رئیسجمهور با بیان اینکه برنامهریزی اسلامی و ایرانی مبتنی بر نظام اندیشه ایرانی و اسلامی و توانمندی ایرانی و اسلامی است، گفت: دریافت ایران از اسلام برای ما مبنای عمل است؛ البته نه ایران به معنی یک قوم.
احمدینژاد افزود: برداشت ایرانی در حقیقت نزدیکترین به حقیقت است و ما با فهم ایرانی از اسلام، برنامهریزیهای خود را تنظیم میکنیم و متناسب با توانمندیهای خودمان، باید برنامهها را طراحی کنیم.
وی با بیان اینکه بیش از 50 سال در کشور ما برنامهریزی توسعه حاکم بوده است، گفت: چند سال قبل از انقلاب و همچنین پس از انقلاب و اکنون، این برنامه حاکم است؛ ولی در هیچیک از بخشهای اجتماعی به نقطه حداقلی آرامش نرسیدیم و هرگز نخواهیم رسید و علت آن است که این برنامهها مبتنی بر فرهنگ ایرانی و اسلامی از یک سو و از سوی دیگر مبتنی بر توانمندیهای ایرانی نبوده و اقتباسی بوده است.
وی در بخش دیگری از سخنان خود، با بیان اینکه جنگ نرم یا تقابل نرم را در 3 سطح عمومی میتوان تعریف کرد، گفت: سطح اول سطح نظری، سطح دوم سطح برنامه و سطح سوم سطح عملیات است.رئیسجمهور افزود: اگر در سطح اول، حرف روشن و پیام دقیقی برای جامعه بشری نداشته باشیم یا از نظریهها و تئوریهای غنی و قابل پذیرش برای ملتها برخوردار نباشیم و برنامهریزی مناسبی نداشته باشیم، در برخورد با سطح اول و دوم، راه به جایی نمیبریم.
احمدینژاد گفت: اگرچه تلخ است؛ اما این نکته را باید بپذیریم که امروز تقریبا تمام دانشگاهها و مراکز علمی، مدیران و برنامهریزان چیزی را مصرف میکنند که در آنجا تولید شده و هنوز غرب، مرکز تولید اندیشه است و حتی در کشور ما، بسیاری از تولیدات آنها مصرف میشود، باید یک جابهجایی و تحولی رخ دهد و البته من امیدوار و مطمئن هستم که این اتفاق میافتد.
رئیسجمهور با بیان اینکه ما باید تئوری، برنامهریزی و عملیات خود را داشته باشیم و اگر صرفا در بخش عملیات یا برنامه درگیر شویم، به نتیجه نمیرسیم، تصریح کرد: ما باید به جایی برسیم که ایران، کانون تئوریپردازیهای فکری و اندیشهای و مرجع اندیشمندان جهان باشد.
رئیسجمهور با بیان اینکه ما در بخشهایی از علوم تجربی به مرجعیتهایی دست پیدا کردهایم و این خوب است، گفت: ولی با اینها نمیشود وارد جنگ در این میدان گسترده شد و تا زمانی که از لحاظ علوم انسانی و تئوریپردازی به مرجعیت جهانی نرسیم، این شرایط ادامه دارد.
وی با بیان اینکه ما نیازمند یک انقلاب رهاییبخش هستیم، گفت: باید مراکز علمی، حوزهها و دانشگاههایمان یک انقلاب کنند و خود را از قالبهای موجود نجات دهند و آزاد کنند، حتی باید خود را از برخی چارچوبها و قالبها به نام اندیشه دینی و فقهی جدا کنند و به حقیقت دین برسند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم