عاشورا ؛ خدایی‌ترین اقتدار انسان

«عاشورا» تناوری و بلندایی است: تلنگر و تشری بر پندار و رفتار اهالی «تردید». در زبان و ادبیات عاشورا، «زندگی» چیزی جز حرکتی هدفمندانه و متهورانه نیست: تصمیم گرفتن، برنامه‌ریزی کردن و از «وضع موجود» به «وضع مطلوب» راهی شدن؛ از نشانه‌های بارز یک حرکت حیاتی است؛ که همه این سرفصل‌ها را ـ دقیقا ـ در مدیریت و مهندسی عاشورا، می‌توان از نظر گذرانید.
کد خبر: ۳۷۲۸۳۵

نمی‌شود از تصمیم و حرکت آگاهانه و اقتدار خدایی خویش فاصله گرفت و در عین حال، انسانی تناور و بالنده و باورمند و سرزنده و سعادتمند بود.باورها و اندیشه‌های ویرانگر، «بدافزار»‌های زندگی است؛ و تنها راه و روش، برای اصلاح و بازآفرینی زندگی و سرزندگی آدمیان، بازتعریف آگاهانه «خوب‌افزار»ها ـ برای عبور دانسته و وارسته و مصممانه، از «زنده‌مانی» به «زندگانی» ـ است. ما ـ در این جهان بحران‌زده دستپاچه شتابناک، قطعا و به ناچار ـ به بازنگری، بازخوانی، بازنگاری، بازتعریف و بازتصویر رخدادهای انسانی و جهانی «عاشورا» نیازمندیم.

عاشورا، خدایی‌ترین اقتدار انسان، در «بازطراحی زندگی» برای نجات و رهایی انسان گمگشته و سردرگم و دنیاپریش معاصر خاکی است.عاشورا ـ و معمار بزرگ آن، حضرت حسین‌بن علی (ع)‌ ـ شاه‌کلید ماست؛ شاه‌کلیدی که با آن، هرگونه قفل و غفلت پیچیده‌ای را ـ هم ـ می‌توان رمزگشایی و بازگشایی کرد. همه امامان و رهبرانمان که آمدند، دوباره و هماره، عاشورا را مطرح کردند.

به گونه‌ای که ـ حتی ـ گفتند: هر روز، زیارت عاشورا بخوانید؛ هر روزتان را، عاشورا بدانید و با «عاشورا» زندگی کنید!آری: تکلیف آدمی، بر شانه دنیا، سنگینی می‌کند و پای در راه بی‌برگشت «عاشورا اندیشی» نهادن، ادای این تکلیف می‌تواند بود.

کلاس عاشورا، کلاس فشرده همه تاریخ و جغرافیای عالم و آدم است و کربلا، زمین نیست؛ زمینه حرکت‌های رهاییگر و بالنده و تناور جهانی است. ادامه راه، چیزی کمتر از آغازگری راه نیست. پای در راه بی‌برگشت بگذاریم و تداوم آگاهانه راه را به ترسیم بنشینیم و تا نرسیده‌ایم، هرگز از «راه» نمانیم:

چیزی از «راه» نمانده است، چرا برگردیم؟‌/‌ آخر راه، همین جاست، بیا تا برویم

فرصتی باشد اگر، باز، در این آمد و رفت‌/‌ تا همین امشب و فرداست؛ بیا تا برویم!...

ابوالقاسم حسینجانی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها