در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اولین سرشماری رسمی در ایران سال 1335 هجری شمسی بود، یعنی 207 سال پس از انجام نخستین سرشماری در سوئد در سال 1749 میلادی. اما هنوز بعد از گذشت 54 سال از آن سرشماری، ارائه آمار دقیق به علت وجود بسیاری از موانع آشکار و پنهان با اما و اگرهایی روبهروست و عوامل متعددی در این عدم توفیق نقش داشتهاند.
پیشینه سرشماری
اسناد و نوشتههای بر جا مانده از تاریخ، حکایت از انجام نوعی سرشماری در جوامع انسانی دارد. علل گوناگونی مانند نیاز حکومتها برای اخذ مالیات از شهروندان یا سنجش قدرت نظامی، آنان را به آمارگیری وامیداشت. «تورات» کتاب مقدس یهودیان به شمارش جمعیت برای سنجش قدرت نظامی عبرانیان اشاره دارد.
چینیها اولین ملتی بودند که حدود 4000 سال قبل از میلاد مسیح از جداول آمار کشاورزی استفاده میکردند.
در چین زمان کنفوسیوس، سرشماری عمومی به عمل آمد که طی آن رئیس خانواده، تعداد اعضای تحت تکفل خود را در لوحه مخصوصی مینوشت و به دولت تسلیم میکرد. البته نتایج این سرشماریها هرگز قابل اعتماد نبود، چون سلاطین برای قدرتنمایی در مقابل رقبا و مرعوب ساختن فرمانروایان دیگر ممالک به نوعی اغراق روی میآوردند و تعداد تقریبی سربازان و مالیات دریافتی از شهروندان را چند برابر رقم واقعی اعلام میکردند. موسسه «دوفردیبوک» به دستور «گیوم فاتح» در سال 1085 میلادی در انگلستان تاسیس شد که ماخذی برای مالیات ارضی و سربازگیری بود.
سرشماری تهران
در سال 1231 هـ.ش، اواخر دوره صدارت میرزاآقاخان نوری، جمعیت و تعداد خانههای شهر تهران مورد شمارش قرار گرفت.
در سال 1238 دستورالعملی جامع در مورد سرشماری جمعیت و منابع مالی و اقتصادی از جانب وزرای وقت به حکام ولایات صادر شد تا تعداد جمعیت، خانوارها، مسکن و میزان دارایی مردم را در روستاها و شهرها مشخص کنند که این دستورالعمل به خاطر مشکلات فنی به اجرا درنیامد تا این که سرانجام مهندس عبدالغفارخان نجمالدوله، معلم ریاضی مدرسه دارالفنون براساس نقشه شهر تهران که پیشتر توسط خود او تهیه شده بود، با استفاده از شیوههای جدید، سرشماری پایتخت را انجام داد.
براساس این سرشماری، جمعیت تهران در سال 1246 بالغ بر 155736 نفر بود که تعداد 147256 نفر را افراد غیرنظامی و 8480 نفر را نظامیان تشکیل میدادند. در این سرشماری 27 درصد جمعیت پایتخت را افراد کمتر از 15 سال تشکیل میدادند و از این میان تنها 45/26 درصد ساکنان تهران (39245 نفر) تهرانیالاصل بودند. اصفهانیها با 9955 نفر (76/16 درصد) و آذربایجانیها با 8031 نفر (57/5 درصد) در رتبههای بعدی قرار داشتند. این سرشماری که در دوره ناصرالدین شاه و دوره وزارت اعتضادالسلطنه بود، توسط وزارت علوم و معارف انجام شد و نخستین سرشماری در خور اعتنا به شمار میرود.
تاسیس اداره ثبت احوال
بعد از انقلاب مشروطیت، در سال 1295 شمسی در کابینه اول وثوقالدوله ادارهای به نام ثبت احوال تاسیس شد و 2 سال بعد در کابینه دوم وثوقالدوله، اداره مذکور رسما تحت نظر وزارت داخله (وزارت کشور فعلی) تشکیل شد. در همان سال رئیسالوزرا و اعضای دولت جزو اولین افرادی بودند که به این اداره رفته و احوالات شخصی خود را ثبت و علاوه بر نام کوچک، تقاضای نامخانوادگی برای خود کردند. بعد از آنها بتدریج مردم تهران داوطلبانه به اداره ثبت مراجعه و برای خود نام فامیلی انتخاب کردند.
اصطلاحات و لغات معمول آن دوره مانند «سجل احوال»، «ورقه هویت» و ... که از اصطلاحات ترکیه اقتباس شده بود، تدریجا به فارسی تبدیل شد و یادداشت وقایع چهارگانه ولادت، فوت، ازدواج و طلاق در آنها ثبت میشد. اداره ثبت احوال از اولین ارکان نظام آماری کشور به سبک جدید به شمار میرود.
اولین آمارگیری رسمی و منظم سال 1335 در ایران انجام شد. سرشماری روز 10 آبان ماه شروع و تا 25 همان ماه ادامه داشت و جمعا 26836 مامور سرشمار و سرپرست در این آمارگیری شرکت کردند
سال 1303 شمسی در دوره ریاستالوزرایی سردار سپه، تصویبنامهای در دولت صادر شد و از تصویب مجلس گذشت تا سرشماری به عنوان یک تکلیف قانونی به شمار بیاید.
بعد از تصویب قانون نظام وظیفه عمومی در سال 1304، ثبت احوال و صدور شناسنامه که تا آن زمان اختیاری بود، اجباری شد و برای ورود جوانان به خدمت نظام وظیفه و ورود کودکان به دبستان و برای انجام معاملات تجاری و اقتصادی ارائه شناسنامه الزامی شد. از بدو تشکیل سلسله پهلوی بیشتر شهروندان ایران صاحب شناسنامه شدند. در 29 آبان 1306 وزیر داخله (ادیبالسلطنه) طی صدور نامهای به رئیسالوزرا طرح تشکیل اداره جدید احصائیه (سجل احوال) را خواستار شد.
یک سرشماری در زمان ریاست تیمسار فرجالله آق اولی به اداره کل ثبت احوال در سال 1313 انجام شد، اما سرشماری سال 1318 از جامعیت بیشتری برخوردار بود. براساس دستور، قرار شد از مردم ایران سرشماری صورت گیرد.
کاشان اولین شهری بود که مورد سرشماری قرار گرفت. سرشماری در تهران از ساعت 5 بامداد روز جمعه 10 اسفند 1318 توسط 4000 کارمند آغاز شد. مردم پایتخت به وسیله اطلاعیه شهربانی کل کشور در جریان قرار گرفته بودند که در این روز حق خروج از منزل را ندارند و اگر فردی کاری ضروری داشت میبایست با اطلاع شهربانی و تحت مراقبت ماموران این اداره کار خود را انجام بدهد. سرشماری ساعت 30/20 تمام شد.
گنبد کاووس آخرین شهری بود که براساس دستورالعمل صادره مورد سرشماری قرار گرفت. حمله متفقین به ایران، وقایع شهریور 1320 و اشغال نظامی کشور موجب شد تا انجام سرشماری نیز مانند بسیاری از امور متوقف بماند. براساس این سرشماری که از 1/4/1318 از کاشان آغاز و در 2/6/1320 در گنبد کاووس تمام شده بود، جمعا 35 شهر کشور مورد سرشماری قرار گرفتند که تهران با 540087 نفر پرجمعیتترین و فیروزکوه با 3041 نفر کمجمعیتترین شهرهای مورد بررسی بودند. مجموع جمعیت 35 شهر در فاصله زمانی 26 ماهه 2264866 نفر اعلام شد. البته نتیجه سرشماری تهران رضاشاه را خشمگین کرد، چراکه او دوست داشت پایتخت، جمعیتی بیش از آنچه که در سرشماری آمده بود، داشته باشد. اگرچه این سرشماری کامل نبود و نتوانست کل ایران و جمعیت آن را تحت پوشش قرار دهد، اما در مقایسه با سرشماریهای قبلی شمول گستردهتری داشت.
کارشناسان آمار معتقدند در صورتی که کشور اشغال نمیشد، برای نخستین بار میشد تصویر درستی از ترکیب، توزیع و ساخت جمعیتی کشور به دست آورد.
اولین آمارگیری رسمی و منظم سال 1335 در ایران انجام شد. سرشماری روز 10 آبان ماه شروع و تا 25 همان ماه ادامه داشت. جمعا 26836 مامور سرشمار و سرپرست در این آمارگیری شرکت کردند. روسای ثبتاحوال هر حوزه سرشماری قبلا در تهران تعلیمات کافی را دیده بودند و در محل ماموریت خود نیز کلاسهایی جهت تعلیم ماموران سرشماری تشکیل داده بودند. برای جلب همکاری مردم نیز تبلیغات محلی انجام شده بود. اجرای این سرشماری به عهده قسمت سرشماری اداره کل آمار عمومی که خود تهیهکننده این ماموریت بود، واگذار شد. تمام کشور به 119 حوزه سرشماری تقسیم شده بود. کل جمعیت ایران در آن سرشماری 18954704 نفر بود که 9644944 نفر مرد و 9309760 نفر زن بودند. تراکم جمعیت برای کل ایران نزدیک به 12 نفر در هر کیلومترمربع بود. در سال 1344 قانون تاسیس مرکز آمار ایران تصویب شد. در این قانون باید آمارگیریها و عملیات استخراج در سازمان مرکزی آمار کشور متمرکز میشد و واحدهای آماری موسسات دولتی باید تحت نظر این سازمان عمل میکردند.
این سازمان اولین سرشماری را که در اصل دومین سرشماری عمومی کشور به شمار میآید، تحت نظارت خود از 8 آبان 1345 آغاز کرد و در 27 آبان به آن پایان داد. طرح مقدماتی سرشماری سال 45 ابتدا در دو شهر مراغه و سبزداران (جیرفت فعلی) به آزمایش گذاشته شد تا بتوان نسبت به تهیه طرح نهایی و بخصوص تشکیل سازمان و تعیین اعتبار مورد نیاز بالاخص اقلام و تعاریف و مفاهیم مورد عمل اقدام کرد. در این سرشماری جمعا 12885 نفر مامور و سرپرست شرکت داشتند. علت تقلیل ماموران، اتخاذ روش مناسب و ازدیاد مدت سرشماری بود (20 روز). جمعیت ایران در آن سرشماری 732/788/25 نفر بود که 801/355/13 نفر مرد و 921/432/12 نفر زن بودند. در اواخر سال 1353 قانون فعلی مرکز آمار ایران به تصویب مجلس رسید. در قانون جدید استخراج رایانهای اطلاعات آماری سایر دستگاههای دولتی و تایید طرحهای آمارگیری موسسات دولتی جزو وظایف مرکز آمار نیامده و انتقال آمارگیری به مرکز آمار ایران نیز مطرح نشده است.
یک سرشماری کامل باید کل سرزمین و جمعیتی را که در آن زندگی میکنند، پوشش دهد و پاسخهای دقیقتری از سوالات خود کسب کند و تصویر روشنتری از ویژگیهای جمعیتی را در زمان سرشماری بدهد. پاسخ درست و دقیق به سوالات، مهمترین وظیفه و رسالت سرشماری است، چراکه اگر پاسخ به سوالات سرشماری درست نباشد، برنامهریزیهای اقتصادی و اجتماعی را به بیراهه میکشاند و روحیه کلینگری و کلیگویی را به دنبال میآورد و به حساسیتهای جامعه و مخصوصا مجامع علمی و برنامهریزی در مورد یافتههای آماری و اهمیت آن در تحلیل مسائل اجتماعی لطمه میزند و بتدریج یکی از مهمترین ابزارهای تصمیمگیری را خالی از محتوا کرده و نمایش آماری را جایگزین تحلیل آن میسازد. هر سرشماری 3 ویژگی اصلی دارد.
جامع و مانع بودن تعریفها و مفاهیم که در صورت رعایت آن قسمت مهمی از ویژگیهای سوم سرشماری یعنی «قابل قیاس بودن دادهها و قیاسپذیر کردن آنها» خود به خود حاصل میشود.
اهمیت سرشماری تنها ارائه دادههای توصیفی در مقطع زمانی خاص نیست بلکه فراتر از آن باید روند تحول جمعیت و ویژگیهای آن را به دست دهد. این امر زمانی میسر میشود که تعریفها ثابت بماند یا در صورتی که تغییری در آنها داده شود، امکان بازسازی مفاهیم به کار رفته در سرشماریهای قبلی حاصل آید وگرنه سرشماری مهمترین خصلت خود یعنی «عرضه اطلاعات لازم را برای شناخت تحول جمعیت» از دست میدهد.
بررسی سرشماریهای ایران نشان میدهد که تفاوتهای فاحشی در تعاریف و مفاهیم سرشماریها وجود داشته است. از یک سو تعاریف و مفاهیم سرشماریهای دوره قاجار و پهلوی اول با سرشماریهای سال 1335 و بعد از آن تفاوتهای قابل ملاحظهای دارند.
از سوی دیگر برخی تعاریف و مفاهیم سرشماریهای سال 1365 و آمارگیریهای جمعیتی سال 1370 و نیز سرشماریهای عمومی سالهای 1335، 1345 و 1355 متفاوت است. جدولبندی اطلاعات آماری آنها نیز به گونهای است که امکان قیاسپذیر ساختن دادههای آنها را هم دشوار و در مواردی ناممکن کرده است.
آرین حسنزاده
منبع: مروری بر تاریخچه سرشماریها و آمارگیریها در ایران و جهان
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: