روزی‌ که موبایل نداشتیم!

کد خبر: ۳۷۹۲۳۹

قدری پیش از آن هم آمدن رادیو بود و مسائل دیگری که من و شما به یاد نداریم، اما امروز چطور؟ امروز به جایی رسیده‌ایم که 20 سال پیش تصورش را هم نمی‌کردیم.

20 سال در عمر بشر، زمان قابل توجهی نیست ؛ اما تکنولوژی چنان پیشرفت کرده و مرزهای جدید چنان به روی ما گشوده شده است که گویا صدها سال را پشت سر گذاشته‌ایم. به واقع خیلی هم از آن‌روزها نگذشته است؛ از روزهایی که خبری از موبایل یا همان تلفن همراه و لپ‌تاپ یا رایانه قابل حمل و نقل نبود. شاید اگر کسی 50 سال پیش خبر از وجود چنین چیزهایی می‌داد، مردم می‌پنداشتند عقلش را از دست داده است، اما این‌طور شد. تلفن همراه آمد و شد همراه همیشگی آدم‌ها. کامپیوتر هم شد راه‌حلی برای همه مشکلات. کمی که فکر کنید متوجه می‌شوید چقدر به این تجهیزات وابسته هستید. امروز دیگر مثل گذشته کسی براحتی بدون تلفن همراه از خانه خارج نمی‌شود.

در ایستگاه مترو که نشسته‌ای، می‌بینی همه یک گوشی دستشان است و اگر هم به قول معروف با یکی آن طرف خط(که البته حالا دیگر خطی در کار نیست) صحبت نکنند با دکمه‌های آن بازی می‌کنند یا پیامک می‌دهند یا با بازی‌های گوشی سرگرم هستند. در تاکسی هستی، مسافران در آن فضای بسته و کوچک با تلفن خود صحبت می‌کنند. تازگی‌ها هم که در مدرسه بچه‌ها زنگ تفریح‌شان را با گوشی‌های تلفن خود می‌گذرانند.

نداشتن تلفن همراه حالا دیگر نداشتن یک وسیله(حتی ضروری) نیست، برای برخی، نداشتن جایگاه و شخصیت اجتماعی است. نداشتن وسیله‌ای است که تو را از جمع انسان‌های متمدن جدا می‌کند. به همین دلیل عده‌ای معتقدند که این وسایل همه اسبابی برای وابستگی ما هستند. راستی چه زود یادمان رفت روزی که تلفن همراه نبود. روزی که اگر از کسی خبر نداشتیم فقط باید منتظر می‌ماندیم تا به خانه زنگ بزند یا کارش تمام شود و بیاید. چه زود یادمان رفت....

اینها هیچ کدام به معنای بدگویی و انکار فواید این پیشرفت‌ها نیست. هیچ‌کس نمی‌گوید بشر باید همیشه با دود پیغام بدهد. هر فرد عاقلی قبول دارد که تکنولوژی و پیشرفت خوب است و مفید. اما یک شرط دارد و آن هم این که اگر درست و بجا استفاده شود که اگر چنین نشود، ما ضرر می‌کنیم و همان چیزی که قرار بود گره از کار ما بگشاید، می‌شود گره کار و زندگی‌مان.

تکنولوژی، روابط کمرنگ و دوستی‌های رنگارنگ

تا به حال فکر کرده‌اید فناوری و پیشرفت تکنولوژی چه اثری بر روابط ما گذاشته است؟ تلفن همراه و رایانه، تنها نمونه‌هایی از مظاهر این پیشرفت هستند. اما همین موارد تغییراتی اساسی در زندگی خانوادگی و اجتماعی ما ایجاد کرده‌اند که همه کمابیش می‌دانیم و از وجودشان آگاهیم.

همه می‌دانیم که این پیشرفت و تغییر، راه‌های ارتباطی را ساده‌تر کرده است. به بیان دیگر مردم هیچ‌وقت در گذشته تا این حد به هم پیوسته نبودند. اما این فواید هم هزینه خودش را دارد. به این معنا که اگر امروز براحتی با دوستی در آن سوی کره زمین در ارتباطیم، اما دل‌ها مانند گذشته به هم نزدیک نیستند. این تکنولوژی معایب و مضراتی هم برای خانواده‌ها داشته است.

تنهایی و انزوا

همیشه از خطراتی نظیر اعتیاد به استفاده از اینترنت حرف زده شده و می‌شود. از گشت و گذار ساده در سایت‌های مختلف گرفته تا تحقیق و پژوهش در مواردی خاص. اما همین امکان براحتی می‌تواند ما را از دنیای فیزیکی و واقعی دور کند؛ آنقدر دور که کودک امروز درست نمی‌داند چگونه می‌شود بازی کرد چون او مانند پدر ، مادر ، مادر بزرگ و.... با بچه‌های هم سن و سال خود، دور حوض بزرگ وسط حیاط نمی‌دود، از درخت بالا نمی‌رود، جایی برای خاک بازی ندارد، به جای گرگم به هوا، در صفحه رایانه می‌جنگد و... اما موضوع به همین جا ختم نمی‌شود.

این همه وابستگی، روابط ما را هم خدشه‌دار می‌کند. شاید جوانان و نوجوانان پاسخی هم بر این انتقاد داشته باشند. روابط آنها از پشت کامپیوتر و در فضاهای مجازی افزایش یافته است و آنها دوستانی بیشتر و متنوع‌تر دارند. اما این دوستی‌ها کجا و رفاقت‌های قدیم کجا؟! دوستی‌هایی که نه تنها جای روابط محکم خانوادگی را گرفته که گاهی حتی فرصت ناهار و شام را هم به آنها نمی‌دهد.

اما وقتی چنین رفتاری عادت و رویه زندگی ما شود، مشکلات کم‌کم خودشان را نشان می‌دهند. شاید درست باشد اگر بگوییم در چنین شرایطی تناقضی بزرگ وجود دارد؛ دوستان بی‌شمار و تنهایی عمیق.

بیان احساسات

گاهی با استفاده از پیامک‌ها یا در اینترنت احساسات خود را با اشکال و کلماتی نشان می‌دهیم که در حقیقت معنایی واقعی ندارند. آیا آدمکی کارتونی و خندان به واقع می‌تواند حس خنده و صدای خندیدن را ایجاد و منتقل کند؟

حسی که روحیه را تقویت کرده و باعث انبساط خاطر ما می‌شده است. با این وسعت و محبوبیت استفاده از رایانه‌ها، گاهی رویارویی و صحبت کردن به طور مستقیم برای نوجوانان و جوانان سخت می‌شود. آنها و خود ما دیگر عادت نداریم رو در رو با دیگران گپ بزنیم. این است که گاهی ناخودآگاه به انزوا کشیده می‌شویم. پس می‌بینیم که چه بخواهیم و چه نه، این تجهیزات راه خوبی برای انتقال احساسات نیستند.

اینها فقط وسایلی هستند برای استفاده در زمان‌ها و مکان‌های خاص. نباید سایه سرد و سنگین‌شان بر تمام زندگی گسترده شود.

نیلوفر اسعدی بیگی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها