او که 6 سال و نیم پیش از ویارئال به آنفیلد کوچ کرد و در این مدت سنگربان ثابت لیورپول بوده، در این باره و سایر مسائل روز فوتبال جهان حرفهایی برای گفتن دارد.
درست است که باختهای بد و سنگینی برابر آرژانتین و پرتغال در دیدارهای دوستانه اواخر سال (میلادی) داشتید؛ اما 2010 صرفنظر از این مساله، سالی فوقالعاده برای اسپانیا بوده است. اینطور نیست؟
جام جهانی و فتح آن باارزشترین رویداد برای ما بود و برای تصاحب آن رنج زیادی بردیم؛ اما حالا برای 4 سال این افتخار و عنوان را یدک خواهیم کشید که بهتر از این برای ما امکانپذیر نیست. در عین حال قسمت سخت و پیامد دشوار ماجرا این است که به عنوان قهرمان جهان از این پس توقعی چند برابر از ما میرود و موظف به کسب نتایج عالی در تمامی میادین هستیم. به همین سبب است که هیچکس نخواست بپذیرد شکستهای اخیر ما در برابر پرتغال و آرژانتین آنقدرها هم غیرموجه نبود و در برابر 2 تیم صاحب بالاترین کلاس و فنیترین نفرات به دست آمد.
فزونتر از 6 ماه و نیم بعد از فتح جام جهانی 2010 چه خاطرهای در ارتباط با بازی فینال و شکست دادن هلند در آن میدان، نظر شما را جلب میکند؟
بگذارید یک خاطره کمدی را برای شما بازگو کنم. در فینال با اینکه خودم بازی نکردم و طبق معمول کاسیاس درون دروازه بود، زمانی که اینیستا در وقت اضافی تکگل منجر به قهرمانی ما را زد، ما نیمکتنشینان از فرط شادی منفجر و ناگهان به سمت خط طولی زمین و اینیستا به حرکت درآمدیم. در موارد قبلی، بعد از گلزنیهای اسپانیا من به سبب چالاکی و آمادگی زیاد جسمانیام زودتر از سایرین به فرد گلزن میرسیدم یا اولین کسی بودم که حلقه شادی را تشکیل میدادم؛ اما در آن روز خاص نتوانستم عکسالعملی به همان سرعت نشان بدهم و یک دفعه احساس کردم ساقهایم زیر فشار بدنم کم آوردهاند، نتیجه آن شد که همتیمیهایم مثل یک پرنده بر فراز سرم به پرواز درآمدند و از روی من گذشتند و من جا ماندم و آنها زودتر به اینیستا رسیدند و به پایکوبی پرداختند. هر بار که به عکسهای آن لحظه نگاه میکنم، زیر خنده میزنم؛ زیرا مرا به یاد جاماندن در آن کورس تاریخی میاندازد و چهره یارانم را میبینم که زودتر از من به محل رسیده و فریاد میکشند و خودم را نیز حیران و شکستخورده (!) در گوشه عکسها مشاهده میکنم. در ورزش قهرمانی اینگونه اتفاقات شیرین و ناب است که در ذهنها میماند و به خاطراتی خاص و متفاوت با سایر اتفاقات بدل میشود و ورزشکار آنها را بیشتر به ذهن میسپرد.
اما برای بسیاری از افراد، یکی از ماندگارترین صحنههای جام جهانی نوزدهم، خوش و بش شما با کاسیاس در پایان بازی فینال و محرز شدن قهرمانی اسپانیا بود که نشان داد هیچ کینهای از وی که فرصت حضور شما را در تیم ملی اسپانیا به حد صفر رسانده است، ندارید.
چرا کینه داشته باشیم؟ همه ما دروازهبان هستیم و میدانیم که این کار چقدر سخت است و به محض اینکه به هم میرسیم، با هم تبادل افکار میکنیم و به هم دلگرمی میدهیم و دشمن و بدخواه یکدیگر نیستیم. برخلاف آنچه تصور میشود بین من، کاسیاس و ویکتور والدس، 3 دروازهبان تیم ملی اسپانیا در جریان جام جهانی 2010 نهتنها عنادی برقرار نبود؛ بلکه بهترین روابط را داشتیم و معتقدم همین مساله کمک کرد تا کاسیاس در این جام در بهترین فرم خود ظاهر شود.
انگار لیورپول درست نمیشود. به محض اینکه این تیم یک برد به دست میآورد و این تصور ایجاد میشود که دوباره روی دور افتاده و مشکلاتش حل شده، تن به باختهای بعدیاش میدهد. واقعا تکلیف چیست؟
ما در یک دوره بد و نزولی قرار گرفتهایم و هر کار هم که میکنیم، فعلا مشکل حل نمیشود. با اوصاف فعلی، تنها چارهای که برای ما مانده، فتح حداقل 90 درصد از بازیهای باقیماندهمان است تا لااقل بتوانیم در پایان فصل، یکی از 5 تیم صدر جدول شویم و به جامهای اروپایی بازگردیم.
یعنی امکانپذیر است؟
در شرایط نامساعد فعلی ما حتی نمیتوانیم روزهای خوب را برای خود ترسیم و در ذهنمان تجسم کنیم؛ ولی نهایت تلاش خود را صورت میدهیم تا به این هدف نزدیک شویم.
اما روی هاجسون که قرار بود قصورهای 3 فصل آخر سرمربیگری رافا بنیتس در لیورپول را جبران کند، عامل اصلی نزول تیم در این فصل توصیف شد تا در نهایت نیز جای خود را به کنی داگلیش دهد.
هر مربی جدیدی نیاز به وقت و ثبات برای جا افتادن ایدههایش دارد و این امر از هاجسون دریغ شد. او قبل از اینکه بتواند تیم را بدرستی سبک و سنگین کند، باید حتما نتایج خوب هم میگرفت که طبعا وضعیت نخست، مورد دوم را خنثی و کسب آن را غیرممکن میکرد.
ما بازیکنان تیم سعی داریم تحت هر شرایطی فقط در حیطه کار و وظایف خود، اقدام و اظهار عقیده کنیم و اصولا مسائل مدیریتی و مربیگری تیم به ما مربوط نمیشود. این نکته را همه میدانند که درست کردن تشکیلات فنی لیورپول در مدتی اینقدر کوتاه امکانپذیر نیست.
سایت فیفا
مترجم: وصال روحانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم