ایشان تاکید کردند که روحانیت و حوزه علمیه در شبکه عظیم فرهنگی و تربیتی وظیفه مهم و حساسی بر عهده دارند و باید نیروهایی را تربیت کنند که توانایی تاثیرگذاری و جهتدهی صحیح فرهنگی در آموزش و پرورش را داشته باشند.
حجت الاسلام حسین ابراهیمی، نایبرئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی و رئیس مرکز رسیدگی به امور مساجد و نماینده مردم بیرجند با استناد به سخنان رهبر معظم انقلاب تاکید دارد که حوزههای علمیه باید در تحولی عظیم از نیروهای متخصص خود در سطح اجتماع استفاده کند.
رئیس مرکز رسیدگی به امور مساجد همچنین تاکید کرد که روحانیت نباید علم خود را، مختص به حوزههای علمیه بداند و باید آن را در سطح جامعه منتشر کند.
وی در گفتوگویی با جامجم به سوالات ما در خصوص مسائل مهمی که از سوی رهبر معظم انقلاب در قم بیان فرمودند پرداخت.
یکی از مباحث مهمی که رهبر معظم انقلاب در دیدار اخیرشان به قم و در دیدار با رئیس و اعضای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم داشتند، حضور عمیقتر و تاثیرگذارتر روحانیون در بخشهای مهمی چون آموزش و پرورش و صداوسیما بود، این مساله گاهی در مساجد ما هم مشهود است و دیده میشود که روحانیون مسجد کمتر با مسائل فرهنگی و هنری آشنا هستند به نظر شما برای حضور عمیقتر روحانیون در این امور چه باید کرد؟
اصولا اگر روحانی بخواهد اثرگذار باشد چند ویژگی مهم را باید داشته باشد. روحانی در هر محیطی که ورود پیدا میکند باید آشنا به مسائل باشد و نیازهای اجتماع را شناسایی کند.
روحانیون در مساجد باید کارکردهای مساجد را بخوبی بشناسند و امور را بخوبی انجام دهند و به گونهای با برنامهریزی بتوانند در جامعه تاثیرگذار باشند.
صداوسیما رسانهای تخصصی است و رسانهای است که همهکس و اغلب مردم با آن ارتباط دارند و اگر کسی بخواهد به این رسانه، ورود پیدا کند طبعا باید در برنامهریزی فرهنگی تبحر داشته باشد تا بتواند اثرگذار باشد. حضور عمیق در محیطهای مختلف توسط افراد باید در شرایطی صورت گیرد که شخص خوب درس خوانده باشد و مسائل اجتماع، هنر و فرهنگ و برنامه را درک کند، چنانچه فرد با این شاخصها به مراکز مهمی چون صداوسیما وارد شود بسیار اثرگذار خواهد بود.
در مسجد هم چنین روالی حاکم است به طوری که هر جا امام جماعت فاضل، عالم، عامل به آنچه میگوید حضور داشته باشد، میبینیم که محله تحت تاثیر مسجد قرار میگیرد و لو این که همه اهل محل هم به مسجد نمیآیند، اما فرهنگ محل تحت تاثیر فرهنگ و اندیشه این امام جماعت قرار گرفته است.
حرف درست، برنامهریزی مناسب، ارتباط با افراد ، تاثیرگذاری شخصیتی امامجماعت بر محله باعث میشود که مردم به این فرد اقتدا کنند و به عمل و گفتههایش اعتماد نمایند. مهم این است روحانیت در هر جایی که زندگی میکند حرفش با عملش یکی باشد و بتواند اثر عملی بگذارد.
به هر حال تغییر ساختارهای اجتماعی یا سیاسی و فرهنگی لازمهاش سیر چند مرحله است. اولین مرحله فکر و اندیشه است به این معنا که اگر کسی میخواهد تغییرات و تحولاتی را به وجود آورد باید ورود فکری و اندیشهای به مباحث پیدا کرده و تاثیرگذار باشد و فرد یا جامعه را با خود هماهنگ نماید که چنانچه فکر تغییر کند، اندیشه تبدیل به رفتار خواهد شد.
امیرالمومنین(ع) نیز در این رابطه فرمودهاند که بهترین سخن، سخنی است که «عمل» آن سخن را تایید و تصدیق کند.
لذا رفتار وقتی دگرگون شد خود به خود، ساختارها تغییر میکند. بنابراین باید تاکید کرد ما نیازمند افرادی هستیم که وقتی وارد محله یا محیطی میشوند بتوانند فکر آن محیط را دچار تغییر و تحول کنند که بعد از این شرایط است که رفتارها تحت تاثیر افکار، متغیر میشوند. در سخنان رهبر معظم انقلاب نیز بر این نکته تاکید شد که روحانیت باید عمیق در مسائل ورود پیدا کند یعنی این که تاثیرگذار باشد.
با توجه به این فرمایشات مشکل در کجاست؟
معتقدم روحانیون ما و آنهایی که بخوبی درس خواندهاند و اهل عمل بودند در هر جایی که قرار گرفتند، محل اثر بودند و توانستند تغییر و تحول ایجاد کنند.
اما اشکال بزرگ این است که روحانیت علم را برای علم خواسته، در حالی که علم برای عمل است و در حوزههای علمیه، هم همین ضرورت وجود دارد.
در حوزههای علمیه لازم است که تنها دو گروه بمانند یکی مراجع برای جهت دادن کل جامعه و دوم مدرسین برای تعلیم طلاب، لذا باید مابقی روحانیون بعد از پایان تحصیل از حوزهها خارج شوند.
روحانیون بعد از تحصیل علم برای تاثیرگذاری آموزههای خود از حوزهها خارج شوند تا بتوانند علم خود را اشاعه دهند.
امیرالمومنین(ع) میفرمایند مردی از انصار خدمت رسول اکرم رسید و از علم و جایگاهش سوال کرد، حضرت رسول فرمودند اولین گام برای فراگیری علم، آماده شدن است، دوباره از رسول خدا سوال شد مرحله بعد چیست، حضرت فرموند خوب گوش کند. باز سوال شد بعد چی،حضرت گفتند هر چه از علم فرا گرفته حفظ کند، سوال شد،بعد چه؟ حضرت مجدد گفتند به آن عمل کند. در مرحله پنجم سوال کرد که یا رسولالله بعد از آن چه باید کرد؟ رسولالله فرمودند آن را منتشر کند، پس بنابراین فرمایشات باید برای فراگیری علم با تمام وجود جلو رفت آن را فراگرفت و سپس آن را منتشر کرد و باید گفت، ما در مرحله آخر، یعنی مرحله منتشر کردن دچار مشکل هستیم و اشکالی که الان در حوزههای علمیه ما وجود دارد و آقا مستقیما آنها را مخاطب قرار داده، این است که حوزهها باید به صورت عمیق وارد مسائل شوند.
ما الان در حوزههای علمیه علمای زیادی به صورت متراکم داریم، که اصلا درست نیست چون علم برای عمل و نشر است و ذکات علم نشر آن و به دیگران منتقل کردن آن است اما در کمال تاسف باید گفت جمعیتی که در حوزهها وجود دارد از جمعیتی که از علما در کل کشور وجود دارد بیشتر است، ما اگر بخواهیم حوزه را آسیبشناسی کنیم یکی از موارد این است که حوزه، نیروهای متخصص خود را خارج نمیکند.
به هر حال حوزهها همانطور که ورود دانشجو دارند باید خروج فارغالتحصیل را هم داشته باشند و خروجیهای حوزه باید در صدا و سیما، مساجد، آموزش و پرورش، دانشگاهها و سطح اجتماع حاضر شوند، البته هر خروجی به درد جامعه نمیخورد و باید حتما براساس موضوعاتی که قرار است نیرو وارد دستگاهی شود دورههای تخصصی برای این نیروها برگزار شود.
روحانی تحصیلکردهای که فقه، اصول، فلسفه تفسیر روایت و... را خوانده، نباید به طور مستقیم وارد جامعه شود و باید قبل از ورود به جامعه متناسب با کاری که قرار است شروع کند دروس یا مسیری را طی کند تا با ارتباطات در جامعه آشنا شود.
یعنی حوزههای علمیه باید بعد از پایان تحصیلات طلاب، دروس جدیدی را برای ورود طلاب خود به جامعه تدریس کنند؟
به هر حال فارغالتحصیلان حوزههای علمیه بالقوه امام جماعت و فرهنگشناس هستند و بالقوه میتوانند جامعه را اداره کنند اما اگر بخواهد علم آنها بالفعل شود نیازمند کسب مهارتها برای رسیدن به نقطه مطلوب هستند.
اگر کسی قصد دارد امام جماعت مسجدی شود باید مدیریت مسجد را بلد باشد چون بسیج، هیات امنا، خادم و مومنین مسجد هستند و توقعاتی که از مسجد میرود بسیار بالاست بنابراین روحانی که تازه از حوزه آمده باید قبلا مدیریتها را فرا بگیرد و بعد وارد جامعه شود.
کیفیت ارتباط با مردم مخاطبشناسی است و کسی که میخواهد مسجدی را اداره کند باید مدیریت این مکان را بلد باشد.
به هر حال بخش زیادی از اختلافات خانوادگی در مساجد مطرح میشود چون مردم امام جماعت را محرم خود میدانند، حتی مسائلی را خانوادهها به امام جماعت میگویند که به پدر و مادرشان هم نمیگویند لذا کسی که قرار است به عنوان امام جماعت در مسجدی قرار گیرد باید بر همه این امور احاطه داشته باشد.
البته ما در مرکز رسیدگی به امور مساجد دورهای را برای روحانیون گذاشتیم و تاکید کردیم که هر کسی که بخواهد امام جماعتی انتخاب کند باید مدیریت مسجد، روش تبلیغ، مخاطبشناسی و کیفیت ارتباط با مردم را فرا گیرد تا بتواند جذب قلوب کند.
مرکز رسیدگی به امور مساجد الان در قم یک دوره تخصصی را برگزار میکند که مربوط به کسانی است که قصد دارند امام جماعت شوند.
این دوره از سوی حوزه علمیه قم برگزار نمیشود؟
نه، این دوره مربوط به مرکز رسیدگی به امور مساجد است.
به هر حال نبود دروس مختلف برای آمادهسازی طلاب جهت حضور در مکانهای مختلف یک خلاء است که باید توسط حوزه جدی گرفته شود.
قطعا اگر روحانی قصد حضور در صدا و سیما را دارد، باید فرهنگ و هنر را برای حضورش در این سازمان، در حوزه علمیه فرا بگیرد، نه این که تازه وقتی به صدا و سیما آمد، این سازمان به او مسائل را یاد بدهد چون آن وقت است که هیبت و عظمت آن عالم پایان مییابد. بر این اساس به نظر میرسد علما قبل از ورود به هر مکانی بهتر است مباحث مربوط به زمینههای تخصصی را فرا بگیرند و سپس وارد شوند.
بیشتر حضور افراد مسن در مساجد بارزتر است، آیا بهتر نیست که در این زمینه تجدید نظری شود و ائمه جماعت از اقشار جوانتر انتخاب شوند؟
به هر حال حضور امام جماعت جوان باعث تحرک بیشتر در مساجد میشود اما حضور امام جماعت مسنتر اطمینان بیشتری به مردم میدهد.
امام و مراجع ما و اثرگذاران ما در طول تاریخ در سنین بالا بودند چون تجربیات بیشتری داشتند و مردم به آنها اعتماد میکردند.
میگویند منبری هر چه جوانتر «واعظ»، اما امام جماعت وقتی پا به سن میگذارد براساس تجربهای که دارد مردم او را به عنوان الگو قرار میدهند.
اما مشکل در اینجاست که ما نیازسنجی جوان را باید انجام بدهیم و مسجد برطرفکننده این نیاز باشد.
جوانان نیاز به تحصیل دارند و مسجد میتواند به عنوان انتشاردهنده علم، بسیاری از مشکلات آنان درخصوص تحصیل را برطرف کند.
آیا این اتفاق در مساجد ما میافتد؟
بله، ما الان در تهران مسجدی داریم که از شدت ازدحام جوانان دیگر جا ندارد، هزار نفر دانشجو عضو این مسجد هستند و بعد از تعطیلی دانشگاه به مسجد میآیند یا دانشآموزانی داریم که بعد از پایان مدرسه به مسجد میآیند چون کتابخانه مجهزی در مسجد وجود دارد که نیاز آنان را برآورده میکند و خبرگانی در مساجد وجود دارند که نیاز تحصیلی دانشآموزان و دانشجویان را میسنجند.
مدیریت خوب نیازسنجی خوب میآورد. لذا نمیشود بدون توان چنین کاری را کرد. ما باید بپذیریم که اگر مساجد بخواهد محور باشد ما باید نیاز مردم را در مساجد برطرف کنیم.
کمک به محرومان جایگاهی بهتر از مسجد ندارد، چون در این مکان حیثیت افراد هم حفظ میشود. چه به لحاظ فکری، مادی، فرهنگی، علمی و آموزشی مسجد میتواند تمام نیازها را برطرف کند.
باید گفت حضور جوانان در مساجد بخصوص در مناسبتها بسیار چشمگیر است، اما باید حق به جوانان داد که متناسب با سن و سالشان یا در دبیرستان یا دانشگاه باشند، اما اگر به مساجد دانشگاهها توجه کنید میبینید که حضور جوانان بسیار چشمگیر است به طوری که نماینده ولی فقیه در دانشگاهها هم در صحبتی که با من داشتند تاکید کردند که هیچ مسجدی در دانشگاه خالی نیست و همه جوانان در آنها حضور دارند.
و امروز حضور جوانان در مساجد بسیار قابل قبول و درخشان است.
رهبر معظم انقلاب در دیدار اخیرشان تاکید کردند که حوزههای علمیه در سالهای پس از انقلاب منشأ اثر بوده و در تولید فکر نقش اساسی بازی میکردند، رهبری اما در سخنان اخیرشان انتقادهایی را درخصوص شرایط فعلی مطرح کردند، ارزیابی شما از این موضوع چیست؟
اوایل انقلاب که جهاد سازندگی به دستور امام(ره) شکل گرفت از حوزه و دانشگاه در جهاد سازندگی حضور پیدا کردند و حتی به دور افتادهترین روستاهای کشور نیز رفتند و در آنجا هم منشأ اثر بودند.
در اوایل انقلاب که سازمان تبلیغات شکل گرفت، دیدیم که به سراسر کشور مبلغ اعزام شد. در 8 سال دفاع مقدس هم دیدیم که در جبهه و پشت جبهه علما حضور چشمگیر داشتند و اثرآفرینی زیادی را بر عهده گرفتند و حتی در خط مقدم نیز حضور آنان محسوس بود به طوری که شهدای روحانیت 12 برابر سایر شهدا هستند.
اما بعد از این که جنگ تمام شد بخش عظیمی از روحانیت احساس کردند حالا که جنگ پایان یافته بهتر است به حوزهها برگردند و به تحصیل خود ادامه دهند. لذا همین که به دنبال تحصیل رفتند دیگر بخش عظیمی از آنها به جامعه برنگشتند و همین امر امروز مورد گلایه آقا قرار گرفته است.
باید گفت ما در مساجدمان امام جماعت کم داریم و با وجود حدود 700 هزار مسجد، حدود نصف این رقم امام جماعت در مساجد ما وجود دارد. علت این است که آقایان که به تحصیل مشغول شدند بیرون آمدن از حوزه برایشان سخت شده است. به هر حال «آقا» نظر دارند کسانی که تحصیل کردهاند و باب مرجعشدن برایشان مسدود است، بهتر است به جای ماندن در حوزه، بخش اعظم آنها که زیاد هم هستند هر کدام به شهرستانی بروند که اگر چنین اتفاقی رخ دهد نقش محوری روحانیت همان طور که در اوایل انقلاب بارز بود امروز نیز بارزتر خواهد بود.
رهبری یکی از خطوط اصلی را که ترسیم کردند، برنامه کاری دشمن در چارچوب جنگ نرم بود، ایشان فرمودند دشمن در چارچوب جنگ نرم قصد وارونه جلوه دادن واقعیتها را دارد، روحانیون برای دفع این اقدام دشمن چه وظیفهای بر عهده دارند؟
جنگ نرم کار فرهنگی میخواهد و هر حرکتی باید با همان حرکت جواب داده شود تا به نتیجه برسد. امروز عمده جبههای که در دنیا تشکیل شده جبهه جنگ نرم است و الان لشکرکشی کار هیچ عاقلی نیست و کسانی هم که چنین کاری را انجام دادهاند در آن ماندهاند. ما میبینیم آمریکا و همپیمانان این کشور که به عراق و افغانستان آمدند در حال تغییر و تحول و خارج شدن از این کشورها هستند لذا کسی در دنیای امروز به دنبال جنگ سخت نیست. در جنگ نرم کار فکری و اندیشهای حرف اول را میزند و در جنگ نرم دشمن، مساجد نقش عمدهای را در این زمینه بر عهده دارند.
به هر حال عملکرد مساجد در فتنه سال 88 قابل قبول بود، حتی مخالفان در خارج از کشور گفتند که تریبون سنتی بر تریبون مجازی و سایبری غلبه پیدا کرد.
همه بر این عقیده هستند که اگر ما بخواهیم فرهنگ دینی را حاکم کنیم در نهایت اثرگذارترین کار بحثهای چهره به چهره است و باید تلاش کنیم که این فرهنگ در همه جا بخصوص در مدارس و دانشگاهها گسترش یابد.
رهبری درخصوص دسته بندی آخوند حکومتی و آخوند غیرحکومتی اشاره کردند، دستهبندیای که رهبر معظم انقلاب به آن اشاره کردند با چه هدفی و از سوی چه کسانی صورت گرفته است؟
اثرگذاری روحانیت را هیچ کس نمیتواند نادیده بگیرد. ما در طول تاریخ هیچ نهضت اسلامی نداریم که رهبریت آن با روحانیت نباشد و یا روحانیت در آن نقش اساسی نداشته باشند.
در نهضت تنباکو میرزای شیرازی، در نهضت مشروطه آخوند خراسانی، در صنعت ملی شدن نفت مرحوم کاشانی حضور داشتند و در نهضت عظیم انقلاب اسلامی حضور امام(ره) را میبینیم و این نشان میدهد قدرت بسیج اجتماع توسط روحانیت و علما در طول تاریخ بینظیر بوده است.
برای علمای ما در طول تاریخ حفظ اسلام در اولویت بوده و هر کجا اسلام و کشور اسلامی به خطر افتاده، آنان لباس رزم بر تن کردند و به میدان آمدند لذا اثرگذاری روحانیت را هیچ کس نمیتواند نادیده بگیرد. به همین دلیل است که میبینیم در طول تاریخ تاثیرگذاری روحانیت مورد هدف قرار گرفته و امروز هم میبینیم که اثرگذاری روحانیت برای دشمنان اسلام کاملا مشخص شده است و بر این اساس قصد دارند آن را هدف قرار دهند. بنابراین آمدهاند روحانیت غیردولتی و دولتی درست کردهاند تا تلاش کنند آنها را رودررو قرار دهند. در حالی که همه اقشار روحانی کشور تنها قصدشان خدمت به کشور است.
در چنین شرایطی ما باید مسائل اصلی را مدنظر قرار دهیم و حواسمان جمع باشد که ما روحانی دولتی و غیردولتی نداریم، چون همه و همه وابسته به نظام هستیم و باید در حفظ آن تلاش کنیم تا این توطئهها در کشور و اقشار مختلف تاثیر نگذارد.
تلاش برای تقسیمبندی روحانیت مربوط به دشمنان خارجی و برخی از پیادهنظامهای آنان در داخل کشور است تا به این وسیله چهره روحانیت را مخدوش کنند.
چرا بعد از گذشت 30 سال از انقلاب، چنین مباحثی توسط برخی از دشمنان مطرح میشود؟
چنین تلاشهایی تنها برای جدا کردن روحانیت از مردم است، دشمنان تلاش میکنند با چنین رفتاری، به مردم بگویند همه چیز در دست روحانیون است و قصد دارند مردم را از روحانیت طلبکار کنند.
در حالی که انصاف قضیه این است که ما اگر نگاهی به کابینه دولت کنیم میبینیم که تنها یک آخوند که آن هم وزیر اطلاعات است در کابینه است.
ما اصلا آخوند استاندار یا شهردار نداریم و اگر دقت کنید هیچ پست دولتی وجود ندارد که آخوندها در آن حضور داشته باشند.
انصافا اگر کسی محاسبه کند به این نتیجه میرسد که هیچ چیزی دست ما آخوندها نیست و ما برای نظام مفت و مجانی کار میکنیم و خدماتی که روحانیت انجام میدهد اصلا قابل وصف نیست و هیچ چشمداشتی به هیچ چیزی هم ندارد.
معتقدم مظلومترین و محرومترین قشر روحانیون هستند، درخصوص وضعیت مالی روحانیت باید بگویم طلبهای که در قم در سطح عالی در حال تدریس باشد، زیر 300 هزار تومان حقوق میگیرد. آیا با این رقم میشود زندگی کرد؟
در مساجد ما هم روحانیت هیچ حقوقی دریافت نمیکند و تنها از سهم امام و کمکهای مردمی است که امام جماعت زندگی خود را میگذراند.
لذا طرح چنین مباحثی از سوی دشمن تنها برای بدبین کردن مردم نسبت به روحانیت است.
برخی به استناد این که علمای دینی هرگز در قبضه حکومت نبودند به تقسیمبندی علمای دینی میپردازند، طرح این مباحث و جدا کردن علما و نقش آنها در حکومتها با چه هدفی صورت میگیرد؟
در طول تاریخ و در مقطعی این فرهنگ بر حوزهها تحمیل شد که روحانی کسی است که در سیاست دخالت نکند و همین امر باعث شد که بخشی از روحانیت و مساجد ما تبدیل به یک فرهنگ سکولار شوند.
امام(ره) با این فرهنگ به مبارزه پرداخت و روحانیت را به سیاست بازگرداند و با فکر و اندیشه بلند خود تغییراتی را به وجود آورد که روحانیت، چه کسانی که سیاسی بودند و چه کسانی که نبودند به جامعه برگردند.
البته هنوز افرادی در میان قشر روحانی وجود دارد که در سیاست دخالت نمیکنند، اما رهبر معظم انقلاب فرمودند که اگر روحانی در سیاست دخالت نکند به این معناست که روحانی به وظیفه خودش عمل نکرده و دین در جایگاه خودش قرار ندارد. چون اسلام منهای سیاست اسلام نیست و دستوری در اسلام نداریم که سیاست در آن نباشد.
به هر حال در جامعهای که جنگ نرم دشمنان به شیوههای مختلف در حال اتخاذ است فکر میکنید نقش علما بعد از اظهارات رهبر معظم انقلاب در قم، چه باید باشد؟
حضور رهبری در قم به معنای تغییر نقش علما در جامعه بود، تا تحول عظیمی رخ دهد و روحانیت کمکاری خود را از بین ببرد و بنابراین حوزهها باید خروجی خود را متناسب با نیازهای جامعه طراحی کنند.
آقا فرمودند در هیچ صحنه کلامی، علوم عقلی و فلسفی باید روحانیت و حوزهها غایب باشد و منفعل عمل کنند.
لذا باید گفت براساس بیانات رهبری، روحانیت باید کمکاری خود را جبران کنند و این سفر تعیین تکلیفی برای مراجع، مدرسین، طلاب و مردم بود.
به نظر میرسد باید آسیبشناسی درستی از حوزههای علمیه صورت گیرد و نقاط ضعف، قدرت، تهدیدات و فرصتها همه محاسبه شود و بعد از این ارزیابی، چشمانداز استخراج شود و سپس راهبردها تبیین شده و کاربردی گردد و مطابق با بیانات رهبری حرکت آغاز شود. اما باید بدانیم در هر راهی، راهزنانی هم هستند که ما باید آنها را شناسایی کنیم.
البته در این مسیر باید به روحانیت کمک شود و بخش خارج حوزه نیز خدمات روحانیت را به مردم گوشزد نمایند.
فاطمه امیری / گروه سیاسی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم