گازکشی به چه بهایی؟

هرگونه خاک‌برداری در توس ممنوع است

عضو شورای فنی اداره کل میراث فرهنگی و گردشگری خراسان رضوی با اشاره به اینکه کل عرصه‌ تاریخی توس که در داخل بارو قرار دارد، در فهرست آثار ملی ثبت شده است، هرگونه خاک‌برداری، گودبرداری و عملی را که منتج به اضطراب لایه‌های خاک در عرصه‌ توس شود، طبق قانون موجود در پرونده‌ ثبتی اثر، ممنوع دانست.
کد خبر: ۳۶۴۲۲۹

رجبعلی لباف خانیکی در گفتگو با ایسنا ، با اشاره به این‌که در مقابل کار انجام‌ شده نمی‌توان حرفی زد، اظهار کرد: توس مظهر اهمیت و ارزش فرهنگی، تاریخی و ملی است و این موضوع بر کسی پوشیده نیست. از سوی دیگر، جمعیتی در منطقه سکونت دارند و به‌جز اینکه نحوه‌ سکونت و تاریخ اسکان‌شان چگونه و از چه زمانی بوده است، به امکانات رفاهی نیاز دارند اما برای کسانی که در حوزه‌ی مسائل فرهنگی فعالیت می‌کنند، این دغدغه وجود دارد که ما باید حریم و ارزش موهبت‌هایی را که داریم، حفظ کنیم و برای آن‌ها احترام قائل شویم. اکنون نیز باید برای توس و فردوسی که نمادهای فرهنگی ما هستند، احترام قائل شویم.

این کارشناس حوزه‌ میراث فرهنگی با تأکید بر این‌که طبق قانون منطقه‌ تاریخی توس باید حفظ شود، گفت: طبق قوانین و مقررات، توس به‌عنوان یک سایت تاریخی، مدفن فردوسی و محل زندگی بسیاری از شخصیت‌های بزرگ دیگر مانند غزالی و خواجه نصیر باید حفظ شود. براساس قوانین مدون مربوط به میراث فرهنگی که در مجلس شورای اسلامی تصویب شده است، این سایت باید دست‌نخورده باقی بماند و لایه‌های فرهنگی و تمدنی آن مخدوش نشود. باید این اتفاق برای حفظ حریم توس و آرامگاه فردوسی انجام می‌شد اما اکنون که این‌گونه نشده است، مانند خیلی موارد دیگر باید تأسف خورد و چیزی نمی‌توان گفت.

او بیان کرد: کل عرصه‌ توس که در داخل دیوار کهن توس قرار دارد، یک شماره‌ ثبت ملی دارد و در پرونده‌ ثبتی آن و بخشنامه‌ موجود، یک ماده‌ قانون است که بیان می‌کند «در این محل که به ثبت آثار تاریخی رسیده است، هر نوع کندوکاو، کانال‌کشی، گودبرداری، خاک‌برداری و هر عملی که منتج به اضطراب لایه‌های خاک در منطقه شود، ممنوع است».

لباف خانیکی با تأکید بر محرز بودن این ماده‌ قانونی برای عرصه‌ی توس که به ثبت ملی رسیده است، افزود: اینکه کجا لایه‌های تاریخی است و کجا نیست، باید توسط کارشناسان بیان شود. همین که در یک شهر بیش از یک‌هزار سال سابقه‌ اقامت وجود دارد، یعنی لایه‌لایه‌ آن تاریخی است اما ممکن است، در حاشیه‌ این لایه‌ها نیز نقاطی باشد که باغ‌ها در آن‌جا بوده است و لایه‌ی معماری ندارد.

وی تأکید کرد: تمام این‌ها هویت شهر توس یا تابران را تشکیل می‌دهند. مانند این‌که در مشهد خانه‌های بزرگی است که حیاط دارد یا باغ‌هایی در شهر وجود دارد، اما نمی‌توان گفت این نقاط جزو مشهد نیست زیرا برخی نقاط ساخت‌وساز دارد و برخی نقاط ندارد. من نیز گمانه‌زنی‌هایی در منطقه توس داشته‌ام و نقاطی نیز است که گمانه‌زنی‌های ما بقایای معماری را به‌طور مشخص نشان نداده، اما در همان‌جا قطعات آجر، گچ و مصالح ساختمانی دیده شده و نشان می‌دهد که در نزدیکی آن مکان، بنای معماری و فعالیت ساختمانی بوده است.

این باستان‌شناس با بیان این‌که موضوع اصلی بحث رعایت حرمت توس است، گفت: حفظ حریم این محل اهمیت دارد. اگر فردوسی را نداشتیم، زبان فارسی را نیز نداشتیم. فردوسی برای ما خیلی مهم است و باید این شخصیت و آرامگاه او را بسیار عزیز بشماریم، به آن افتخار کنیم و حرمت آن را نگه داریم. از این نظر، سخنان دوست‌داران و متولیان میراث فرهنگی که دغدغه‌ی این موضوع را دارند، به نفع کیان کشور و حیثیت فرهنگی ایران است.

او در این‌باره اظهار کرد: وقتی از سد سیوند و پاسارگاد صحبت می‌شد، من دانش آن را نداشتم که بخار آب و رطوبت موجب تخریب در منطقه می‌شود یا خیر، اما از این ناراحت بودم که چرا حرمت داشته‌های خود را نگه نمی‌داریم. با این اتفاق‌ها، انسان از خود می‌پرسد که چرا حرمت توس نگه داشته نمی‌شود. در این زمینه هر کسی ممکن است، تقصیر را به گردن دیگری بیندازد.

عضو شورای فنی اداره کل میراث فرهنگی و گردشگری خراسان رضوی با اشاره به این‌که آن‌طور که باید و شاید نتوانسته‌ایم از پتانسیل‎های عظیم فرهنگی که در اختیار داریم از جمله فردوسی استفاده کنیم، بیان کرد: با کمال تأسف باید شاهد باشیم که دیگران به فکر فردوسی باشند، برایش بزرگداشت بگیرند، روی این بحث مانور بدهند و بگویند فردوسی متعلق به ماست. مناطقی مانند شهر توس، ارگ توس، شهر کهن نیشابور و... تاکنون دست‌ نخورده باقی مانده است و ما نیز باید نگه‌دار این گنجینه‌ها برای آیندگان باشیم و نگذاریم مخدوش شوند.

وی با بیان اینکه هر اقدام تخریبی در این اماکن انجام شود، گنجینه‌های فرهنگی خود را که در دل خاک نهفته داریم از بین برده‌ایم، تأکید کرد: این گنجینه‌ها، شناسنامه‌ی ما برای نسل‌های آینده است و اقدامات تخریبی مانند آن است که کتابی را بسوزانیم.

لباف خانیکی درباره‌ نمود جهانی چنین اقداماتی نیز توضیح داد: خسارت در درجه‌ نخست به خود ما می‌رسد، نه به خارجی‌ها؛ اما برای آن‌ها نیز ممکن است خوراک تبلیغاتی ایجاد شود که برخورد ما با میراث فرهنگی چگونه است و این موضوع صددرصد زمینه را برای ادعای دیگران فراهم می‌کند. اگر ما یک شیء را در مالکیت خود داریم و آن را دوست داریم، باید از آن محافظت کنیم. اگر آن را اوراق کنیم و دور بیندازیم، یعنی متعلق به ما نیست و این اقدام، به هر رهگذری اجازه می‌دهد که آن شیء دورانداخته‌شده را به تملک خود درآورد.

این باستان‌شناس با بیان این‌که احتمال انجام شدن کار کارشناسی در این‌باره وجود دارد، گفت: مسأله این است که احتمال دارد، در مواردی کار کارشناسی تک‌بعدی انجام شده باشد. به‌عنوان مثال، پرسش‌نامه‌هایی پر شده که خواسته‌ها و نیازهای مردم در آن پرسیده شده و بحق هم گفته شده است که نیاز وجود دارد اما چقدر خوب است که کارشناسی به‌شکل آمایشی انجام شود.

او بیان کرد: اگر کارشناسی انجام شده که گازکشی لازم است، همین پرسش نیز از متولیان فرهنگی پرسیده شود که گازکشی به چه بهایی لازم است و این‌که آیا نگهداری از توس و لایه‌های فرهنگی و تمدنی نیز لازم است؟ به این ترتیب یک برآورد انجام می‌شود که کدام موضوع اولویت دارد. خیلی وقت‌ها سازمان میراث فرهنگی برای کارهایی که با مشورت انجام می‌شود، راه‌کار دارد، حتی برای گازکشی هم می‌توان روش‌هایی را اعمال کرد تا به لایه‌های تمدنی آسیبی وارد نشود.

این پژوهش‌گر در حوزه‌ میراث فرهنگی اظهار کرد: اگر کار مشورتی و کارشناسی‌شده باشد و مصوبات میراث فرهنگی اعمال شده باشد، درباره‌ تمام این موارد بحث شده، سازمان میراث فرهنگی نیز این موضوع را در شورای فنی به بحث گذاشته و راهکار ارائه داده است اما اگر مشورت نشده، این اتفاق باید می‌افتاد و نظر متولیان فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی باید به بحث گذاشته و مشخص می‌شد، چه راه‌کاری ارائه شود که در این زمینه من در جریان این موارد نیستم.

وی از تنش موجود در زمینه‌ توس اظهار نارضایتی کرد و گفت: امروز نوعی تنش و جدال داریم که قشری از جامعه و رسانه‌های گروهی می‌گویند، توس و حیثیت تاریخی آن را حفظ کنید. از سوی دیگر، بحث‌های خدماتی برای ساکنان منطقه مطرح است. بحث حفظ حرمت برای خیلی از نقاط تاریخی در کشور ما وجود دارد، اما در این زمینه، درجه‌بندی داریم و امروز ما با شخصیتی مانند فردوسی مواجه هستیم.

این باستان‌شناس با اشاره به این‌که بدون فردوسی نمی‌توان ادعای «به فکر ایران بودن» را داشت، معتقد است: کسانی که حتی اندکی به ایران فکر می‌کنند، اگر بخواهند فردوسی را کنار بگذارند، فقط ادعا می‌کنند که از کشور، تاریخ و زبان فارسی دفاع می‌کنند. کشور‌های گوناگونی را در اطراف خود داریم که عرب نبوده‌اند، اما عربی حرف می‌زنند، دست‌به‌دست و چندپاره شده یا مستعمره بوده‌اند اما در این میان، ایران در طول هزاران سال باقی مانده است و در این زمینه، یکی از محورها و استوانه‌ها فردوسی، شاهنامه و افرادی مانند فردوسی بوده‌اند.

لباف خانیکی تأکید کرد: باید به این موارد فکر کنیم و با درایت و دقت بیش‌تری تصمیم بگیریم. باید به تبعات کار خود بیندیشیم که هر قدم ما تأثیری در حال و آینده خواهد داشت.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها