از حدود 150 سال پیش تعدادی از هنرمندان نوگرای ایران دست به تجربههایی با زبان تصویری هنر چاپ دستی زدند. تجربههایی که نشانههایی از هنر مدرن آن زمان را در جان مایه خود داشت، اما در عین حال هنر نوگرایی به شمار میرفت.
کالگوگرافی (چاپ گود)، سیلوگرافی (چاپ برجسته)، لیتوگرافی یا چاپ سنگی (چاپ مسطح) و سری گرافی یا سیلک اسکرین (چاپ شابلونی) زیرشاخه هنر چاپ دستی در حوزه هنرهای تجسمی هنرهایی بودند که از آن زمان به بعد ریشههای پیدایش هنری جدید را در ایران ایجاد کردند.
اما در میان تمامی هنرهای کاربردی در آن زمان چاپ دستی یا همان (
print making) گرچه با کمی تاخیر ولی همگام با رشد جهانی وارد ایران شد تا به دلایل بسیار زیادی این هنر مورد بیمهری و بیتوجهی قرار گرفته و در آینده کمتر مورد توجه هنرمندان و حتی هنر دوستان ایرانی قرار بگیرد.اما پس از این ماجرا معدود هنرمندانی بودند که برای آنکه این تکنیک هنری در ایران کماکان چراغش روشن بماند تلاشهای شبانهروزی کردند تا کم توجهی به آن به صورتی دیگر جبران شود.
مینا نوری اکنون یکی از استادان صاحب نام در زمینه هنر چاپ دستی است. وقتی با او در حاشیه نمایشگاه آثارش در نگارخانه هما به گفتوگو مینشینیم او یکی از دلالیل مهجور ماندن این هنر را عدم توجه به این هنر در قبل از انقلاب میداند و معتقد است که علاوه بر این موضوع نبود مدرسان متخصص، با حوصله و سختکوش و پیگیر نیز پس از انقلاب نیز از جمله مواردی است که باعث شده است این هنر اکنون در مهجوریت قرار بگیرد.
البته در این میان نمیتوان از سخت بودن مراحل تولید و خلق یک اثر در حوزه چاپ دستی نیز غافل شد. زیرا مراحل اجرایی این هنر آنقدر سخت و دارای حساسیت بالاست که بسیاری از هنرمندان اولویت کاری خود را در خلق آثاری با تکنیکهای دیگر هنرهای تجسمی متمرکز میکنند.
از جمله موارد دیگری که نوری به عنوان دلایل مهجوریت این هنر از آنها یاد میکند عدم آگاهی صحیح هنرمندان جوان از چگونگی خلق یک اثر از آن است.
برخلاف ایران در دنیای امروز توجه بسیاری به هنر چاپ دستی میشود. این جمله بسیاری از صاحبنظران هنر در کشورمان است. چه بسیاری از هنرمندان برجسته دنیا که از طریق این هنر صاحب سبک و حرف شدند و البته در کنار آن نیز آثارشان اکنون در برترین موزههای دنیا جا گرفته است، اما هنوز در کشورمان چاپ دستی در اولویتهای بعدی هنرمندان برای اجرای یک اثر هنری قرار گرفته است.
از مهمترین هنرمندان دنیا در زمینه خلق آثاری با تکنیک چاپ دستی در فرانسه میتوان به ویکتور وازارلی، در انگلستان ادواردو پائولوزی و بریجت ریلی در ایالات متحده جیم دین، کلاس اولدنبرگ و اندی وارهول اشاره کرد. هنرمندانی که هر کدام از بزرگان هنر معاصر جهان به شمار میروند.
ادوارد لوسی اسمیت هنر شناس بزرگ جهانی در کتاب مفاهیم و رویکردها در آخرین جنبشهای هنری قرن بیستم در مورد تکنیک چاپ دستی آثار اندی وارهول میگوید وارهول از جمله هنرمندان شاخصی است که از چاپ سیلک اسکرین برای خلق آثارش به وفور استفاده کرده است. مشهورترین و جنجالیترین هنرمند پاپ در آمریکا اندی وارهول (87 ـ 1928) است که تجربیات هنریاش بسیار فراتر از مرزهای رایج و متعارف هنر نقاشی میرود. طرز تلقی اندی وارهول نسبت به مفهوم شخصیت بسیار مبهم به نظر میرسد. او از سویی هنرپیشههای فیلم خود را فوق ستاره مینامید و از سویی دیگر معتقد بود که وی تنها یک ماشین بوده و آنچه را که ساخته نه یک تابلوی نقاشی، بلکه صرفا یک محصول صنعتی است.»
حتی در این نگاه نیز اسمیت بر این وجه از نگاه منتقدانه بر آثار چاپ دستی که این آثار میتوانند در زمره محصولات صنعتی قرار گیرند اشارهای زیرکانه دارد.
نگاه این گروه از منتقدان بر این اصل استوار است که به واسطه تکثیر در خلق آثار هنری دیگر نمیتوان نام ارژینالیته را بر روی آنها گذاشت. این موضوع از جهتی دیگر نیز مورد توجه است که در آن تکثیر خلاقیت هنری در قالب خلق یک اثر بیان میشود.
در نگاه هنرشناسان البته چاپ دستی به معنی تکثیر بی شمار از یک اثر هنری نیست بلکه در واقع تکنیکی برای چاپ مجدد یک تفکر هنری است. در واقع هنرمندان سرشناس نیز در اجرای چاپ سیلک اسکرین یا به طور کلی چاپهای دستی همیشه تعداد اثر را مورد توجه قرار میدادند. به عنوان مثال هنرمند بزرگی مانند اندی وارهول در خلق آثاری که در حوزه چاپ دستی قرار میگرفتند محدودیت تعداد را در نظر میگرفت و مثلا تنها 10 عدد از یک تابلو را خلق میکرد. یا آنکه با تفارق رنگی که در هر اثر نسبت به اثر دیگر اعمال میکرد سعی داشت تا آثارش در این حوزه همیشه شبیه هم نباشند.
از مهمترین هنرمندان دنیا در زمینه خلق آثاری با تکنیک چاپ دستی در فرانسه میتوان به ویکتور وازارلی در انگلستان، ادواردو پائولوزی و بریجت ریلی و در ایالات متحده جیم دین، کلاس اولدنبرگ و اندی وارهول اشاره کرد
در جهان پیشرفته امروز از نظر تحلیلگران آثار هنرهای تجسمی تفاوتی بین یک اثر چاپ دستی اورژینال با یک نقاشی، عکاسی و یا مجسمه وجود ندارد اما به دلیل ویژگیهای خاص این زبان تصویری توجه زیادی به آن میشود.
خوشبختانه در ایران چند سالی است عدهای از نقاشان به چاپهای دستی علاقهمند و به صورت جدی کار میکنند آثار تولید شدهای در گالریها به نمایش گذاشته میشود که قابل قیاس با 30 سال گذشته نیست. بینندههای با ارزشی به این نمایشگاهها میآیند. سوال میکنند و میخواهند آشنا شوند.
تاریخچه چاپ دستی
در بررسی و تعریف علمی چاپ اسکرین به عنوان یکی از چند روش چاپ دستی میخوانیم: چاپ سیلکاسکرین، چاپ اسکرین یا سریگرافی، اسلوبی که بر روش تکثیر با استِنسیل مبتنی است. در این اسلوب از پارچه توری ظریف (اغلب ابریشم)، چون سطح تکیهگاهی برای ورقه استنسیل استفاده میشود. ورقه استنسیل را روی پارچه ـ که روی کلافی (چهارچوب) محکم شده ـ میچسبانند. مرکب غلیظ را با ابزاری تیغه مانند (اسکوییجی) بر سطح استنسیل میگسترانند، که از بخشهای نفوذپذیر توری به سطح دیگری در زیر کلاف میرسد. به این ترتیب، نقش مورد نظر را میتوان با رنگهای مختلف روی سطوح مستوی یا غیر مستوی چاپ کرد. تصویر چاپ شده با این اسلوب اغلب دارای لبههای تیز است، گویی کاغذی رنگی را بریده و چسباندهایم. از این خاصیت توسط هنرمندان برای خلق آثار بدیع بکار رفته است. سیلکاسکرین و سریگراف به اثری اطلاق میشود که با این اسلوب تکثیر شده است.
این شیوه در سال 1907 توسط سَمیوئل سیمُن هنرمند ـ فناور اهل منچستر انگلیس ابداع شد.این شیوه نخست موارد استفاده تجاری و تبلیغاتی داشت اما سپس تغییر مسیر داد و در کارهای هنری نیز به کار گرفته شد. امروزه هم بصورت صنعتی و هم بصورت تکثیر هنری به کار میرود. در چاپ سیلکاسکرین صنعتی این تکنیک بیشتر برای چاپ روی پارچه و البسه، اجسام و بستههای پلاستیکی (پلی پروپیلن و پلی اتیلین)،
CD و DVD، کاغذ و مقوا، سرامیک، شیشه، چوب، فلز و نظایر آن بکار میرود. در چاپ سیلک اسکرین هنری این روش بیشتر برای نوع بیان بصری خاص ناشی از اسلوب آن از سوی هنرمندان جهت تکثیر محدود و شمارهدار یک اثر هنری بکار گرفته شده و در نهایت همه نسخهها به امضاء هنرمند میرسد.اما این روش تفاوتهایی نیز با روش کالگوگرافی یا همان حکاکی روی فلز دارد. زیرا در کالگوگرافی تصویر روی صفحه فلزی (پلیت) ساخته میشود و اختلاف سطح روی پلیت وجود دارد. در این روش مرکب با تامپون( بالشتک) روی کلیشه مالیده میشود و سپس مرکب داخل قسمتهای گود شده نگهداری و سطح پلیت (قسمتهای حک نشده ) از مرکب پاک میشود. در انتها مرکب قسمتهای گود شده از روی کاغذ منتقل میگردد. در این روش هنگام چاپ کاغذ نمدار است فقط روی کاغذهای مخصوص کالگوگرافی امکان چاپ وجود دارد.
در ادامه این تعریف میخوانیم چاپ سیلک اسکرین فراگرد پیشرفتهتری است از چاپ با اِستنسیل(
stencil) که در اوایل سده حاضر باب شد. در ابتدا بیشتر کاربرد تبلیغاتی و نمایشی داشت. از چند دهه پیش، هنرمندان این فن را به کار خویش گرفتند و به آن نام سری گرافی (seri graphy ) دادند. چاپ با اِستنسیل یکی از سادهترین شیوههای نسخهبرداری است. اِستنسیل ورقهای است که حروف یا طرح در روی آن کنده شده و با مالیدن یا پاشیدن مرکب یا رنگ روی آن، شکل حروف یا طرح روی سطح زیرین نقش میبندد. کلمه اِستنسیل هم به این ورقه، هم به فراگرد چاپ به وسیله این ورقه و هم به نقش حاصل از این شیوه چاپ اطلاق میشود.فن اِستنسیل در چین و ژاپن و مصر قدیم متداول بودهاست. نمونههای کهن اِستنسیلهای به دست آمده در چین با بنای دیوار بزرگ چین و نمونههای به دست آمده در مصر با بنای اهرام ثلاثه هم زماناند. نمونههای بسیاری از تصویرهای بودا، که با چاپ اِستنسیل تهیه شده باقی ماندهاست. اِستنسیل در مشرق زمین چه برای مقاصد هنری و چه برای مقاصد تجاری (مثلا برای نقش پارچههای مصرفی )، فنی متداول و شناخته شده بود، درحالی که در مغرب زمین بیشتر جنبه مادی و مصرفی داشت. در سده 17 در فرانسه و انگلستان و در اواخر سده 18 و اوایل سده 19 در آمریکای شمالی، برای طراحی کاغذهای دیواری اِستنسیل به کار میرفت.
ابتدا برای ساختن اِستنسیل از برگهای پاپیروس، پوست حیوانات و پارچه استفاده میکردند، بعدها برای ایجاد نقشهای پیچیدهتر، لازم بود اِستنسیلهای ظریفتر از اِستنسیلهای پیشین بهکار رود.
برای جلوگیری از پاره شدن چنین اِستنسیلهایی بود که استفاده از شبکه نخهای ابریشم آغاز شد. دو ورقه را همزمان میبریدند، شبکه نخهای ابریشم را مابین این دو ورقه قرار میدادند و به آن دو میچسپاندند. بتدریج معمول شد که به جای شبکه نخهای ابریشم، یک تکه پارچه ابریشمین را به پشت ورقه اِستنسیل بچسپانند و بعدها پارچه ابریشمین را روی یک کلاف چوبی کشیدند. تحول چاپ اِستنسیل به چاپ سیلک اسکرین درست از همین جا آغاز میشود. سیلک اسکرین در واقع نام خود را از پارچه ابریشمین نازک مشبکی گرفته که با اتصال به کلاف، به عنوان تکیهگاهی برای ورقه اِستنسیل بکار میرود. ورقه اِستنسیل به این شبکه ابریشمین چسپانده میشود. شبکه باز ابریشم رنگ یا مرکب را از خود رد میکند، درحالی که ورقه اِستنسیل آنرا نگاه میدارد.
در سال 1936، گروهی از هنرمندان آمریکایی جامعه ملی سری گرافی را تشکیل دادند. در این زمان است که کاربرد سیلک اسکرین با اهداف غیر تجاری آغاز میشود.
هنر برای مردم
امروز در دنیا هنر چاپ دستی در شیوههای مختلف اجرا مورد پسند بسیاری از هنرمندان و در عین حال هنردوستان است. تکنیکی که به واسطه آن میتوان تکثر در هنر را با شیوهای هنری تجربه کرد و در عین حال واسطهای برای بهرهوری بیشتر هنر دوستان از آثار هنری شد.
در این تکنیک قیمت تمام شده آثار هنری کمی پایینتر از آثار دیگری است که به شیوه دیگر تولید میشوند و در آنها یکتایی مورد توجه است، اما همانطور که اشاره شد این تکثر به معنای تولید انبوه در آثار هنری نیست. تولید محدود برای فراوانی ارزش تولیدات هنری و در عین حال نگاه مبتنی بر هنر برای مردم که در آن با ارزانتر شدن آثار هنری میتوان قشر بیشتری از مردم را با مفاهیم هنری آشنا کرد.
مهدی نورعلیشاهی / گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم