شخصیت‌هایی که دوست دارید

تنهایی‌های بزرگ‌

اسدالله امرایی، مترجم: «آرزوهای بزرگ» اثر چارلز دیکنز یکی از منابع درسی ما در دانشگاه بود. آخرین باری که این رمان را خواندم، 20 سال قبل بود، اما شخصیت‌پردازی «خانم هاویشام» به قدری استادانه است، که هنوز و همچنان تصویر روشنی از او در ذهن دارم.
کد خبر: ۳۷۴۶۵۵

خانم هاویشام در داستان، زن پیر و ثروتمندی است و اتفاق تلخی، زندگی او را از مسیر عادی خارج می‌کند. درست در روز ازدواج، داماد برای همیشه ترکش می‌کند. خانم هاویشام بعد از آن روز هرگز از خانه خارج نمی‌شود و تا آخر عمر لباس سفید عروسی را از تن در نمی‌آورد. نفرت او از مردها روز به روز بیشتر می‌شود. تا آنجا که دختر زیبایی به نام استلا را به فرزندی می‌پذیرد و طوری تربیتش می‌کند که از مردها متنفر باشد و آزارشان بدهد. تصویری که دیکنز از خانم هاویشام به دست می‌دهد، برای خواننده کاملا باورپذیر است و ذهن او را تا مدت‌ها درگیر می‌کند. خانم مسنی را می‌شناسم که مثل خانم هاویشام زندگی می‌کند. گویا در نوجوانی به جوان مقبولی که در مدرسه‌شان تردد می‌کرده دل می‌بندد و همه خواستگارها را به امید آمدن مرد جوان رد می‌کند. سال‌ها می‌گذرد، اما او همچنان منتظر می‌ماند. حالا هشتاد و اندی سال دارد. آن مرد جوان درگذشته است و هاویشام دنیای واقعی ما، با ثروتش تک و تنها زندگی می‌کند. بعضی آدم‌ها نمی‌توانند شکست و از دست دادن را بپذیرند. وقتی آرمانشان از بین می‌رود، یک سری رفتارهای غیرمنطقی را پیش می‌گیرند. عجیب است که دیگران نمی‌توانند به این تیپ آدم‌ها کمکی بکنند.

یادم می‌آید وقتی اطرافیان به این خانم می‌گفتند کسی که عمرش را به خاطر او هدر می‌دهد، شاید هیچ وقت نیاید، او پاسخ می‌داد که یا فلانی یا هیچ‌کس! و پای حرفش هم ایستاد و نهایتا «هیچ‌کس» برایش ماند. شاید در نگاه اول داستان خانم هاویشام خنده‌دار به نظر بیاید، اما در واقع اتفاقی تراژیک برای یک انسان رخ داده که باید بر آن گریست.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها