تاثیر ایلات و عشایر بر تحولات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی ایران

بخش مهمی از تاریخ سیاسی ایران با زندگی ایلی و عشایری عجین شده است. بسیاری از خاندان‌های حکومتگر و سلسله‌ها از ایلات و عشایر برخاسته‌اند. گزارشی که در پی می‌آید، تاثیرات مثبت و منفی حضور عشایر در رأس حاکمیت سیاسی ایران را مورد بررسی قرار داده است.
کد خبر: ۳۶۸۱۲۳

الف ـ واژه‌شناسی

«ایل» و «عشیره»‌ به لحاظ واژه‌شناسی و در فرهنگ‌های مختلف، تعاریف متعدد و در عین حال متنوعی را پذیرفته است؛ از جمله: مطیع، رام، رام شدن، ملت، گروه، تابع، خویشان، نزدیکان، طایفه، مردم، مردم چادرنشین و ... در تعریف وسیع‌تر و در اصطلاح نیز به سازمان اجتماعی، سیاسی، اداری و اقتصادی جماعت خویشاوندی گفته می‌شود که از نظر معیشت بر دامداری استوار است و از نظر سازمان اداری، قوانین آنها از عرف و عادت برگرفته شده است.1

*‌اگرچه «ایلات» و «عشایر» در یک مفهوم واحد به کار رفته و می‌رود (از جمله در مقاله حاضر)‌ لیکن می‌توان تفاوت‌های ـ هرچند اندک ـ و به لحاظ اقتصادی، اجتماعی و سیاسی برای آنان قائل شد. عشایر کوچ‌رو هستند، ولی ایلات الزاما کوچ‌رو نیستند. زندگی عشایر عمدتا از راه دامداری تامین می‌شود، ولی ایلات در کنار دامداری به مشاغل هنری نیز اشتغال دارند. ایلات دارای جمعیت بیشتری نسبت به عشایر هستند. عشایر، اسکان یافته نیستند، ولی ایلیات اسکان یافته یا نیمه‌اسکان یافته هستند. 2

ب ـ اهمیت و جایگاه در تاریخ ایران

ایلات و عشایر در تاریخ ایران ـ بویژه دوره اسلامی ـ به عنوان یکی از سه رکن اصلی ساختار سیاسی قدرت و در کنار «شهر» و «روستا» از جایگاه و اعتبار خاصی برخوردار بوده‌اند. این اهمیت و وزن از قرن پنجم قمری و با روی کار آمدن قبایل ترک سلجوقی و در نتیجه تقویت نظام قبیله‌ای در مقابل نظام یکجانشینی، وارد مرحله جدیدی می‌شود.

مدعای این سخن آن که غالب حکومت‌های ایرانی از قرن پنجم قمری به بعد یا منشأ ایلی ـ قبیله‌ای دارند، مانند: سلجوقیان، تیموریان، آق‌قویونلوها، قراقویونلوها، افشاریه، زندیه، قاجاریه و ... یا همچون سلسله صفویه با پشتیبانی ایلات و عشایر تشکیل شده‌اند.عجیب‌تر آن که طولانی‌ترین این حکومت‌ها نیز دارای منشاء ایلیاتی‌اند. به عبارت دیگر باید گفت در قیاس با ساختار «شهر» و «روستا» ـ رفته رفته ـ ساختار «ایل» قدرت و اعتبار بیشتری در تاریخ تحولات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی این مرز و بوم یافته است. 3

همچنین گسترش اقتصاد کوچ‌نشینی در کنار اقتصاد شهری و روستایی یکی دیگر از پیامدهای آن بوده است. در تایید این اهمیت و جایگاه نبایستی نادیده گرفت که یکی از تحولات مهم عصر پهلوی ـ به هر انگیزه و نیتی ـ اجرای سیاست سرکوب عشایر و ایلیات و سرانجام تضعیف و حذف این ساخت سیاسی قدرت از عرصه‌ سیاسی تاریخ ایران پس از استیلای حدودا یکهزار ساله بوده است.

در تکمیل بحث فوق باید به این نکته مهم اشاره کرد که اساسا تشکیل حکومت در ایران توسط داعیان قدرت و حکومت ـ بویژه از قرن پنجم هجری قمری ـ زمانی امکانپذیر بود که از پشتوانه ایلی و ایلیاتی برخوردار باشد. علت این امر نیز در آن بود که برخلاف سپاه مزدور، سپاه ایلیاتی و قبیله‌ای دارای ظرفیت‌ها و امتیازاتی بود که در تکوین حکومت‌ها و ایجاد سلسله‌ها نقش اساسی ایفا می‌کرد. ایلیات و عشایر و بالطبع نیروی جنگنده آنان دارای تعصب قبیله‌ای بودند و همواره از آرمان‌های مدعیان قدرت در هر شرایطی پشتیبانی می‌کردند. این رکن اساسی قدرت، نیروی جنگجوی ماهر و آن هم به صورت رایگان در اختیار مدعی قدرت قرار می‌داد. سلسله‌هایی چون سلجوقی، افشار، قاجار و ... و موسسان آنان بی‌تردید بدون پشتوانه سیاسی، نظامی و اقتصادی ایلیات و قبایل، هیچگاه نمی‌توانستند در تاسیس حکومت موفق شوند یا حداقل تداوم سلسله‌شان معطوف بدین امر بوده است. در یک جمله باید گفت که اساسا در تاریخ ایران، ایلات و عشایر حکومت سازند و ابزار قدرت محسوب می‌شوند. 4

ج ـ تاثیرات مثبت

تاریخ ایران را می‌توان تاریخ نقش‌آفرینی هزاران ایل و عشیره و در زمینه‌ها و ابعاد مختلف دانست. مطالعه و بررسی در تاریخ تحولات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی این مرز و بوم‌ ما را به این نکته مهم رهنمون می‌شود که ایلیات و عشایر دارای مجموعه‌ای نقش‌ها و کارکردهای مثبت و منفی ـ با توجه به شرایط جغرافیایی، سیاسی و اجتماعی ـ ایران بوده‌اند. نخست به کارکردهای مثبت آنان و در سه‌بعد سیاسی، اجتماعی و اقتصادی اشاره می‌شود.

در زمینه «سیاسی» باید گفت موقعیت ایران، با توجه به عوامل فرهنگی، تربیتی، اجتماعی و اقتصادی حیات ایلی، به‌گونه‌ای بود که در تاریخ تحولات سیاسی ایران و تا آغاز سده بیستم میلادی همیشه وزنه سنگین و در واقع تعیین‌کننده‌ای بوده‌اند و البته این امر بیشتر مدیون خصایصی بود که از شاکله‌ها و شاخصه‌های حیاتی فردی و جمعی آنان مایه می‌گرفت. غلبه جمعیتی ایلات و عشایر نیز بر این تاثیرگذاری سیاسی بی‌تاثیر نبود. در آغاز سده نوزدهم میلادی بیش از 40 درصد مردم کشورمان از عشایر کوچنده بودند.

تشکیل حکومت در ایران توسط داعیان قدرت و حکومت زمانی امکانپذیر بود که از پشتوانه ایلی و ایلیاتی برخوردار باشد

در ابتدای قرن بیستم نیز 30 درصد از جمعیت کشور یعنی 47/2 میلیون از 79/7 میلیون نفر کل جمعیت کشور را عشایر تشکیل می‌دادند. بنابراین می‌توان گفت که ایلات و عشایر بخش عظیمی از جمعیت این مملکت را تشکیل می‌دادند. 5

وضع مخصوص جغرافیایی ایران و حضور این کشور در منطقه پرکشمکش آسیای غربی موجب شد تا بار ایستادگی و مقاومت به دوش ایلیات و عشایر قرار گیرد. آنان با اتکاء به ظرفیت بارز جنگجویی و دلاوری و دشمن‌شکنی، حافظ مرزها و امنیت این مرز و بوم بوده‌اند. اساسا طبیعت و سرشت تسلیم‌ناپذیر ایلات و عشایر ایرانی، عزم لشکرکشان بزرگ غیرایرانی را برای تسخیر این آب و خاک، سست کرده و در طول تاریخ، بسیاری از چنین یورش‌ها را با ضعف و شکست و بی‌اقبالی روبه‌رو ساخته است. 6

بیگانه‌ستیزی یکی از خصلت‌های مسلم عشایر و ایلات ایرانی بوده است. بنابراین بی‌علت نیست که استعمارگران، عشایر وطن‌پرست و غیور ایرانی را که از خاک وطن و زادگاه خود دفاع می‌کردند، غارتگر و راهزن و تجاوزگر معرفی می‌کردند. عجیب این که خود معترف نبودند که نیروهای متجاوزشان در خاک ایران چه می‌کردند. نمونه این استعمارستیزی را می‌توان در جنگ‌های قشقایی‌ها و بلوچ‌ها با استعمار پیر انگلستان مشاهده کرد. 7

در چارچوبی «اجتماعی ـ فرهنگی» جامعه عشایری تاثیرات بسیاری بر تاریخ ایران داشته است. تکیه بر اساطیر و افسانه‌ها، سازش و پردازش داستان‌های حماسی و نقل آنها در مجامع مختلف مذهبی ـ ملی و زنده نگه داشتن آنها در اذهان نسل‌ها، تجربیات وافر زندگی عشایری از امور بهداشتی و پزشکی، اقبال به معتقدات مذهبی و نیز از همه مهم‌تر توجه جنبه‌های عملی آن در زندگی، واقع‌گرایی، همه و همه از مصداق‌های امتیازات و ویژگی‌های اجتماعی و فرهنگی ایلات و عشایرند که به سهم خود تاثیرات مثبتی بر اجتماع و فرهنگ این مرز و بوم و در طول تاریخ نهاده است. 8

در بعد «اقتصادی» نیز ایل بخش مهمی از اقتصاد ملی ایران را در طی زمان‌های طولانی تامین می‌کرده است. این امر خود به دو وجه بود: بخشی از تولیدات همان مواد خام اقتصاد عشایری بود و نوع دیگر تولیدات صنعتی آن به شمار می‌رفت. 9

د ـ تاثیرات منفی

ایلات و عشایر ایران علاوه بر تاثیرات مثبت و نقش‌های ارزنده در تاریخ تحولات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی ایران، بنا به شرایط جغرافیایی، زیستی و معیشتی خود را از یکسو و شرایط سیاسی ـ اجتماعی این مرز و بوم از دیگر سو، کارکردهای منفی نیز داشته‌اند. حداقل تاریخ چند هزار ساله این آب و خاک شاهد نقش‌ها و تاثیرات منفی ایلات و عشایر و در زمینه‌های مختلف ـ بویژه سیاسی ـ بوده است که البته از ارزش‌های آنان چیزی نمی‌کاهد.

مهم‌ترین این تاثیرات منفی عبارتند از:

بدون تردید یکی از عوامل پراکندگی سیاسی و تمرکز‌گریزی در طول تاریخ ایران ـ بویژه دوران اسلامی ـ بافت ایلیاتی قدرت بوده است. به همین علت همواره ساختار ایلی ـ قبیله‌ای با بخش تمرکزگرای دیوانسالاری سرستیز و دشمنی داشته است. کثرت پایتخت‌ها و مراکز تصمیم‌گیری سیاسی در حکومت‌های ایلیاتی همچون سلجوقیان که تعداد آن گاهی بالغ بر 5 می‌رسد، موید این امر است.

2 ـ تمرد از حکومت مرکزی و تلاش برخی از سران ایل برای استقلال از حکومت مرکزی.

3 ـ تاخیر و تعویق یا عدم پرداخت مالیات از سوی سران ایلات و عشایر (وقفه یا امتناع در پرداخت مالیات)‌

4 ـ ترغیب و تحریض بدنه ایل به ایجاد اختلال در مسیرهای تجاری کشور.

5 ـ برقراری پیوندهای دوستانه بعضی از ایلات و عشایر با دولت‌های خارجی بویژه روسیه و بریتانیا به زیان حکومت مرکزی ایران و تبدیل شدن آنان به مهره‌های استعمار.

6 ـ ستمگری و زورگویی‌های خوانین و روسای ایلات و عشایر نسبت به بدنه ایل.

7 ـ مجاورت ایلات و عشایر مرزی با کشورهای همسایه و تبعات مخاطره‌آمیز آن.

8 ـ ستیزه‌های درونی ایلیات و عشایر

9 ـ نافرمانی‌ها و تمرد ایلات و عشایر

10 ـ کوشش خودمختارانه ایلات و عشایر به خودسری و برپایی بساط ملوک‌الطوایفی

لذا با توجه به تاثیرات منفی ایلات و عشایر و تجربه‌های آن در تاریخ چند هزار ساله ایران، مهار این ساختار سیاسی قدرت از طریق خدعه و توطئه یا در عصر پهلوی با اتخاذ سیاست طرد و حذف از مهم‌‌ترین اقدامات دولت‌های ایرانی برای حذف این‌گونه معیشت در طول تاریخ آن به شمار می‌رفته است. در راس آن بایستی به کوچ اجباری عشایر اشاره کرد که این امر به جد و بویژه در تاریخ چهارصدسال اخیر ایران تعقیب می‌شده است.

مطالعه و بررسی در تاریخ ایلات و عشایر ایران موید این امر است. 10 علاوه بر این بایستی به سیاست‌های سرکوب و تخته‌قاپو کردن عشایر توسط دولت‌های ایرانی اشاره کرد. 11

دکتر امامعلی شعبانی

پانوشت:

1. م.ب؛ نفیسه واعظ، سیاست عشایری دولت پهلوی اول، پایان‌نامه دکتری، دانشگاه شهید بهشتی، 1385، صص54 ـ50

2. واعظ، همان، ص55

3. حمید احمدی، قومیت و قوم‌گرایی در ایران، افسانه و واقعیت، تهران: نشریه نی، 1386، صص 67 ـ 66.

4. ر.ک.ب: ابن‌خلدون، مقدمه، جلد اول، ترجمه محمد پروین گنابادی، تهران؛ بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1347، صص240 ـ 239

5 . عزیز کیاوند، حکومت، سیاست و عشایر، تهران: انتشارات عشایری، 1368، ص 5.

6 . رضا شعبانی، مبانی تاریخ اجتماعی ایران، تهران: نشر قوس، 1386، ص 74.

7. ایرج افشار، سیستان‌ها، مقدمه‌ای بر شناخت ایل‌ها، چادرنشینان و طوایف عشایری ایران، جلد دوم، تهران: بی‌نا، 1366، صص 620 و 912 ـ910

8 . رضا شعبانی، همان، صص 78 ـ 80

9. رضا شعبانی، همان، ص 88

10. واعظ، همان، ص 374، 4-333، 564، 657

11. عزت‌‌الله نوذری، تاریخ اجتماعی ایران، تهران: انتشارات خجسته، 1385، ص 316

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۱ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها