گفت‌وگو با محمدتقی مختارملکی، گوینده رادیو فرهنگ

همچنان به آموزش نیازمندم

محمدتقی مختارملکی، گوینده‌ای با 25 سال سابقه در صدا و سیما، نخستین بار صدایش از سال 64 در رادیوی سراسری پخش شد. او ضمن گویندگی برنامه‌های مختلف به برنامه «راه شب» نیز راه پیدا کرد و چندی بعد در برنامه‌ای با عنوان شبکه استانی (شبکه 2 سیما)‌ حضور یافت.او با پیشنهاد آقای متقی (مدیر وقت)‌ وارد گروه ورزشی صدا و سیما شده و اجرای برنامه‌های ورزشی مانند «جنگ ورزش»،«ورزش و مردم» و... را به عهده گرفت. مختار ملکی به طور مستمر 9 سال در زمینه اجرای ورزش فعالیت داشت و با آغاز به کار شبکه خبر به عنوان گوینده به این شبکه آمد و پس از گذشت مدتی بار دیگر کار رادیویی‌اش را آغاز کرد و در شبکه‌های سراسری جوان، پیام، فرهنگ و... فعالیتش را ادامه داد. او که در شبکه فرهنگ برنامه‌هایی چون «اشراق»، «هفت اقلیم»، «جامعه ایران» و «شبستانه» را اجرا کرده هم‌اکنون در برنامه «با ستاره‌ها» مشغول فعالیت است.
کد خبر: ۳۶۸۵۱۸

شما ابتدا کارتان را در رادیو ارتش آغاز کردید و سپس اجرای برنامه‌های مختلفی را در حوزه‌های سیاسی، خبر، اقتصادی، و ورزشی تجربه کردید چه شد که در تفکیک رادیوها برنامه‌های حوزه فرهنگ را انتخاب کردید؟

در تفکیک رادیوها، نوع و کیفیت صدا یا حتی سواد گوینده دخیل نیست، بلکه به نیاز شبکه بستگی دارد. به عنوان مثال در شبکه جوان زمانی که اجرا می‌کردم همزمان یکی از دوستان خواست در شبکه فرهنگ هم برنامه‌ای اجرا کنم. این طور نیست کسی که در رادیو فرهنگ صدایش پخش می‌شود، نتواند در رادیو سراسری یا صدای آشنا و... حضور یابد. نباید منعی در آن باشد اما از آن جا که مدیران تصمیم گرفته‌اند هر گوینده‌ای در شبکه خاص خودش فعالیت داشته باشد، محدودیتی به وجود آمده و فقط می‌توانی در رادیوهایی چون پیام و صدای آشنا حضور پیدا کنی.

پس در این میان تکنیک‌های خاص بیانی و لحن گویندگی برای اجرا در شبکه‌های تخصصی چندان مدنظر نیست؟

در فن بیان، تحصیلات دخالت ندارد. با لحن گویندگی و هر نوع صدایی می‌توان در شبکه‌های مختلف حضور داشت و تنها مساله مهم سواد و مهارت لازم گوینده برای اجرای گویندگی در شبکه‌ها و برنامه‌های مختلف است.

بسیاری از گوینده‌های پیشکسوت همانند شما کارشان را از رادیو ارتش آغاز کرده‌اند از آن سال‌ها بگویید.

رادیو ارتش از زمان‌های بسیار قدیم با عنوان رادیوی نیروی هوایی معروف بود که به مرور گسترش پیدا کردو تبدیل به رادیو ارتش شد! گوینده‌هایی که در رادیو خدمت می‌کردند، صداهایشان شناخته و کشف شد و به عنوان گوینده مشغول کار شدند. استاد بختیاری و نورشاهی از پیشکسوتان این رادیو محسوب می‌شوند. من نیز از سال 64 به عنوان گوینده انتخاب شدم و کارم را در رادیو ارتش آغاز کردم آن زمان تقریبا همزمان با جنگ بود و برنامه‌ها حال و هوای جنگی داشتند؛ حال و هوایی بسیار گرم و عاشقانه چه از لحاظ خواندن برنامه‌ها و چه در نحوه گویندگی!

آن زمان استادانی هم مثل امروز به گویندگان آموزش می‌دادند؟

بله. برای تنوع در گوینده‌ها، رادیو ارتش تعدادی نیرو جذب کرد که چند نفر تحت نظر من و تعدادی هم زیر نظر آقای نورشاهی آموزش‌های لازم را دیدند. همچنین در داخل ارتش استاد امیر نوری فن بیان کار می‌کرد و از محضر ایشان استفاده کردیم که بسیار مفید واقع شد.

آن زمان برای یک گوینده موفق چه ملاک‌هایی مدنظر بود؟

عناصر متفاوتی در کار گویندگی وجود دارد که دست به دست هم می‌دهد تا گوینده این عنوان را به خود بدهد. کیفیت، سطح، زیر و بمی و حجم صدا، سلامت بودن دندان و زبان گوینده (مخرج نامتناسب س ش نداشته باشد)‌ و... همه از فاکتورهایی است که در کار گویندگی دخیل است علاوه بر مسایل فردی فوق مهم‌ترین پارامتر سواد گوینده است. منظور از سواد این نیست که اگر دکترا داشته باشی، می‌توانی گویندگی کنی و اگر دیپلم باشی نتوانی! بلکه کار گویندگی مراحلی را می‌طلبد که در خیلی اشخاص دیده نمی‌شود. ممکن است فردی تحصیلاتش تا راهنمایی باشد اما نحوه اجرا و فن بیان قوی در گویندگی‌اش عالی باشد.

در حال حاضر نیز این ویژگی‌ها در کار گویندگان اعمال می‌شود؟

حساسیت باید در تمام زمان‌ها باشد چه قدیم و چه حال! این حساسیت‌ها در زمان‌های قدیم شاید دقیق‌تر رعایت می‌شد ولی در حال حاضر کمرنگ‌تر شده است. گویندگی کاری بسیار جدی است و به من اطمینان داده شده پشت میکروفن، سواد، شعرخوانی من است اگر شعری از حافظ را غلط بخوانم و روی آنتن برود و به گوش شنونده‌ها برسد گروه، بنده و سایر افراد مرتبط به برنامه مسوول هستیم پس باید این حساسیت‌ها در هر مقطع زمانی رعایت شود.

امروز به طور خاص آموزش‌هایی در حوزه فن بیان و حتی مسایل جزیی‌تری در اجرا همچون شعرخوانی برای گویندگان رادیو اختصاص می‌یابد، بازدهی این دوره‌ها تا چه اندازه است؟

معاونت آموزش صدا و سیما کلاس‌های مختلفی را برای بالا بردن سطح سواد گوینده‌ها برگزار می‌کند. با آن‌که دوره کلاس گویندگی، شعرخوانی، ادبیات و?... 9 ماه پیش‌بینی شده اما با وجود این من در کلاس شعر شرکت می‌کنم، چرا که باید نحوه شعرخوانی تقویت شود شعرخوانی فقط درست خواندن شعر نیست و این‌که هر کس شعر را خوب خواند، نیازی به آموزش ندارد بلکه شعرخوانی در گویندگی بسیار مشکل است و با این‌که 25 سال سابقه گویندگی دارم و بیشتر شعرها را روان می‌خوانم اما خودم را هنوز مبرا نمی‌دانم که آموزش نبینم. من و همقطارانم نیاز داریم که در این کلاس‌ها شرکت کنیم به شرطی که آموزش‌های لازم را تحت عنوان شخصی که سطح و سوادش از ما بیشتر است، ببینیم تا تجربیات خود را افزایش دهیم معتقدم تا زمانی که کار گویندگی می‌کنیم نیاز به آموزش و مطالعه داریم تا حق مطلب را برای شنونده و بیننده خوب ادا کنیم.

شما به غلط خواندن شعر اشاره کردید، بجز صحیح خواندن اشعار چه ویژگی دیگری در یک شعرخوانی رادیویی باید رعایت شود؟

کسی که به عنوان شاعر روزها، ماه‌ها و حتی سال‌ها فکر می‌کند تا احساس خود را با زمان و اثر تطابق دهد، پس من گوینده موظف هستم اصالت شاعر و شعر را حفظ کنم و این شعرها را به گونه‌ای ادا کنم که صحیح خوانده شود و درک کلمات، واژه‌ها، بالا و پایین بردن سبک لول صدا برای انتقال حس برای شنونده‌ها به نحو احسن القا شود. همچنین هر شعری فضایی می‌طلبد که باید گوینده درکش کند بعنوان مثال زمانی که شعر حافظ می‌خوانم، نمی‌توانم شعر فردوسی بخوانم بلکه نوع، لول صدا و حجم صدا فرق می‌کند و گوینده باید مهارت خاص خودش را در هر زمینه و گونه‌‌های مختلف شعری داشته باشد.

در این میان موسیقی زیر صدا نیز مسلما در حس‌گیری گوینده نقش دارد؟

بله تاثیرگذار است. چرا که در برنامه‌ها بین من و تهیه‌کننده تبادل نظری در خصوص وزن ـ شعر ـ موسیقی برنامه ایجاد می‌شود یا ممکن است شعری از نظر وزن با موسیقی که تهیه‌کننده انتخاب کرده هماهنگی نداشته باشد بنابراین باید موسیقی عوض شود چرا که تاثیر موسیقی در شعرخوانی اهمیت زیادی دارد.

برخی از گویندگان معتقدند که در سطح فعلی رادیو شعرخوانی فاصله زیادی با زمان‌های گذشته گرفته و نباید ادبیات را با حس‌گیری‌های غلط و کش‌دار کردن صوت صدا ادا کرد؟ نظر شما چیست؟

قابل قبول نیست! اگر حسی که در شعر باید گنجانده شود و نتوانم بگنجانم و تحویل شنونده بدهم آن شعر با متن خوانی هیچ فرقی نکرده و نتوانسته‌ام حق مطلب را ادا کنم.

برای حسن ختام این گفت‌وگو دوست داریم قطعه شعریی را برایمان بخوانید.

شب عاشقان بی‌دل چه شب دراز باشد

تو بیا کز اول شب در صبح باز باشد

عجب است اگر توانم که سفر کنم ز دستت

به کجا رود کبوتر که اسیر باز باشد

پروانه صدقی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها