شاهد دیگر فعالیتهای گسترده سرویسهای اطلاعاتی کشورهای منطقه، اعلام رسمی مقامات امنیتی مبنی بر حمایت همهجانبه سرویسهای اطلاعاتی کشور پاکستان از گروه جنایتکار جندالشیطان و شخص عبدالمالک ریگی بود. با دستگیری سرکرده این گروه تروریست و فاش شدن حمایتهای همه جانبه سرویسهای جاسوسی آمریکا و پاکستان از این شرور متاسفانه باز هم اقدام قاطعانه در برابر خیانت آشکار دولت پاکستان انجام نگرفته است.
شاید کمابیش مطلع باشید یک تبعه زن ایرانی به نام شهرزاد میرقلیخانی در بدو ورود به کشور آمریکا توسط نیروهای امنیتی آن کشور بازداشت و به زندانی مخوف منتقل شده است. کسی که به صورت کاملا قانونی به این کشور مسافرت کرده، بدون هیچ دلیل قانعکنندهای اکنون در زندانهای آمریکا به طرز فجیعی تحت شکنجههای متعدد و سلول انفرادی قرار دارد. در مقابل یک زن جاسوس آمریکایی به نام سارا شورد به همراه 2 نفر دیگر، بدون هیچ مجوز و روادیدی، از مناطق مرزی کشور برای جاسوسی به ایران وارد میشود و پس از بازداشت و احراز جاسوس بودنش، پس از کلی خوش گذراندن در زندانهای ایران! و دیدار با خانوادهاش با احترامی ویژه، با قید وثیقه آزاد و به کشورش باز میگردد. این در حالی است که ملیکا و ملینا 2 دختر بانوی ایرانی زندانی در آمریکا حدود 3 سال است مادر خود را ندیدهاند و پدر بزرگشان مجبور است برای خورد و خوراک دخترش در زندان آمریکا، ماهانه 1000 دلار پول واریز نماید.
وی میگوید: «چون زندانهای آمریکا هزینه خورد و خوراک و لباس زندانیان را قبول نمیکنند مجبورم ماهانه 1000 دلار به حساب زندان واریز کنم، اما به جای آنکه با پول من تن ماهی و خوراک مناسب به فرزندم بدهند، تن سگ برای او میبرند.»
هر چند ادعای حقوق بشر حکومتهای مستبد، سالهاست رنگ باخته و توده ملتها دریافتهاند چنین ادعایی تنها برای سرپوش گذاشتن بر جنایتهای مستکبران در جهان مطرح میشود، اما شنیدن حرفهای خانم شهرزاد میرقلیخانی نیز میتواند گوشههایی از حقوق بشر آمریکایی را فاش کند.
او که از فرصت کوتاه ارتباط تلفنی با خانوادهاش برای مصاحبه دوباره با رادیو ایران بهره میگیرد، میگوید: «پس از مصاحبه اولم با رادیو ایران، مرا 10 روز به سلول انفرادی بردند و شکنجه کردند، پس از خروج از انفرادی مرا به طبقه دوم زندان بردند و از بالا به حیاط زندان پرت کردند که در پایین چند زندانی دیگر مرا گرفتند تا به زمین نخورم، بعد مرا به جایی بردند که اکثر زندانیان ایدزی و دارای بیماریهای خطرناک آنجا بودند. دیگر نمیدانم چه بلایی ممکن است سرم بیاید.»
با این توصیف آیا هنوز هم لازم است ما حسن نیت خود را به جامعه جهانی که مبنای حکومت حاکمان آن بر جور و ستم و جنایت و خونریزی است، اثبات کنیم؟ آیا وقت آن نرسیده است با قاطعیت و بهرهگیری از تمامی ابزارهای سیاسی، رسانهای، اقتصادی و فرهنگی موجود، از حقوق ملت ایران در سطح بینالمللی دفاع شود؟
وبلاگ «سیرت صبح»
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم