در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در یکی از بازیهای تیم صبا، به دلیل مشکلاتی که داشتم نتوانستم همراه اعضای تیم به قم بروم و مجبور شدم با ماشین شخصی به این شهر سفر کنم.
آن زمان اتوبان تهران ـ قم بسیار لغزنده بود و برای همین خیلی آهسته حرکت میکردم، ولی در یک لحظه تمام ماشینها ایستادند و من که پشت سر آنها بودم نتوانستم ماشینم را کنترل کنم و بشدت به ماشین جلویی زدم و اگر کمربند نبسته بودم به طور حتم از ماشین بیرون میافتادم. با این حال ضربه به قدری سنگین بود که تا چند دقیقه نمیتوانستم حرکت کنم و به صندلی چسبیده بودم. در دقایقی بعد گردندرد شدیدی گرفتم که باورکردنی نبود احساس میکردم جسم سنگینی روی گردنم افتاده است.
بعد از اینکه آمبولانس رسید من به بیمارستان رفتم و بعد از آن بود که تازه فهمیدم باید مدتی از فوتبال دور باشم، چون گردنم دچار آسیب جدی شده بود. از آن به بعد هیچگاه با ماشین خودم به قم نرفتم و همیشه سعی کردم با تیم باشم. حـالا هم که به تبریز رفـــــتهام و دیگر به هیچ عنوان ماشین شخصیام را حرکت نمیدهم، چون این گونه راحتتر هستم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: