مژگان جمشیدی / جام جم

جای خالی مدیریت مشارکتی

از نخستین روزی که شعله‌های آتش توسط عده‌ای آتش‌افروز، در جنگل‌های استان گلستان زبانه کشید، اکنون نزدیک به 22 روز می‌گذرد. آتش‌سوزی از پارک ملی گلستان شروع شد، اما در مدت کمی جنگل‌های منطقه لوه، علی‌آباد، جعفرآباد، مایان، رامیان، مینودشت، کلاله و بسیاری از مناطق این استان را هم فراگرفت به طوری که تا صبح روز پنجشنبه 11‌/9‌/89 نزدیک به 64 نقطه از جنگل‌های گلستان طعمه حریق شد.
کد خبر: ۳۷۱۹۶۲

هرچند به گفته مسوولان محلی بسیاری از این آتش‌سوزی‌ها در وسعت کمی به وقوع پیوسته اما آن گونه هم که رئیس سازمان محیط‌زیست اظهار داشته بود که آتش‌سوزی‌ها سطحی بوده و تنها برگ‌های کف جنگل سوخته‌اند، نبوده چراکه اگر قرار بود این آتش‌سوزی‌ها همگی سطحی افتاده باشند، بدون شک تا امروز مهار شده بودند و هرگز مانند حریق پارک ملی گلستان تا 20 روز به طول نمی‌انجامید. رئیس سازمان محیط زیست علت بیشتر این آتش‌سوزی‌ها را بی‌توجهی مسافران و بعضا شکارچیان عنوان می‌کنند. اما به گفته کارشناسان و محیط‌بانان پارک ملی گلستان، آتش‌سوزی‌های این منطقه و منطقه پیرامونی آن یعنی جنگل‌های لوه، عمدتا عمدی و از سوی برخی افراد محلی بوده که پیشتر به دلیل تخلفات، توسط جنگلبانان و محیط‌بانان دستگیر شده بودند.

حال پرسش این است چرا باید ظرفیت‌های مردمی که می‌تواند بهترین پشتوانه برای حفظ طبیعت و مناطق حفاظت شده باشد، اینچنین در این گوشه از ایران صرف آتش‌افروزی و نابود کردن میراث ملی شود؟ توجه به این نکته که پارک ملی گلستان از سال 1384 تاکنون 4 بار دچار آتش‌سوزی‌های وسیع و ویرانگر شده و هر بار نیز حریق توسط کارشناسان مستقر در منطقه عمدی تشخیص داده شده موید این مطلب است که با وجود همه تلاش‌های فیزیکی که برای حفاظت از مناطق حفاظت شده و منابع طبیعی صورت می‌گیرد، اما نحوه مدیریت عرصه‌های طبیعی در ایران هنوز هم بعد از گذشت بیش از 4 دهه از ملی شدن جنگل‌ها و مراتع بدون دخالت مردم و به صورت تک‌بعدی است. در حالی که اگر از رویکرد مدیریت مشارکتی استفاده می‌کردیم و مردم محلی را در منافع این مناطق اعم از درآمد حاصل از پروانه‌های شکار، بهره‌برداری‌های صنعتی از جنگل و معادن و... دخالت می‌دادیم، امروز می‌توانستیم از مردم محلی انتظار مشارکت در حفظ جنگل و مناطق حفاظت شده را هم داشته باشیم.

اما افسوس که در تمامی این سال‌ها، تمامی درآمد حاصل از صدور پروانه‌های شکار در مناطق حفاظت شده و مناطق آزاد مستقیما به حساب خزانه واریز شده و درآمد ناشی از انواع طرح‌های معدن‌کاوی و بهره‌برداری از جنگل‌ها نیز عاید شرکت‌های دست‌اندرکار طرح‌ها می‌شود، بی‌آن که سهمی برای مردم محلی در نظر گرفته شود. هر چند پارک ملی گلستان همچون دیگر پارک‌های ملی، تابع قانون ممنوعیت شکار و صید است، اما واقعیت این است که مردم محلی از این همه مواهب طبیعی که در داخل پارک ملی گلستان و مناطق پیرامونی آن قرار دارد، تاکنون تنها محدودیت‌های شکار و صید و چرا و سیل‌های ویرانگر و خانمان‌برانداز اوایل دهه 80 را که توسط بهره‌برداران جنگل به آنها تحمیل شده، تجربه کرده‌اند. گلستان را همین امروز باید دریابیم که فردا دیگر دیر است!

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها