حالا هم سبکوزن 5 مداله کشتی فرنگی ایران، دچار همین وضعیت شده، گرچه اهمیت از دست دادن مدال بازیهای آسیایی قابل قیاس با المپیک چین نیست و شاید همین تفاوت باشد که حتی اگر هزار بار دیگر هم داستان حضور حمید سوریان در گوانگجو را مرور کنیم بر اشتباه بودن اعزام وی مهر تایید زده شود.
آغاز مشکلات از سال 2008
حمید در المپیک 2008 شرایط روحی خوبی نداشت. قبل از سفر به چین ناخواسته درگیر حاشیهای شده بود که در یکی از اردوهای تیم ملی رخ داده بود. همه میدانستند رابطه خوبی بین او و کادر فنی وجود ندارد. او هم مثل سایر ملیپوشان دوست داشت زودتر مسابقات تمام شود و روحیه خوبی برای کشتی گرفتن نداشت.
وقتی به ایران بازگشت، خیلی زمان برد تا دوباره همان قهرمان باانگیزهای شود که مقابل حریفانش از پیش برنده است. او با چند ماه تمرین به دانمارک رفت و چهارمین مدال طلایش را به گردن آویخت.
این طلا، خط بطلانی بود بر این شائبه که او تمام شده. سوریان دوباره ثابت کرد که یک سر و گردن از حریفانش سرتر است.
او در مسکو هم پنجمین مدالش را گرفت تا تنها یک طلای دیگر تا رکورد عبدالله موحد فاصله داشته باشد.
مثل همه میدانها، او بعد از کسب مدال طلای جهانی، مدتی استراحت کرد. نمیخواست در بازیهای آسیایی کشتی بگیرد چون مدتی قبل وزن کم کرده بود و اگر دوباره این کار را تکرار میکرد، توانش تحلیل میرفت اما فشار یا اجبار نامحسوسی وجود داشت که حمید با سایر همتیمیهایش راهی گوانگجو شود.
سایر ملیپوشان هم مثل او در مسکو کشتی گرفته بودند اما شرایطشان با حمیدی که در وزن اول است و کیلوهای زیادی را کم میکند، فرق داشت.
اصرارها یا اجباری که بر اردوی تیمهای ملی کشتی سایه افکنده بود به اینجا رسید که حمید بار دیگر وزن کم کند و به بازیهای آسیایی برود و برای کسب مدالی که بیشترین اهمیتش برای سازمان ورزش و کمیته ملی المپیک بود، رودرروی حریفانش قرار گیرد.
شکست قهرمان
... و قهرمان ناباورانه در کشتی نیمهنهایی شکست خورد. آینده قهرمان 5 مداله و امید اصلی کسب مدال طلای المپیک 2012 خیلی ارزان به مدال بازیهای آسیایی فروخته شد.
برای او که 5 سال متوالی فینال جهانی را تجربه کرده بود، این ناکامی سخت بود. گویی کمر قهرمان زیر بار سنگین شکست خم شده بود. بعد از مبارزه صبح، ساعتها در حالت درازکش و در حالی که حولهای بر صورت داشت، بیحرکت ماند و نزدیک مسابقه ردهبندی، دوباره بند کفشهایش را محکم کرد و روی تشک رفت.
و باز هم شکست! او بعد از نزدیک به 16کیلو کاهش وزن در کمتر از 2ماه، با 2 برد و 2 باخت، به کارش در بازیهای آسیایی پایان داد تا داستان او و بازیهای آسیایی به یک تراژدی غمناک تبدیل شود. او دوباره دوست نداشت از کشتی چیزی بشنود.
و اما حمید سوریان... او که حالا به کشتیگیر باتجربه و سرد و گرم چشیدهای تبدیل شده، دوباره باز میگردد؟
او خودش بیش از هر فرد دیگری میداند که نباید شکست در بازیهای آسیایی(که اهمیت چندانی هم نداشته و نمیتوان با آن، عیار کشتیگیران را تشخیص داد) او را از کسب ششمین مدال طلای جهانی و طلای المپیک 2012 دور کند.
او بعد از شکست المپیک که تلخیاش خیلی بیشتر از بازیهای آسیایی بود، با قدرت به میدان بازگشت. حالا هم حتما آمادهتر از قبل، به میدان میآید تا به آرزویش که کسب مدال المپیک است، جامه عمل بپوشاند.
مرضیه دارابی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم