در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
منوچهر محمدی : در زمانهای که میانگین سنی جدیترین مخاطبان سینمای جهان نه براساس نظر ما، بلکه طبق آمار و ارقام بین 15 تا 25 سال است و از طرفی همین نسل، مورد هدف جدی انواع و اقسام رسانههای خارجی قرار گرفتهاند، وظیفه ما سینماگران است که با کمی ظرافت، دقت و هوشیاری بتوانیم مسائل مورد نیاز این نسل را درک و طرح کنیم. از میان همه دغدغههای مربوط به نسل جوان، طرح مسائل دینی و اخلاقی از مشکلترینهاست چراکه طرح آن باید به قدری ظریف و پنهان باشد که نگاه تیزبین و حساس و ذهن تحلیلگر و هوشمند جوان، احساس دریافت یک پیام مستقیم یا نصیحتگونه را نداشته باشد که اگر چنین حسی به او منتقل شود، مطمئنا با واکنشی منفی آن را پس خواهد زد. ذهن جوان دوست دارد از گذرگاه شک و تردید عبور کند، قهرمان قصه دچار ترس و ابهام در تصمیمگیریهایش شود و مسائل مربوط به او با اما و اگر طرح شود، در غیر این صورت دافعه داستان برای او بیشتر از جاذبهاش خواهد بود.
اینجاست که فیلمساز با یک نگاه سالم به اطراف و بهرهگیری از نمونه های عینی موجود در جامعه قادر خواهد بود مرز بین اخلاق نظری و اخلاق عملی را به گونهای از ذهن مخاطب جوان پاک کند که او بتواند با قهرمان قصه همذاتپنداری کند. یعنی پیام و ساختار طوری با هم ممزوج شوند که نتوان مرزی بین آنها قائل شد یا بهتر بگویم مفاهیم در ذات اثر جا گرفته باشند. اتفاقی که با روایتی ساده، اما مضمونی عمیق در طلا و مس افتاد.اگر فیلمی تمام وجوه یک اثر هنری را داشته باشد، فارغ از دین یا اخلاقگرا بودنش میتواند طیف وسیعی از مخاطب چه جوان یا مسن و چه در داخل یا خارج را با خود همراه کند. نمایش موفق آثار مجید مجیدی، رضا میرکریمی و... در جشنوارههای خارجی و استقبال از نمایش طلا و مس در 2 کشور آمریکا و کانادا نشان داده است که استفاده از یک ویترین قابل توجه و صرف هزینههای قابل قبول و مقدم بر همه اینها، پاک کردن خط فرضی اشتباهی که بین مباحث دینی و اخلاقی و دیگر مباحث سینمایی برای خودمان متصور شدهایم، میتواند زمینه را برای عرضه بینالمللی فیلمهایی از این دست بیشتر از پیش مهیا کند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: