در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اپریل نیوکوم 39 ساله، مادر مجردی است که به اتهام تشویق دخترش در یک دعوای وحشیانه، توسط پلیس شناسایی و دستگیر شده است. این خانم که به تنهایی با دخترش در فلوریدای آمریکا زندگی میکند با انکار اتهاماتش مدعی شده که تنها قصدش از تشویق دختر نوجوانش به ادامه دعوا، کمک کردن به او برای برنده شدن در این جنجال فیزیکی بوده است. ادعایی که از نظر دهها دانشآموزی که شاهد این درگیری عجیب بودند، غیرمنطقی به نظر میرسد.
«من میدانستم که دختر 16 سالهام «الیزابت» از مدتی قبل با یکی از همکلاسیهایش مدام سر جنگ دارد. بارها از او خواسته بودم تا خودش را از اینگونه روابط خشن و بیمارگونه بیرون بکشد و اجازه ندهد این افراد او را دچار استرس و پریشانی کنند، اما ظاهرا دختری که الیزابت از او با نام سوفیا نام میبرد، دستبردار نبود و مدام در مدرسه مشکلاتی را برای فرزندم به وجود میآورد.
تحریک کردن الیزابت باعث میشد دخترم دچار ناراحتیهای شدید روحی شود و هر بار که از مدرسه به خانه برمیگشت، حالت افسردگی و عصبی شدید به خود میگرفت. من هر بار که سعی میکردم علت ناراحتی و در عین حال تنفرش را از مدرسه متوجه شوم به من میگفت همکلاسیای دارد که مدام او را با حرفهایش آزار میدهد و به وی میگوید که پدرش زندانی است و ما خانوادهای فقیر هستیم. میدانستم این حرفها روی دخترم الیزابت که از بچگی پدرش را ندیده بود و همواره کمبودش را در زندگی احساس میکرد، چه تاثیری میگذارد، اما انگار این دختر از زجر دادن الیزابت خوشحال میشد و از این که میدید تا این حد میتواند او را عصبی کند، لذت میبرد.
من دستکم 3 بار در مدرسه دخترم حاضر شدم و این موضوع را به اولیا و معلمان آنجا اطلاع دادم، اما آنها از هرگونه سوءاستفاده سوفیا از شرایط شکننده روحی دخترم ابراز بیاطلاعی میکردند و در عین حال به من میگفتند که آنها دختران بزرگ 16 سالهای هستند که بهتر است مسائلشان را خودشان حل کنند و دیگر نیازی به مداخله مسوولان مدرسه در بحث و جدلهای آنان نیست. از این که میدیدم الیزابت تا این حد زجر میکشد، ناراحت بودم و میدانستم کاری از دستم بر نمیآید. این ماجراها تا چندماه ادامه داشت تا این که دخترها از سوی مدرسه به یک کمپ آموزشی رفتند. من میدانستم سرانجام در این محل که منطقهای دورتر از مدرسه بود، درگیری میان الیزابت من و سوفیای بداخلاق رخ خواهد داد و همین اتفاق هم افتاد.»
نیوکوم با تلاشهای پلیس، 48 ساعت پس از دعوای شدید 2 دختر نوجوان در خانهاش دستگیر شد. دهها فیلمی که از طریق تلفنهای همراه دیگر دانشآموزان از درگیری الیزابت با سوفیا گرفته شده بود، نشان میداد که آنها دستکم 7 دقیقه با یکدیگر مجادله و دعوای فیزیکی شدید داشتهاند و در تمامی این مدت اپریل که شاهد این برخوردها بوده، نهتنها دخترش را مورد شماتت قرار نداده و سعی در پایان دادن به این دعوا نداشته، بلکه با نزدیک شدن به صحنه درگیری، مدام فریادهای تشویقآمیز سر میداده و الیزابت را به هیجان میآورده است تا ضربات محکمتری را به سوفیا که قد و قواره نسبتا بزرگی هم داشت، وارد کند.
فیلم این صحنه درگیری که در عرض تنها چند ساعت صدها بیننده روی شبکه ویدئویی اینترنت پیدا کرد، خیلی زود سبب شد تا ماموران پلیس و مسوولان مدرسه به دنبال سرنخهای این حادثه بگردند و سرانجام هم نیوکوم به عنوان شخصی که این دعوا را برنامهریزی و هدایت کرده بود، دستگیر شد. با وجود آن که این مادر توانایی پرداخت 15 هزار دلار وثیقه برای آزاد شدنش را ندارد در پاسگاه پلیس خواهد ماند تا زمانی که دادگاهی علیه او تشکیل شود و این زن به اتهام سوءاستفاده و آسیب رساندن به سوفیا دختر 16 ساله، مورد مواخذه قرار بگیرد.
«برخلاف تمام ادعاهایی که علیه من وجود دارد، من هرگز نخواستم این دعوا شروع شود یا این که به آن دامن بزنم. روزی که دخترم به من گفت برای شرکت در کمپ دانشآموزان باید با سوفیا روبهرو شود، ترس و وحشت را در چشمانش دیدم. الیزابت گفت در بحثهایی که با این دختر چند روز قبل داشته است، وی دخترم را تهدید کرده که این بار به خاطر تمام گستاخیهایش در چند ماه اخیر، او را بشدت کتک میزند، من میدانستم الیزابت که در بچگی پدرش را از دست داده بود، مدام در زندگیاش احساس ناامنی میکرد و این تهدیدها میتوانست تاثیر بسیار بدی در روحیه او بگذارد. من سالها تلاش کردم تا به تنهایی توانستم این دختر را روی پاهای خودش بزرگ کنم و به اندازه کافی اعتماد به نفس به او بدهم تا از پس زندگی پرتنش و سختی که پیش رو داشت برآید اما همه سعی من با مشکلاتی که سوفیا برای دخترم به وجود آورده بود همه چیز را برای او سخت و غیرممکن کرده بود. من به عنوان یک مادر وظیفه داشتم تا از دخترم دفاع کنم و او را در برابر هر حادثهای حمایت کنم. این بود که به او گفتم بهتر است به جای آنکه مدام خودش را کنار بکشد و از هر بحث و جدلی دوری گزیند، این بار با سوفیا روبهرو شود و به او بفهماند که حاضر نیست بیش از این زندگی و دوران شیرین مدرسهاش را به خاطر او تلخ کند. تنها چیزی که من به دخترم الیزابت گوشزد کردم، همین بود و در واقع او را از لحاظ روحی آماده کردم تا خود را با هر شرایط سختی در زندگیاش تطبیق بدهد.
من هرگز حتی فکرش را هم نمیکردم که سوفیا بخواهد چنین درگیری فیزیکی بزرگی در کمپ راه بیندازد و دهها دانشآموز را در محل جمع کند تا شاهد کتک خوردن دختر من باشند. او میدانست که جثه بزرگتری نسبت به الیزابت دارد و میتواند او را شکست دهد و به همین خاطر چنین رفتار خشنی را از خودش بروز داد. با وجود آنکه من به اتهامات مختلفی در بازداشت به سر میبرم و ناچار باید وکیل بگیرم، اما با این حال خوشحالم که هنگام وقوع این حادثه دلخراش در محل حضور داشتم و توانستم از لحاظ روحی دخترم را تقویت کنم.»
بنا به اظهارات دیگر دانشآموزان مدرسه که در محل کمپ حضور داشتند، این دو دختر که از مدتها قبل دچار تنش با یکدیگر بودند سرانجام زمانی که قرار بود از کمپ به خانههای خود برگردند در آخرین دقایق با یکدیگر گلاویز شدند. این درگیری به خاطر شدت تنفری که الیزابت از طرف مقابلش داشت و در عین حال بزرگی جثه سوفیا باعث میشد که شکل بسیار خشنی به خود بگیرد و خیلی زود دهها نفر را به دور خود جمع کند.
تنها چند ثانیه پس از آغاز این درگیری، اپریل نیوکوم که ظاهرا حدس میزد ممکن است این دعوا رخ دهد به بهانه بردن دخترش از کمپ، در محل حاضر شد و به جای آن که او را به آرامش دعوت کند یا حتی سعی در خاتمه دادن و جدا کردن این دخترها از هم کند، شروع به تشویق فرزندش کرد به طوری که سبب شد این جنجال فیزیکی شکلی بسیار خشنتر به خود بگیرد. در حالی که فیلمهای گرفته شده در تلفنهای همراه دانشآموزان صدای این مادر را بخوبی ضبط کرده که دخترش را ترغیب و راهنمایی میکند تا سر حریف خود را به زمین بکوبد، این زن حاضر نیست اتهام خود را بپذیرد و تصمیم دارد با کمک وکیلش در دادگاه به هر نحوی که هست خود را تبرئه کند.
«دعوا میان دختران و پسران نوجوان در این سن و سال طبیعی است و نمیتوان مرا مقصر این ماجرا دانست. همان قدر که دخترم در این درگیری مقصر است، سوفیا هم که شروعکننده همه این جنجالهاست، تقصیر دارد و باید پاسخگو باشد. خوشبختانه در این دعوا به کسی آسیب جسمی نرسیده و به همین دلیل من هم حاضر نیستم تنها قربانی یک دعوای بچگانه باشم.»
مترجم : المیرا صدیقی
منبع : رویترز
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: