نمای نزدیک

مناظر تازه‌ای از یک کتابخانه

شما برای چه به کتابخانه می‌روید؟ سوال بی‌جایی است؟ اما چند منظره تازه به شما ثابت خواهد کرد که سوال چندان بی‌ربطی هم نیست. تصور کنید برف می‌بارد. فصل امتحانات است. شما هم مطابق معمول هر روز راه کتابخانه دانشگاه را پیش می‌گیرید تا به مدد کتابخانه و محیطش چند کلمه‌ای بیشتر درس بخوانید. کتاب‌های فراوانی را بار زده‌اید و از محیط سرد حیاط وارد کتابخانه می‌شوید.
کد خبر: ۳۸۳۵۵۸

 اولین چیزی که می‌بینید شما را به شک می‌اندازد که نکند اشتباه وارد شده‌اید. یک خانمی کنار بخاری نشسته و دارد با دو میل و یک کلاف کاموای آبی، بافتنی می‌بافد. حق دارید باور نکنید، چون من هم اول باور نکرده‌ام. کاموای خوشرنگی است و خانم هم دستش تند است. علمی‌ترین گمانه‌ای که می‌زنید این است که خانم دانشجو برای رفع استرس امتحان این کار را می‌کند. یک میز انتخاب می‌کنید و کتاب‌ها را تخلیه می‌کنید. می‌خواهید شروع کنید که می‌بینید از پشت سرتان همهمه و نجواهایی به گوش می‌رسد. برمی‌گردید و هنوز از ناباوری صحنه اول خلاص نشده صحنه دوم را می‌بینید. دو تا پسر دانشجو یک لپ‌تاپ مقابلشان و دو دسته بازی رایانه‌ای در دست مشغولند. هر کدام یک لنگه گوشی در گوششان است و حسابی غرق در بازی‌اند و در ضمن بازی با هم حرف هم می‌زنند؛ البته خیلی آرام. آنها متوجه هستند که اینجا کتابخانه است. کمی آن طرف‌تر یکی سرش را روی میز گذاشته و خوابیده که منظره عجیبی نیست. گویا از همه عجیب‌تر این است که من برای درس خواندن کتابخانه را انتخاب کرده‌ام.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها