برخلاف سالنهای تئاتر پایتخت، چراغ تالارهای نمایشی شهرستانها تنها گاه و بیگاه روشن میشود که آن هم دیری نمیپاید. شاید بجز مشهد، اصفهان و یکی دوشهر دیگر، این هنر در دیگر نقاط کشور مدتهاست که به فراموشی سپرده شده و از آن خبری نیست.
سالنهایی که خاک میخورند
اگر کم کاری تئاتریها در تهران بیشتر ناشی از کمبود سالن است، این مشکل در شهرستانها دلیل اصلی خواب طولانی این هنر نیست و تعداد زیادی تالار در این شهرها وجود دارند که ماهها خاک میخورند و بجز برگزاری همایشهای ریز و درشت، شاهد هیچ فعالیت دیگری نیستند.
بهروز غریبپور، کارگردانی که چند ماه پیش اپرای عروسکی مولوی را با موفقیت در شیراز به روی صحنه برد، در این باره میگوید: سالنهای بسیار خوبی در مراکز استانها و شهرستانهای کوچکتر وجود دارند که اگر از نظر امکانات تقویت شوند، میتوانند میزبان گروههای تئاتری بسیاری باشند.
این کارگردان پیشکسوت البته بر بحث بودجه نیز انگشت میگذارد و میافزاید: برای رونق تئاتر در شهرستانها، نیاز به بودجه مستقلی است تا مدیران استانی نتوانند آن را در حوزههای دیگر هزینه کنند و به اصطلاح به نام نمایش و البته به کام دیگر فعالیتها باشد.
داوود رشیدی هم که تجربه اجرای نمایشهای زیادی را در دهه 50 خورشیدی در شهرستانها داشته است، در این ارتباط توضیح میدهد: اگر چه رفتن هنرمندان تهرانی به دیگر شهرها در آشنایی مردم با تئاتر تاثیر مثبت دارد، اما به تنهایی نمیتواند باعث رونق و فراگیری این هنر شود. بهترین کار آن است تا با راهاندازی گروههای تئاتری در شهرستانها، هنرهای نمایشی استانها را از اجراهای مناسبتی و فصلی خارج سازیم.
سفر استادان تئاتر به شهرستانها
یکی از مشکلات تئاتر شهرستانها، متشکل نبودن هنرمندان، آموزشهای ناقص و غیراصولی، آگاه نبودن مسوولان از تاثیر این هنر و ناآشنایی مردم با نمایش است. شاید به همین دلیل بود که با پایان یافتن ماه رمضان در شهریور، برنامه کارگروههای آموزشی تئاتر شهرستانها شکل عملی به خود گرفت و در راستای آن با سفر استادان به دیگر شهرها، 31 کارگاه آموزشی نمایش تاکنون برپا شده است.
محمودرضا رحیمی که مدیریت کارگروه آموزش تئاتر شهرستانها را برعهده دارد و خودش یک کارگاه آموزش منتهی به اجرای عمومی را در استان گلستان برگزار کرده است، در توضیح این برنامه میگوید: از میان 31 کارگاه آموزشی برپا شده در گوشه و کنار کشور، 8 تای آنها میان مدت بوده که به اجرای نمایش از سوی هنرمندان شهرستانی نیز منجر شده است.
او در پاسخ یه این پرسش که انتخاب استادان، شهرستانهای میزبان و متون به صحنه رفته بر چه اساس صورت گرفته است، توضیح میدهد: برای سال اول ما این موارد را به انتخاب خود استادان و ادارههای ارشاد شهرستانها گذاشتیم که البته در ادامه کار کوشش میکنیم با برنامهریزی، تناسب بهتری بین آنها برقرار کنیم.
قطبالدین صادقی که بعد از 45 روز آموزش، نمایش سبدی پر از ماه گمشده را در ایلام با هنرمندان آن استان به صحنه برد، در توضیح انتخاب این متن میگوید:با توجه به فرهنگ منطقه، این نوشته خودم را با مشورت هنرمندان ایلامی انتخاب کردم تا در شروع کار بتوانیم ارتباط بهتری با مردم آنجا داشته باشیم.
ایوب آقاخانی هم که مسافر بیرجند بوده، درباره دلیل به روی صحنه بردن نمایش رودکی، جادوگر واژگان سبز در آن شهر توضیح میدهد: این متن را چون به قلم خودم بود و با جغرافیای خراسان و فرهنگ آن هماهنگی داشت، انتخاب کردم و از سوی دیگر تنها کاری بود که به دلیل تعداد زیاد شخصیتهایش، تمام هنرجویان آن کلاس پرجمعیت را در خود جای میداد.
بهجز این 2 اثر و نمایش رویای خلیج فارس سیروس کهورینژاد در بندرعباس، شاید چند کاردیگر اجرا شده در شهرستانها، چندان سنخیتی با فضا و فرهنگ آن مناطق نداشته و بهتر بود از متونی دیگر به جای آنها استفاده میشد.
استقبال هنرمندان، مدیران و مردم
همین حضور چند ماه گذشته استادان تئاتر در شهرستان ها، با چنان استقبال گرم هنرمندان، مدیران و مردم مواجه شده است که آینده خوبی را میتوان برایش پیشبینی کرد.آقاخانی در همین ارتباط میگوید: اشتیاق عجیب و غریبی در بین دوستان بیرجندی مشاهده کردم که تجربه دلانگیزی بود. آنان مایلند تئاتر را به صورت جدی ادامه دهند اما متاسفانه گرد رخوت چنان بر هنرشان نشسته که تکاندن آن نیازمند زمان است.
شهرام زرگر، دیگر هنرمندی که به مدت 3 روز یک کارگاه آموزشی را در استان همدان برگزار کرده است، در باره تجربهاش از این دوره کوتاه توضیح میدهد: مدیران ارشاد استان حامی این کار بودندو علاقهمندان هم از آن به صورت پرشور استقبال کردند. بیشک باید آن را ادامه داد و نگذاشت در این مرحله متوقف بماند.
قطبالدین صادقی هم در این راستا تاکید میکند: برپایی این کارگاهها تاثیر مثبتی روی نگاه مسوولان، اشتیاق مردم و ارتقای سطح کیفی کار هنرمندان دارد که این 3 در کنار هم میتوانند باعث رونق تئاتر در هر شهر شوند.
مهدی یاورمنش / گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم