بیپروایی و صراحتی که در این عکسها نهفته است با روحیهای آزاد در لابه لای دیده شدنها خود مینمایاند و آنگاه که قابی شیطنت میکند تو گویی این جنون ذهنی اوست که نتی مینوازد تا به بارنشیند و آنگاه که میکوشد مرزها را از میان بردارد «این همانی» بافت میشود. بافتی که هویت تشکیل دهنده خود را پازل گونه حفظ و قاب را تقسیم میکند. عکسهای نوربخش تکانهای آزاد است. تکانهای که گاه از قید و بندهای مرسوم کلاسیک رها نمیشود.
پرنده، کویر، درخت، آسمان، ابرها... پرندهها مرکز ثقل قابهایند، در کویر این خاک است که آسمانی میشود، درختان حضوری مرسوم دارند، آسمان آنجا که هست به کمتر از تمامیت بودن رضایت نمیدهد و ابرها نیز...
در عکسهای محمودرضا نوربخش، سطح به جای حجم، طبیعت به جای انسان و پرنده به جای آسمان مینشیند و ما را در آرزوی شدنی اینچنین با خود به ترنمی آنچنان میبرد که دیگرانش به چشم جان ببینند و در ترازوی خرد بسنجند. نوربخش چشم بر خورشید کویر به راه خویش میرود و با انرژی زیادی که از او سراغ داریم در پس رویکرد جدیاش به عکاسی، زمینهای را فراهم میکند که جای بسی امیدواری است او در عکسهایش دانههایی کاشته که بعضا جوانه زدهاند. این جوانهها رشد میکنند، نهال میشوند، درخت میگردند و در آخر به میوه گفتوگو میرسند. دانههایی که کاشتن و به بار نشاندنش کار هر کسی نیست.
نمایشگاه عکس این عکاس جوان از روز شنبه گذشته به مدت 15 روز در گالری ایرانشهر واقع در خانه هنرمندان برپاست.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم