قتل مادرزن به دست داماد جوان

داماد به جای خانه بخت، راهی زندان شد

اختلاف بر سر تعیین زمان عروسی انگیزه‌ای بود که باعث شد یک جوان 22 ساله مادر همسرش را با ضربه چاقو به قتل برساند. این متهم که 2 هفته قبل توسط ماموران نیروی انتظامی کرج بازداشت شد در اعترافاتش گفت، مدتی قبل دختر مقتول را به نامزدی خود درآوردم و روز حادثه برای تعیین زمان عروسی به منزل مادر او رفتم و آنجا بر سر این مسائل اختلاف به وجود آمد و به درگیری فیزیکی انجامید. من هم با چاقویی که همراه داشتم، ضربه‌ای به بدن مادر همسر خود وارد کردم که منجر به قتل او شد؛ البته من به هیچ وجه نمی‌خواستم او را بکشم. یک متخصص علوم رفتاری، یک روان‌شناس و یک حقوقدان، ما را در آسیب‌شناسی پرونده این هفته یاری کرده‌اند.
کد خبر: ۳۶۴۸۵۴

مجید ابهری، متخصص علوم رفتاری

کنترل خشم زمان می‌برد

پرونده این داماد ناکام، نخستین بلوایی نیست که از ناتوانی در کنترل خشم به وجود آمده است. از همین رو کارشناسان به مقوله کنترل خشم بسیار پرداخته‌اند. به عقیده مجید ابهری، متخصص علوم رفتاری، بیکاری، فقر اقتصادی، تربیت خانوادگی، کم بودن مهارت‌های اجتماعی، افزایش خشونت در جامعه از طریق فیلم‌ها و بازی‌های رایانه‌ای خشن و پایین آمدن آستانه تحمل دلایل اصلی به وجود آمدن نزاع‌های خیابانی هستند و عوامل محیطی چون سرما و گرمای هوا، روشنی و تاریکی، ترافیک و صداهای ناهنجار نیز بی‌تاثیر نیستند.

عمل کردن به آن شاید به اندازه گفتنش ساده نباشد، اما می شود خشم را کنترل کرد. نخست توصیه‌های حقوقی را می‌خوانیم. میلانی، پیشگیری‌های غیرکیفری را توصیه می‌کند: «به صورت عام اشتغال‌زایی، فراهم کردن امکان تحصیل و جذب شهروندان در شبکه‌های اجتماعی و به صورت خاص، استفاده از نگهبان محله و عدم عبور و مرور در مناطق جرم‌خیز.»

تحقیقات نشان داده خانواده‌هایی که محدودکننده هستند معمولا فرزندان خشمگینی دارند. این خانواده‌ها به آزادی‌های فردی و اجتماعی فرزندان خود احترام نمی‌گذارند و به آنها اجازه ابراز نظر نمی‌دهند و در نتیجه خشم را در آنان افزایش می‌دهند. این کودکان شاید به دلیل احساس گناه خشم خود را در خانواده ابراز نکنند، اما مسلما جای دیگری برای ابراز آن پیدا می‌کنند مثلا در خیابان و در یک نزاع خیابانی. مورد دوم خانواده‌هایی هستند که به شیوه درست فرزندانشان را کنترل نمی‌کنند. این خانواده‌ها بر خواسته‌های فرزند خود مدیریت ندارند و خواسته‌های آنها را بی‌‌چون و چرا برآورده می‌کنند. این مساله باعث می‌شود فرزندان در برابر هر عاملی که احساس کنند بازدارنده و کنترل‌کننده است واکنش‌های پرخاشجویانه نشان دهند. همچنین فرزندانی که پدر و مادر پرخاشجو دارند، مانند یک واگیر روانی این روحیه را به فرزندان خود منتقل می‌کنند. فرزندان از پدر و مادر خود یاد می‌گیرند که با اطرافیان باید با خشونت رفتار شود.

ابهری، در باره راهکارهای کنترل خشم می گوید: در درازمدت باید الگوهای رفتاری مناسب ایجاد کرد و به اشتغال‌زایی اهمیت داد. در میان‌مدت نیز باید افسردگی‌های اجتماعی را کاهش داد، از گسترش فیلم‌ها و بازی‌های خشونت‌بار جلوگیری کرد و شهروندان را با حقوق شهروندی آشنا کرد.

علی نجفی توانا، حقوقدان و استاد دانشگاه

عمل متهم، قتل عمد است

با توجه به این که متهم این پرونده از قبل برای کشتن مادرزن خود نقشه‌ای نداشته و بر اثر از دست دادن کنترل خود مرتکب قتل شده آیا قتلی که انجام داده عمد به حساب می‌آید؟

در نظام جزایی ما قتل به 3 نوع تقسیم می‌شود: قتل عمد، شبه عمد و خطای محض. حال آن که در کشورهای دیگر 2 نوع قتل داریم: قتل عمد و غیرعمد.

لطفا درباره قتل عمد بیشتر توضیح دهید.

اصولا قتل در مقررات جزایی ما به 3 نوع تقسیم می‌شود. نوع اول قتل با سبق تصمیم است؛ یعنی کسی که مرتکب قتل شده از قبل برای این قتل برنامه‌ریزی کرده، نقشه کشیده، آلت قتاله آماده کرده و مرتکب قتل شده است.

این قتل صددرصد عمد و مجازات آن در اکثر قوانین اشد مجازات است که در ایران قصاص است.

اما قتل این پرونده از این نوع نیست. درست است؟

دقیقا. قتل این پرونده از نوع دوم است که سبق تصمیم وجود ندارد و در حالت انفجاری و عصبانیت متهم کنترل خود را از دست داده و با اقدام قتاله و آلت قتاله به صورت ناگهانی و بدون برنامه‌ریزی مرتکب قتل شده است. در قوانین بسیاری از کشورها این نوع قتل مشمول تخفیف می‌شود و مجازات آن کمتر از اشد مجازات است، اما در کشور ما این هم قتل عمد و مجازات آن قصاص است. نوع دیگری از قتل هم وجود دارد که مقتول به خاطر مشکلاتی که داشته در قتلش تسریع شده مثلا زن‌باردار، کودک یا فردی مسن بوده و به خاطر این‌که مقاومت بدنی کمی داشته براحتی و البته به خاطر صدمه‌ای که از قاتل دیده جان خود را از دست داده است. در این مورد هم در قوانین ما تخفیف وجود ندارد و قتل، قتل عمد است.

در مورد قتلی که اتفاق افتاده چه توضیحی می‌توان داد؟

اتفاقی که در این مراسم افتاده یک قتل خانوادگی است. این قتل از دسته قتل‌های تعارض‌آمیز است. یعنی قتلی که بین 2 نفری اتفاق افتاده که از قبل همدیگر را می‌شناخته و رابطه عاطفی شراکتی یا عشقی داشته‌اند.

در مواردی آرام‌آرام سوءتفاهم و سوءظن به وجود می‌آید و به دلیل این‌که مدیریت بحران وجود ندارد، فاجعه‌ای به وجود می‌آید.

آیا از دست دادن کنترل یا جنون‌ آنی می‌تواند دلیلی برای به دست آوردن تخفیف باشد؟

خیر. در قوانین ما یا فرد عاقل است یا مجنون. نمی‌توان گفت عاقل است، اما کنترل خود را از دست داده است. این‌که او عصبانی بوده و نتوانسته خشم خود را کنترل کند، باعث تخفیف در مجازات نمی‌شود.

مریم رامشت، روان‌شناس

روابط مخدوش خانوادگی پشت پرده این قتل

رفتار خشونت‌آمیزی که متهم این پرونده از خود بروز داده بی‌شک ناگهانی نبوده و پیش زمینه داشته است. سرچشمه رفتار خشونت بار این فرد را باید در کودکی، نوجوانی و خانواده او جست، اما بی‌شک رفتارهای مادر خانم او نیز بی‌نقص نبوده و مناسباتی که بین آنها بوده دچار اشکالات اساسی بوده است. به همین دلیل، آستانه مقاومت داماد پایین آمده و در شرایطی که عصبانی بوده نتوانسته خود را کنترل کند و با کوچک‌ترین محرکی این‌گونه رفتار از او سر زده است، اما چرا باید در شرایطی مانند مجلس شیرینی‌خوران که باید مجلس شادی باشد این اتفاق بیفتد؟ بدیهی است که روابط بین دو زوج نیز مخدوش بوده است و قبل از این‌که خود به تفاهم برسند و بتوانند از مواضع یکدیگر دفاع کنند وارد بحث‌های خانوادگی شده‌اند و خانواده‌ها هم از این فرصت استفاده کرده و خواسته‌اند نقش پررنگ‌تری داشته باشند.

توصیه صریح ما به خانواده‌ها این است که به استقلال فردی فرزندان خود احترام بگذارند. اگر چه نظر خانواده‌ها هم مهم است اما باید به فرزندان خود اجازه دهند خودشان تصمیم بگیرند. عمده اختلافاتی که در بحث ازدواج در خانواده‌ها به وجود می‌آید عدم وجود استقلال زوجین است. زمانی که والدین وارد بحث می‌شوند تنش‌های زیادتری
به وجود می‌آید. مسلما این اتفاق زمانی می‌افتد که زوجین نیز از بلوغ فکری کامل برخوردار نباشند. چطور ممکن است مردی 22 ساله که می‌خواهد زندگی جدیدی را شروع کند در اولین مرحله چنین رفتاری از خود نشان دهد؟ این مساله نشان‌دهنده ضعف روحی و روانی و عدم توانایی این فرد است. اگر هم این اتفاق نمی‌افتاد بی‌شک او در زندگی مشترک خود دچار مشکلات جدی می‌شد. جوانان نباید قبل از دست یافتن به بلوغ فکری به بحث مهم ازدواج فکر کنند. مشخص است که متهم این پرونده مهارت‌های زندگی را نداشته و انتخاب دختر خانم نیز جای شگفتی و سوال دارد. این دو فرد آمادگی لازم برای ازدواج نداشته‌اند. رفتار قهری این جوان نشان از عدم بلوغ او برای ازدواج دارد.

در اینجا لازم می‌دانم تاکید کنم که پیش از ازدواج لازم است زوجین حداقل 150 ساعت با هم صحبت کنند. خانواده‌ها را در جریان بگذارند و با قصد ازدواج با یکدیگر در تماس باشند. دختر و پسر‌های جوان شاید ندانند که برای ازدواج چه مهارت‌هایی لازم است و صرف عاشق شدن نباید ازدواج کرد. اگر فاکتورهای اساسی در ازدواج وجود نداشته باشد یا قبل از ازدواج مانند اتفاقی که افتاده، فاجعه رخ می‌دهد یا بعد از ازدواج طلاق یا همسرکشی و مسائل دیگر به وجود می‌آید.

سارا لقایی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها