در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
نماینده دادستان تهران که در جلسه دادگاه حضور داشت، میگوید: همان طور که در کیفرخواست آمده است، مقتول مردی جوان بود که بعد از کنده شدن کف زمین خانهای جسد او پیدا شد. بررسیهای ما نشان داد این مرد توسط اعضای خانواده اش یعنی 2 دختر نوجوان و همسرش به قتل رسیده است. البته دادسرا بر این باور است که مردی به نام سیاوش نیز در این قتل نقش دارد و سیاوش مردی است که با مادر خانواده ارتباط داشت.
سید رضا ادامه میدهد: آن طور که تحقیقات ما نشان میدهد، رابطه سیاوش با ناهید، مادر خانواده باعث شد این قتل اتفاق بیفتد. آن طور که دختران نوجوان گفتهاند پدرشان مرد بداخلاقی بود و به خاطر اعتیادش، فرزندان و همسرش را بسیار آزار میداد و آنها به دلیل همین آزارها دست به قتل زدهاند. مادر و 2 دخترش اصرار دارند سیاوش در این قتل هیچ نقشی نداشته در حالی که قتل یک مرد نمیتواند به دست 3 زن لاغر اندام و ضعیف صورت گیرد ضمن اینکه 2 نفر از آنها فرزندان مقتول بودند و علاقه پدر و فرزندی مانع از این کار میشده است.
وی در مورد اینکه جسد چطور پیدا شد، میگوید: مردی به ماموران پلیس خبر داد در خانهاش جسدی پیدا کرده است. این مرد بعد از اینکه کف خانهاش نشست کرد برای تعمیر آن دست به کار شد و با کندن آنجا جنازه را دید. پلیس متوجه شد قبل از صاحب جدید خانه، خانوادهای در آنجا زندگی میکردهاند که 5 ماه قبل از این حادثه به طور ناگهانی آنجا را ترک کرده بودند.
زمانی که پلیس محل جدید سکونت آن خانواده را پیدا کرد، متوجه شد پدر خانواده به طور ناگهانی گم شده است و ناهید به اتفاق 3 فرزندش در آنجا زندگی میکنند. ناهید که بازداشت شد به قتل شوهرش با همدستی دخترانش اعتراف کرد. سپس ما متوجه شدیم این زن با سیاوش رابطه داشت و بعد از قتل مدتی هم صیغه او بود. ناهید یک پسر 8 ساله نیز دارد که فعلا در بهزیستی است، او برای پلیس توضیح داد سیاوش را هنگام قتل پدرش دیده است، اما خواهران او اصرار دارند آن دو همدست مادرشان بودند و برادرشان اشتباه میکند.
نماینده دادستان تهران ادامه میدهد: با توجه به مدارکی که علیه سیاوش در پرونده وجود داشت برای او هم اتهام مشارکت در قتل در نظر گرفته شد و به نظر میرسد دختران و همسر مقتول برای اینکه واقعیت را پنهان کنند، اتهام را خود به گردن میگیرند. انچه مسلم است متهمان میدانند چه میگویند و میدانند چه حکمی در انتظار آنهاست. آنها از سلامت روانی و عقلی برخوردار هستند و نسبت به کارهای خود آگاهی دارند.
بدرفتاریهای پدر معتاد
سارا، دختر بزرگ مقتول است. او در گفتگویی کوتاه در مورد قتل پدرش توضیحاتی داده است:
چرا پدرت را به قتل رساندید؟
- او را کشتیم، چون خیلی ما را آزار میداد. همیشه مادرم را کتک میزد و بهدلیل کارهایی کرده بود که من چندین بار دست به خودکشی زدم .
پدرت چه میکرد؟
- او معتاد بود و برای اینکه موادش را تامین کند، میخواست مرا به مردی 70 ساله بدهد و من هم مجبور بودم خودم را هر طور شده از زندگی تلخی که در انتظارم بود، خلاص کنم. چندبار خودکشی کردم اما مادرم نجاتم داد و وقتی که دیدم خودکشی فایدهای ندارد با مادرم نقشه قتل پدرم را کشیدیم.
تو براحتی از مرگ پدرت حرف میزنی او را دوست نداشتی ؟
- نه، دوست نداشتم، چون بدبختی را به زندگی ما آورده بود. او میخواست مرا بفروشد. من چطور میتوانستم چنین پدری را دوست داشته باشم. پدرم را در کودکی دوست داشتم اما از وقتی که بزرگ شدم و او مثل یک کالا به من نگاه کرد، دیگر محبتی نسبت به وی نداشتم.
از شب حادثه بگو؟
- آن شب پدرم بعد از یک هفته به خانه آمد او به خانه پدربزرگم رفته بود. مادرم شام آورد و پدرم بهانهگیریهایش را شروع کرد و بعد هم او را کتک زد. از دیدن این صحنهها خسته شده بودم. برادرم هم ترسیده بود او را بغل کردم و به اتاق بردم. چند ساعت بعد پدرم به من گفت، رختخوابش را آماده کنم تا بخوابد. بعد که پدرم خوابید به مادرم گفتم بیا او را بکشیم و مادرم هم قبول کرد.
چطور او را کشتید؟
- پدرم خوابیده بود و مادرم شالی را از زیر سر او رد کرد. سپس من و خواهرم به کمک مادرم رفتیم و شال را از دو سر کشیدیم و پدرم را خفه کردیم.
از اینکه چنین رفتاری با پدرت کردی ناراحت نیستی؟
- در آن زمان خیلی ترسیده بودم، یک بار پدرم بلند شد اما نتوانست تحمل کند و دوباره افتاد. در آن لحظه وحشت کرده بودم و حالم بد شده بود.
از سیاوش بگو، او چطور با مادرت آشنا شد؟
- مادرم خیلی فقیر بود او برای اینکه زندگی ما را اداره کند از مردم صدقه و فطریه جمع میکرد و با سیاوش هم از همین طریق آشنا شد. او با سیاوش درد دل میکرد، بعد از مرگ پدرم هم با او صیغه کرد. سیاوش از قتل پدرم خبر نداشت.
او از شما نمیپرسید پدرتان کجاست؟
- هر بار در این باره صحبت میکرد، ما میگفتیم او معتاد بود و دنبال زندگی خودش رفته و مادرم هم به صورت غیابی از او جدا شده است.
دادستان و وکلای شما میگویند سیاوش در قتل پدرت دست داشته و مدارکی هم ارائه میکنند اما شما منکر میشوید، چرا؟
- چون سیاوش در قتل پدرم هیچ نقشی نداشت. او مرد مهربانی است و در حق ما پدری میکرد. سیاوش دروغ نمیگوید او از سرنوشت پدر من خبر نداشت و به خاطر ما گرفتار شد.
مادربزرگت برای شما تقاضای قصاص کرده است و اگر جرم شما ثابت شود دادگاه رای بر قصاص صادر خواهد کرد آیا به این موضوع فکر کردهای؟
- بله من میدانم اعترافاتم چه مجازاتی برای من دارد. من مجازات جرمی را که مرتکب شدهام قبول دارم. فرد بیگناهی به جای من نباید مجازات شود. سیاوش هیچ جرمی انجام نداده است او فقط قصد داشت به ما کمک کند و نه هیچ چیز دیگر.
یک تماس تلفنی اتفاقی
سیاوش اتهامش را رد میکند و میگوید در قتل پدر 2 دختر نوجوان نقشی نداشته است. او میگوید آنچه وکلای متهمان میگویند و او را متهم میکنند، دروغ است. این مرد توضیح میدهد: یک سال قبل از این حادثه دختری با من تماس گرفت و این تماس کاملا اتفاقی بود و نمیدانستم باید چه کنم. دخترک میگفت میخواهد خودکشی کند و از من خواست کمی با او صحبت کنم تا آرام شود. از آن به بعد بود که رابطه ما شروع شد. وقتی مادر دخترک را دیدم، ارتباطم با او بیشتر شد. آن دختر برای من مثل دختر خودم بود و با مادرش که صحبت کردم، فهمیدم آنها خیلی فقیر هستند و همین هم باعث شد من تصمیم بگیرم به او کمک کنم.
وی در مورد اینکه چطور از سرنوشت پدر خانواده خبر نداشت، میگوید: آنها به من گفته بودند پدرشان اعتیاد داشته و آنها را ترک کرده و مادر خانواده نیز طلاق غیابی گرفته است. من هم حرفشان را باور کردم، چون هر وقت که دلم میخواست به خانهشان میرفتم و از این بابت مشکلی وجود نداشت. زمانی که آنها تصمیم گرفتند اثاثیه شان را جابهجا کنند من هم کمکشان کردم تا جایی را پیدا کنند. گاهی هم برایشان خرید میکردم.
وی ادامه میدهد: هدف من از این کار فقط کمک به آنها بود و فقط میخواستم کاری کنم که آنها راحتتر زندگی کنند.
سیاوش در مورد اتفاقاتی که در زندگیاش افتاده است، میگوید: از وقتی این موضوع اتفاق افتاد، زندگیام دگرگون شد، نمیدانم همسرم مرا ببخشد یا نه. من از همسر و خانوادهام بسیار شرمندهام و از آنها خجالت میکشم، ای کاش میشد زمان را به عقب برگردانم. باز هم تاکید میکنم من از این قتل هیچ اطلاعی نداشتم.
داوود ابوالحسنی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: