پدر؛‌ خیلی ‌دور‌ خیلی ‌نزدیک

کد خبر: ۳۶۷۵۴۱

پاسخگوی زن؛ 30 ساله: فرشته

پاسخگوی مرد؛ 43 ساله: پرصلابت و مهربان

پاسخگوی زن؛ 25 ساله: سختگیر

پاسخگوی زن؛ 16 ساله: کسی که دائم گیر می‌دهد

پاسخگوی مرد؛ 40 ساله: کسی که دائم باید پول به خانواده بدهد.

پاسخگوی زن؛ 31 ساله: نظری ندارم.

پاسخگوی مرد؛ 18 ساله: بود و نبودش یکسان است.

پاسخگوی مرد؛ 21 ساله: قهرمان زندگی من

و...

شما با شنیدن واژه «پدر» چه توصیفی به ذهنتان می‌رسد؟ این تصور تا حد زیادی به نوع رابطه شما با پدرتان در گذشته و حال مربوط است. پدر یکی از ارکان‌مهم خانواده است، هر چند ما براساس فرهنگ بومی‌مان، عادت کرده‌ایم که نقش اساسی را در خانواده به مادر بدهیم، اما این نگاه بتدریج به حذف چهره پدر به عنوان رکن خانواده منجر شده و تایید بیش از حد بر نقش اقتصادی پدر، حضور او را در ادبیات خانواده کمرنگ کرده است. در حالی که بنابر پژوهش‌های موجود، پدر تنها نان‌آور خانواده نیست و هر عملی از جانب او بر جهتگیری رشد شخصیت کودکان اثر می‌گذارد. حتی گفته می‌شود که کودک در دوران جنینی، صدای پدرش را می‌شنود، آن را می‌شناسد و به آن واکنش نشان می‌دهد. چه عاملی باعث شده که این عضو فعال و تاثیرگذار خانواده در حد تامین‌کننده وسیله معاش تنزل رتبه پیدا کند و این روزها شاهد ارتباط کمتر فرزندان با پدران باشیم؟

‌به گفته روان‌شناسان، کودک در مسیر رشد و شکل‌گیری شخصیت از افراد زیادی تاثیر می‌پذیرد. تمام افرادی که در اطراف وی هستند بر رفتار او اثر می‌گذارند، اما تاثیر پدر به مراتب از سایر اطرافیان پایدارتر است.

حتی برخی روان‌شناسان رفتار فرزندان را انعکاسی از رفتار پدران دانسته‌اند و گفته‌اند، پدران می‌توانند زمینه رشد یا سقوط شخصیت فرزندان را فراهم  کنند.

همیشه از پدرم خجالت می‌کشم

الگوهای موجود روابط پدر با فرزندان ـ به رغم اهمیت این ارتباط ـ معمولا در پس نقش اقتصادی پدران به مرور کمرنگ می‌شود، هر چند هنوز آمار دقیقی درباره میزان ارتباط موفق پدران و فرزندان در جامعه موجود نیست، اما هنوز در بسیاری از خانواده‌ها، ارتباط موفقی بین پدر و فرزندان وجود ندارد.

توصیه به پدران: دست‌کم روزی نیم تا یک ساعت با فرزندانتان حرف بزنید‌ درددل و بازی کنید تا یخ ارتباط شما ذوب شود

«همیشه یاد گرفته‌ام به پدرم احترام بگذارم. مادرم دائم به آن تاکید می‌کند، حتی نوع احترام ما به خانواده پدرم با خانواده مادرم فرق می‌کند، ارتباط با خانواده پدرم بسیار رسمی‌تر است، جلوی پدر حق دراز کشیدن و پشت کردن نداریم، سر سفره تا پدرم غذا نکشد، ما غذا نمی‌خوریم، جلوی پدرمان شوخی نمی‌کنیم، جوک نمی‌گوییم و... اما با مادرم راحت‌تر هستیم...»

اینها بخشی از توصیف ارتباط محمدرضا جبلی، دانشجوی 23 ساله قزوینی است که در تهران درس می‌خواند. او خانواده خود را سنتی توصیف می‌کند که هنوز با پدرش رودربایستی دارد. این الگوی ارتباطی هنوز در برخی خانواده‌ها حاکم است و پدر نقش آمرانه‌ای در شکل‌گیری شخصیت فرزندان دارد.

پدر من، قهرمان من

راضیه سبحانی، 21 ساله است و کلاس زبان انگلیسی می‌رود. وقتی از او می‌پرسیم قهرمان زندگی‌ات کیست، بی‌درنگ می‌گوید: پدرم. پدر راضیه 46 ساله است و در یک شرکت ساختمانی کار می‌کند و معماری خوانده. او پدرش را از تمام اعضای خانواده بیشتر دوست دارد. مادر راضیه هم از علاقه او به پدرش باخبر است و هیچ اعتراضی ندارد.

«از کودکی، وقتی فقط 5 ـ 4 ساله بودم، پدرم همبازی‌ام بود. او روز اول مدرسه لباس تنم کرد و مرا به مدرسه برد. خیلی وقت‌ها او بود که به دنبالم می‌آمد، تمام معلمان مرا می‌شناخت، وقتی در دانشگاه قبول نشدم، تنها کسی بود که مرا ملامت نکرد. همیشه مشاورم بود و تمام دوستان مرا می‌شناسد. گاهی از من می‌خواهد دوستانم را به خانه دعوت کنم. با آنها دقایقی هم صحبت می‌‌کند و ما را تنها می‌گذارد. تمام دوستانم به خاطر داشتن چنین پدری به من حسادت می‌کنند. پدرم به من حق انتخاب می‌دهد، او در بیشتر موارد با من و مادرم مشورت می‌کند، خیلی وقت‌ها به حرف‌هایم گوش می‌دهد و...»

این پدر عنوان قهرمانی می‌گیرد، چون نسبت ارتباط او با اعضای خانواده، نسبت ایده‌آلی است که متاسفانه در برخی خانواده‌ها دیده نمی‌شود.

پدر، یعنی رئیس خانواده

«حرف اول و آخر را او می‌زند، او هزینه زندگی همه ما را تامین می‌کند، پس حق دارد زندگی و آینده ما را بسازد یا نابود کند. من پدرم را هیچ وقت دوست نداشتم، چون او هیچ فرقی با رئیس اداره و کارفرما برای ما 6 فرزند خانواده نداشت. ما او را باید دوست ‌می‌داشتیم، نه از روی دل که از ترس و اجبار، خیلی وقت‌ها از او کتک می‌خوردیم. حالا که او پیر و فرتوت شده هیچ کدام با عشق به او سر نمی‌زنیم، مجبوریم چون مسوولیت انسانی ما اقتضا می‌کند.»

محمدجواد کلاهی، 43 ساله فرزند چهارم خانواده و مدیر فروش یک شرکت تولیدی است. خود او که  2 دختر 10 و 14 ساله دارد، می‌گوید: «پدرم تنها رئیس خانواده بود، حتی بارها روی مادرم که حالا در قید حیات نیست، دست بلند می‌کرد. خاطرات تلخ کودکی آزارم می‌دهد، چون بارها آرزو می‌کردم کاش پدر و مادرم زودتر از هم طلاق بگیرند، ولی مادرم 47 سال در کنار پدرم ماند و دم نزد.»

خیلی از کارشناسان معتقدند هر چند پدر در خانواده صاحب اقتدار است، اما نباید در محیط خانواده ریاست کند، چون این کار باعث ایجاد شکاف بین او و فرزندانش می‌شود و آنها را از هم دور می‌کند. اساسا کسی نمی‌تواند با فردی که عنوان ریاست دارد به لحاظ روانی و عاطفی نزدیک شود. این همان آفتی است که از عدم حقوق به جامعه کوچکی به نام خانواده راه یافته و عنوان ریاست پدر بر خانواده، شکاف بین او و اعضای خانواده را تشدید کرده است.

پدران چند شغله و کاهش ارتباط با فرزندان

دکتر علیرضا شریفی، عضو پژوهشگاه تعلیم و تربیت، با تاکید بر این که تربیت فرزندان این روزها بیش از پیش تحت تاثیر نهادهای اجتماعی به جای والدین قرار گرفته، می‌گوید: پدر عضوی از خانواده است که بر پسر و دختر تاثیر می‌گذارد. همانندسازی پسران برای گرفتن نقش جنسیتی پسرانه یا مردانه از پدر گرفته می‌شود و پدر به طور مستقیم و غیرمستقیم، نقش مهمی در تربیت فرزندان پسر دارد. در مورد دختران نیز همین وضعیت وجود دارد. دختر قرار است طبق تعریف جامعه نقش یک همسر را در آینده ایفا کند و پدر برای او الگویی است که بر مبنای آن به دنبال همسر ایده‌آل می‌گردد.

‌چندشغله بودن پدران‌ یکی از عوامل کاهش تاثیر آنان بر تربیت فرزندان است

وی چندشغله بودن پدران را یکی از عوامل کاهش تاثیر تربیتی پدر بر فرزندان می‌داند و می‌گوید: طبق مطالعاتی که درباره چند شغله بودن پدران و تبعات آن در خانواده انجام داده‌ام، مشخص شد: از آنجا که پدران چند شغله بیشتر ساعات روز مجبورند بیرون از خانه کار کنند، زمان مناسب برای تعامل با فرزندان را از دست می‌دهند. در نتیجه بهترین زمان‌هایی را که می‌توانند روی شخصیت فرزندان تاثیر بگذارند، در خارج از منزل سپری می‌کنند که اثرات جبران‌ناپذیری بر فرزندان می‌گذارد.

دکتر محمود گلزاری، روان‌شناس و عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی نیز مهم‌ترین عامل گرایش نوجوانان به مصرف موادمخدر را ارائه نشدن نقش مناسب والدین بویژه بی‌توجهی به اهمیت تربیتی پدر می‌داند و می‌گوید: «متاسفانه در جامعه کنونی ما به نقش پدر توجه جدی نمی‌شود و درواقع اهمیت حضور مقتدرانه و همراه با حمایت و ارائه آگاهی پدرانه به فرزندان در نظر گرفته نمی‌شود.»

دکتر گلزاری، الگوی فرزندان در امر سوءمصرف موادمخدر (و نیز سایر آسیب‌های اجتماعی)‌ را در بیشتر موارد پدر خانواده عنوان کرده و توضیح می‌دهد: «پدر عامل تعیین‌کننده‌ای در تربیت فرزند و ایجاد شخصیتی مستقل در جوانان است و برای ایجاد شخصیتی مقاوم و به دور از تزلزل در جوان که موجب ایجاد مصونیت در برابر انحرافات اجتماعی می‌شود، لازم است وابستگی جوان به خانواده و بخصوص مادر بتدریج کاهش یابد. در این راه بازگرداندن نقش و جایگاه پدر در جامعه ایرانی به عنوان یکی از مهم‌ترین راهکارها شناخته می‌شود.»

متاسفانه با وجودی که کارشناسان بر نقش تربیتی پدر بر فرزندان تاکید می‌کنند، بارها در برخی کتاب‌ها و مقالات خوانده شده که بر نقش تک‌بعدی مادر در تربیت فرزند تاکید می‌شود، چنین امری به فاصله بین پدر و فرزندان دامن می‌زند؛ چراکه در باور بسیاری از ما، پدر بیشتر از آن که یک دوست و همراز باشد، یک شخصیت پرصلابت، جدی و رئیس است که تامین معاش خانواده را به عهده دارد.

منصوره رحماندوست، مشاور خانواده و مدرس حوزه و دانشگاه دراین‌‌باره می‌گوید: گاهی مشاهده می‌شود پدران می‌کوشند در خانه همان نقشی را ایفا کنند که در بیرون از منزل عهده‌دار هستند. مثلا اگر رئیس اداره‌ای هستند، در خانه هم می‌خواهند رئیس بمانند یا مشاغل دیگر... در این مواقع معمولا اعضای خانواده احساس نارضایتی می‌کنند.

دختر برای مادر است!

«از پدرم خجالت می‌کشم، هیچ‌وقت با او شوخی نمی‌کنم. پدرم با برادرانم جورتر از من است. پدرم با من مهربان است، اما صمیمی نیست. هیچ وقت نمی‌توانم به پدرم بگویم به پول نیاز دارم. همیشه مادرم این کار را برایم انجام می‌دهد. حتی تصورش هم نمی‌کنم که یک روز با پدرم درباره علائقم صحبت کنم. از وقتی بچه بودم، پدرم معتقد بود که باید با مادرم حرف‌هایم را بزنم و...»

در ادامه، تفکری که پدر را رئیس خانواده می‌داند، همان تفکر معمولا سدی بین پدر و فرزندان می‌کشد که ضخامت و ارتفاع این سد بین پدر و دختر بیشتر از دیگران است. تفکر بارزی در برخی خانواده‌های ما تایید می‌کند که دختر باید حریم خود را با پدرش حفظ کند و صمیمیت بین پدر و دختر هنوز امری عادی تلقی نمی‌شود.به گفته روان‌شناسان، پدر عامل تقویت روحیه و خلاقیت دختر است؛ هرچند دختران از سنین پایین می‌آموزند که از مادرشان تقلید و با او همذات‌پنداری کنند، اما رابطه بین دختر و پدر به طور ناخودآگاه برای هر دو طرف اهمیت خاصی دارد. پدر برای دختر نوعی حامی است. دختران هویت خود را از پدران می‌گیرند. دخترانی که با پدرانشان رابطه صمیمانه‌ای دارند، نسبت به مردها نگرش مطلوب‌تری کسب می‌کنند.

منیره جاودان، مشاور تربیتی یک دبیرستان دخترانه در مورد اهمیت ارتباط دختران جوان با پدران می‌گوید: «پدرها معمولا در سنین کودکی دخترانشان را خیلی دوست دارند، اما وقتی دختران به سن بلوغ می‌رسند، با وجودی که به محبت و توجه پدرانه بیشتر نیاز دارند، به نوعی از او فاصله می‌گیرند و این تصور وجود دارد که از آن پس محبت کردن به دختر از مسوولیت‌های مادر است.»

این مشاور تاکید می‌کند: «متاسفانه خیلی از پدرها حتی به وضعیت تحصیلی دخترانشان بی‌اعتنا هستند و با این بهانه نباید به مدرسه دخترانه بیایند. در حالی که دختران با حضور پدرانشان اعتماد به نفس می‌گیرند، همان طور که مادران وقتی پشت پسرانشان باشند، آنها دلگرم‌تر و عاطفی‌تر خواهند بود.»

جاودان توضیح می‌دهد: «معمولا دخترانی که با پدرانشان صمیمی هستند، معاشرتی و اجتماعی، مطمئن و محکم و نسبت به آینده خوشبین‌ترند.»

یک پدر خوب باشیم

هرچند این روزها حضور والدین بویژه پدران در فضای خانواده کمتر شده و چندپیشگی پدران از ساعات حضورشان در کنار فرزندان کاسته، اما کیفیت این حضور می‌تواند تا حد زیادی خلأ آنان را پر کند. کارشناسان به پدران توصیه می‌کنند به‌رغم خستگی از کار روزانه، دست‌کم نیم‌ساعت تا یک ساعت در روز را با فرزندانتان سپری کنید، با آنها حرف بزنید، گاهی درددل کنید، بازی کنید، شوخی کنید و خلاصه یخ ارتباط خود با پسر و دخترتان را ذوب کنید.

منیره جاودان، در مورد ارتباط دختران با پسران نیز توضیح می‌دهد: البته من کمتر با پسران نوجوان مانوس بوده‌ام، اما پسران معمولا در بلوغ و بعد از آن با مدیریت پدران مشکل پیدا می‌کنند، حرف‌نشنو، خشن و گاهی هم بی‌توجه و پرخاشگر می‌شوند. اگر پدری سختگیر در کنارشان باشد، کمتر انعطاف نشان می‌دهند، در این صورت رابطه‌شان همواره توفانی است، اما اگر پدر منعطف باشد و از کودکی با پسرش رابطه خوبی داشته باشد، بیشتر با پسر و حالات روانی او کنار می‌آید و حتی چه‌بسا روحیات تلخ پسران را تعدیل خواهد کرد.

آذردخت مفیدی، کارشناس آموزش و پرورش نیز در مقاله‌ای، ویژگی یک پدر خوب را چنین برمی‌شمرد:

1ـ پدران رابطه سرد و غیرعاطفی با پسران نداشته باشند.

2ـ پدر نباید دورو باشد. هرچند در کودکی پدر برای فرزندان مظهر قدرت است، اما در یک رشد بهنجار و در یک رابطه صمیمانه در مسیر بزرگ شدن کودک، میزان ایده‌آل‌ها بتدریج کمتر می‌شود و تصور واقعی پدر تعارض‌ها را کم می‌کند.

3ـ پدر سختگیر نباشد. کودک و نوجوان باید در مسیر رشد «نه‌» گفتن را بیاموزد. پدران خشک با قوانینی سخت، این قابلیت را از فرزندان می‌گیرند.

تصور کلیشه‌ای‌ پدر را از ذهن دور کنیم

در برخی خانواده‌ها، پدر یعنی قدرت، ابهت و ریاست. این تفکر که البته در بسیاری از خانواده‌های امروزی تعدیل شده است، گاهی در ذهن برخی افراد به دوران مطلوب در گذشته یاد می‌شود، در حالی که در شرایط امروزی با توجه به ارتقای سطح آگاهی، مادر و فرزندان بخشی از قدرت در خانواده را ـ چه بخواهیم چه نخواهیم ـ عهده‌دار هستند و مسوولیت‌های خانواده میان آنان تقسیم شده است.

پدران امروز ترجیح می‌دهند به جای ریاست، پشتوانه فرزندانشان باشند. مفهوم پدر در اذهان جوانان امروز فردی نیست که حرف اول و آخر را می‌زند. کارشناسان توصیه می‌کنند که اگر در خانه نیستید، روزی دست‌کم یک بار با منزل تماس بگیرید و با همسر و فرزندانتان در هر سنی هستند، یکایک صحبت کنید و به آنها بگویید دوستشان دارید. پدر خوب بودن این روزها دشوار است، اما شدنی است.

کتایون مصری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها