابت نظر بدهند به جایی نمیرسیم. آدمهایی مثل من 23 سال عمرشون روگذاشتن در این کار و از من باسابقهتر هم خیلی داریم. باید از نظرات مختلف استفاده کرد. اتاق فکر یعنی شورا، مثلا من اگر بروم میگویم تئاترهایی پخش کنیم که ساختار موضوعش به فرهنگ ما بخورد. کارهای چخوف، اصولا تلهتئاترهای روسی فضایش به ما میخورد. اتاق فکر اسم قشنگی است؛ زمانی برای سینما هم تشکیل شده بود ولی باید دید چقدر کارایی دارد. وقتی چند نفر ثابت در همه اتاق فکرها وجود دارند دیگر نسیمی نمیوزد. سیمافیلم، فارابی، کانون پرورشی فکری و... آدمهای مختلفی رو دعوت میکنند، با تفکرات مختلف این است که رشد ایجاد میشود. تلویزیون باید از سلایق مختلف بهره ببرد و از آدمهایی در اتاق فکر تلهتئاتر استفاده کند که اهل تئاتر هستند. تلهتئاترهای خوب میبینند، از همه مهمتر زبان میدانند، خودشان تلهتئاتر وارد میکنند. من هروقت رفتم روسیه کلی تلهتئاتر خوب دیدم و آوردم، همه آنها مال چخوف است و همه هم قابل پخش است.
خب به هر حال مدیران هم با توجه به سیاستهای رسانه عمل میکنند.
باید بگذارند فکرهای جدید هم بیایند. مدیریت صدا و سیما، آقای ضرغامی به نظر من آدم روشنی هستند و این را در چند برخورد لحظهای که با وی داشتم احساس کردم، ولی ای کاش همه کمی بازتر فکر کنند.
بازخورد آثار پخش شده در میان همکارانتان و به طور کلی اهالی و علاقهمندان تئاتر تلویزیونی چگونه بوده است؟
همکارانم که معمولا وقت نمیکنند ببینند، اما بین مردم بازخوردش خیلی خوب بوده است. مثلا وقتی «سایه یک مبارز» یا «باغ وحش شیشهای» پخش شد، مردم خیلی علاقهمند شده بودند و خیلیها از من میپرسند آثار دیگر «تنسی ویلیامز» را از کجا میشود خرید؟ آنقدر بازیها خوب بود که مردم متعجب شده بودند.
آینده تئاتر تلویزیونی را در کشور و به طور مشخص در تلویزیون چگونه میبینید؟
امیدوارم اتاق فکر از آدمهای مختلف فراخوان فکری کند و بخواهند که بیایند و فکر بگذارند، در این صورت آینده را روشن میبینم. گروهی برای خرید آثار انتخاب شدند که کمی زبان بدانند. میشود تئاترهایی را انتخاب کرد که با فرهنگ ما بیشتر همسفران باشد.
به عنوان آخرین سوال از آخرین فعالیتهایتان برایمان بگویید؟
عزیزترین و عظیمترین پروژه زندگیم را دارم آماده میکنم به نام «اتاق تاریک.» نمایشی که سعی دارم به جشنواره فجر برسانم؛ 28 بهمن در سالن قشقایی تئاترشهر اجرا داریم و ادای دینی است به تمام نمایشنامهنویسان این کشور بویژه آنهایی که در راه قلم در دوران مشروطه کشته شدند؛ توسط قوام، وثوقالدوله و رضا خان. ادای دینی است به حرمت قلم و حرمت نمایشنامهنویسی این کشور. کار «پری کوچک دریایی» که برای خارج از کشور دعوت شده است، ولی دوست دارم اول در ایران اجرایش کنم. یک برداشت شخصی از عروسک دریایی «هانس کریستین» است. کتاب «افسار انجمن ارواح» به چاپ دوم رسید و 3 نمایشنامه زیر چاپ دارم به نامهای«پریخوانی عشق و سنگ»، «با صحرا بخوان، بیصدا» و «ازخواب تا مهتاب.»
الهام کریمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم