نقش موسیقی در تیتراژ

یکی از حوزه‌های قابل توجه و پرمخاطب تلویزیون، تیتراژ بویژه موسیقی تیتراژ فیلم‌ها و سریال‌ها است که توانسته مخاطبان بسیاری را جذب کند، به طوری که گاه موسیقی آن به شناسنامه اثر بدل شده و مخاطب هرزمانی آن را می‌شنود به یاد آن مجموعه می‌افتد.
کد خبر: ۳۷۸۷۳۸

امروزه سریال‌ها و فیلم‌های تلویزیونی، موسیقی را عنصری تاثیرگذار در انتقال داستان دانسته و پیام آن را جدی‌تر گرفته‌اند و حتی پای شعر و موسیقی با کلام را هم در تیتراژ آغازین یا پایانی برنامه‌هایشان باز کرده‌اند. موسیقی تیتراژ با استقبال خوبی از سوی مخاطبان روبه‌رو شده و چنان گسترش یافته که به یکی از مهم‌ترین موضوعات موسیقی و خصوصا موسیقی در رسانه‌ ملی تبدیل شده است که نیازمند کندوکار بیشتری است.

نکته قابل توجه این‌که، باتوجه به گستردگی و تکرار این موسیقی (مثلا یک سریال 90 شبی که هر روز یا سریال 30 قسمتی که هفته‌ای یک بار پخش و تکرار می‌شوند) و گستردگی مخاطبان و تاثیرگذاری سریال‌ها و برنامه‌های نمایشی و حس نوستالژیک ترانه‌های سریال‌ها، موجب ماندگاری در ذهن مخاطبان می‌شود، لذا هر نقص و آسیب در این آثار موجب بروز تاثیرات منفی مضاعف و بعضا نزول ذائقه مخاطبان و رواج سطحی‌پسندی می‌گردد که در دراز مدت گوش و هوش شنوندگان و بینندگان را با پیام‌های متعالی و آفریده‌های علمی، فنی و هنری بیگانه می‌کند.

نگاهی به تاریخچه موسیقی با کلام در تیتراژ سریال‌ها و فیلم‌ها نشان می‌دهد که در گذشته و در سال‌های قبل از انقلاب شاهد ساخت تیتراژها توسط خوانندگانی بودیم که بعضا به وسیله همین تیتراژها شناخته شدند، مانند: فرهاد مهراد و فریدون فروغی و در سال‌های بعد از انقلاب این روند چند سالی از رونق افتاد تا این‌که در اواسط دهه 60 ، این بار خوانندگان موسیقی محلی ـ سنتی آغازگر این راه بودند و آواز محلی تیتراژ «میرزاکوچک خان جنگلی» با صدای ناصر مسعودی یا «ابوعلی سینا» با صدای صدیق تعریف اجرا شد.

پس از آن در ابتدای دهه 70 باز هم شاهد اوجگیری این روند بودیم که خوانندگان جدیدی به جامعه موسیقی معرفی شدند، از جمله: محمد?اصفهانی به‌عنوان خواننده تیتراژ سریال «پهلوانان نمی‌میرند» به آهنگسازی مرحوم بابک بیات.

پس از آن شاهد شکوفایی بیشتر موسیقی پاپ در تیتراژها بودیم و در همین سال‌ها و همین تیتراژها بود که خواننده‌های متعددی به موسیقی پاپ ایران معرفی شدند و استقبال مردم هم باعث شد که رفته‌رفته وجود یک موسیقی باکلام یا آواز در پایان تیتراژ به شکل یک قاعده درآید.

در حال حاضر شرایط به گونه‌ای است که ساخت یک مجموعه تلویزیونی به نوعی پیش می‌رود که از همان ابتدا، فکر انتها یعنی تیتراژ پایانی و آواز روی آن را هم می‌کنند و اگر حال و هوای سریال تاریخی باشد، از یکی از خواننده‌های موسیقی اصیل ایرانی دعوت می‌شود و اگر داستان در جامعه امروز اتفاق بیفتد اغلب از هنرمندان موسیقی پاپ استفاده می‌شود.

موسیقی تیتراژ از دو منظر قابل نقد و بررسی است؛ یکی به لحاظ سینمایی و نسبت آن با اصول و مبانی فیلمسازی و دوم به لحاظ موسیقایی و از نظر ترانه‌سرایی و قالب‌های موسیقی و شعر. به‌طور کلی ترانه‌های تیتراژ شامل سه دسته‌اند:

1ـ ترانه‌هایی که متن و شعر آن به اتفاقات و داستان سریال مرتبط است و به نوعی قصه سریال را روایت می‌کند، در این ترانه‌ها شاعر از قبل با در اختیار داشتن متن فیلمنامه و اطلاع از روایت قصه از کلمات و عباراتی استفاده می‌کند که نشانه‌هایی از داستان و شخصیت‌های داستان را در خود داشته و یادآور داستان است. در این نوع تیتراژها باید ترانه با تعابیری شاعرانه متناسب با موضوع سریال و تداعی‌کننده فضای کلی داستان باشد، با تک‌تک قسمت‌های سریال متناسب بوده و با زمانی که داستان در آن اتفاق می‌افتد همسو باشد، از طرفی با موسیقی متن و قشر فرهنگی که در سریال مطرح است هماهنگ باشد و از همه مهم‌تر آخر داستان را لو ندهد.

2ـ برخی دیگر از ترانه‌ها بیش این‌که به ماجرا و داستان سریال ارتباط داشته باشند به مناسبتی که مجموعه به خاطرش پخش می‌شود اشاره دارند. این ترانه‌ها مناسبتی است، مثلا برای ایام نوروز، محرم و صفر یا شب‌های ماه مبارک رمضان سروده می‌شوند و بیشتر اشاره به همان مناسبت دارند و ربط چندانی به داستان سریال ندارند. این نوع تیتراژ در فضای معنوی آن ماه و به قصد تعمیق پیام سریال و تاثیرگذاری بیشتر روی مخاطب ساخته می‌شود.

3ـ برخی از ترانه‌های سریال جنبه عمومی دارند و به موضوع سریال و مناسبت خاصی مربوط نمی‌شود. این ترانه‌ها تنها با موضوع کلی داستان (اجتماعی، عرفانی، سیاسی، ورزشی، عاشقانه و...) ارتباط دارد.

بخش عمده‌ای از جذابیت هنر در نوآوری و استفاده از زیبایی‌هایی است که تا به حال به کار برده نشده‌اند. ترانه و موسیقی تیتراژ خوب، باید بتواند مستقل از سریال هم بدرخشد و مخاطب بتواند با آن ارتباط برقرار کند. در مجموع یک موسیقی تیتراژ خوب باید دارای خصوصیاتی از جمله تعابیر ناب و ملودی تاثیرگذار، تنظیم مناسب و صدای گرم و گیرای خواننده باشد تا بتواند تلفیق قابل تحسینی را به‌گوش مخاطب برساند.

در حال حاضر گذشته از برخی آثار خوب و ماندگار در این عرصه، در مجموع به نظر می‌رسد در این زمینه کاستی‌هایی وجود دارد و بیش از این‌که این عرصه راهی باشد برای بهره‌گیری از قابلیت‌های موسیقی باکلام برای توسعه فرهنگی و ارتقای ذائقه موسیقی مخاطبان گسترده، فرصتی است برای کسب شهرت و استادسازی فوری از جوانان جویای نام در عرصه موسیقی، خوانندگی و ترانه‌سرایی.

این‌که در پربیننده‌ترین ساعات فراگیرترین رسانه، گوش شنوایی برای شنیدن موسیقی باکلام وجود دارد فرصتی است مغتنم تا نمونه‌ها و الگوهای مناسبی از موسیقی، ترانه و خوانندگی مرتبط با مبانی و فرهنگ ملی و هنر ایرانی عرضه شود، اما همان نگاه شتابزده این فرصت را از جامعه و مخاطبان پرشمار می‌گیرد و در اختیار همان جوانان جویای نام قرار می‌دهد. استفاده از هنرمندانی که خارج از رسانه فعالیت‌ می‌کنند. نه به ویژگی‌های رسانه آگاهی دارند و نه حتی به موضوع برنامه، بی‌هیچ تلاش هنری و وسواس فنی تیتراژی با این نگاه ساخته می‌شود که خواننده‌سازی فوری حاصل آن باشد و همچنین قابلیت اجرای کنسرت زنده را داشته باشد.

همچنین جا دارد ضمن استفاده از تمامی ظرفیت‌ها و استعدادهای عرصه موسیقی و ترانه‌سرایان و خارج کردن این عرصه از انحصارگرایی و استفاده از چهره‌های تکراری، از ظرفیت‌های موسیقی اصیل و سنتی ایران با اشعار فاخر و کلاسیک بیشتر استفاده شود.

حمید حیدرپناه

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها