این در حالی است که در همین 3 ماه، بازار کتاب ایران شاهد انتشار آثاری برجسته و پرطرفدار بوده است که مورد استقبال علاقهمندان نیز قرار گرفتهاند. به نظر شما داوران باید در نوع نگاه خود تجدیدنظر کنند یا مخاطبان؟
خبر فوری!
خبرسازی برای گرمکردن تنور جشنوارهها و جایزههای ادبی، گاهی باعث خلق خبرهای عجیب و غریبی میشود که در آنها هیچ ارزش خبری خاصی جز نشاندادن تلاش بیوقفه ستادهای خبری نهفته نیست.
چندی پیش خبری خواندیم که براساس آن، رایزنی برای تعیین داوران سومین جشنواره داستان انقلاب آغاز شده و پیش از پایان مهلت ارسال اثر به این جشنواره، داوران آن معرفی میشوند.
به نظر شما، آغاز رایزنی برای معرفی داوران یک جشنواره، خبر است؟ معلوم است هر جشنوارهای که قرار است برگزار شود، داورانی برایش انتخاب میشوند و قبل از انتخاب داوران، افرادی (که فعلا معلوم نیست چه کسانی هستند) با هم رایزنی میکنند، این که دیگر اطلاعرسانی ندارد! جالب این است که تمام خبرگزاریها این خبر مهم! را پوشش دادند تا مخاطبان ادبیات از نگرانی عدم رایزنی برای انتخاب داوران یک جشنواره دربیایند.
آشفته نویسی نیما
نشست «نیما یوشیج در قلمرو نقد و نظریه ادبی» با بررسی 2 کتاب «نیما یوشیج و نقد ادبی» نوشته ایرجپارسینژاد و «در تمام طول شب، بررسی آراء نیما یوشیج» تالیف احمدرضا بهرامپور عمران، هفته قبل برگزار شد و در این نشست حرفهای بسیار ارزشمندی زده شد که حیف است مخاطبان ما از آنها محروم بمانند.
در این نشست، پارسینژاد مباحثی را که در کتاب «نیما یوشیج و نقد ادبی» به آنها پرداخته است، تشریح کرد و گفت: نیما آشفته فکر میکرده و آشفته مینوشته است. یادداشتهای او پراکنده هستند و رساله مدونی درباره نظریات او در حوزه تئوریک شعر وجود ندارد. بنابراین بسیار دشوار است که خط روشن و مدونی درباره نظریات نیما در حوزه شعر پیدا کنیم.
پارسینژاد به نامههای نیما اشاره کرد و افزود: شاید با توجه به برخی از نامههای او بتوان نظریات نیما در نقد شعر را دستهبندی کرد.
به عنوان مثال، نیما به وزن شعر معتقد بوده؛ اما متاسفانه نظر نیما درباره ارکان عروضی شعر، قافیه و وزن ناگفته باقی مانده است.
این منتقد ادبی بار دیگر به آشفتگی و پریشانی اندیشه نیما اشاره و تصریح کرد: به دلیل همین آشفتگی ذهن نتوانسته است نظریاتش را با نظم منطقی بیان کند.
از سوی دیگر نمیتوان آرای او را در حوزههای مختلف چندان جدی گرفت. او پایهگذار شعر نو است؛ اما دلیل نمیشود در هر حوزهای که اظهارنظر کرده، آرای صحیحی را مطرح کرده باشد.
وی در ادامه اظهار کرد: نظریات نیما درباره شاعران کهن و ادبیات کلاسیک نشان میدهد که او در این حوزه، مطالعه جامعی نداشته است.
همچنین ما از شاعری اصیل، شگفتانگیز و پایهگذار شعر نو نباید انتظار داشته باشیم که منتقد ادبی نیز باشد.
به نظر میرسد دراینباره در حق نیما اجحاف شده است. بیشک هنوز هم نظرات نیما درباره شعر و تغییر دیدگاه شاعران نوآورانه، جسورانه و دارای ظرفیتهای شناخته نشده است.
هنوز هم در حوزه شعر فارسی، نوآورانهترین دیدگاهها به او تعلق دارد و هیچ نحلهای از پیروان او نیست که بتواند مدعی شود سخنی تازهتر از نیما آورده باشد. شاعران و پیروان نیما، خط روشن و مشخص تفکر او را پیدا کرده و در شعر معاصر به کار بردهاند.
نویسنده به عنوان کتابخانه سیار
شهریار وقفیپور گفتگوی مفصلی کرده است با سایت «ادبیات ما» و حرفهای جالبی هم در این گفتگو مطرح شده است. از جمله این که به اعتقاد وقفیپور، نویسنده خوب ـ مخصوصا نویسنده رمان ـ کسی است که اطلاعات خیلی زیادی داشته باشد، هم داستان زیاد خوانده باشد هم مباحث تئوری و هم چیزهایی مثل تاریخ، جغرافیا، شیمی، فیزیک، جرمشناسی، حقوق و...
او در این مصاحبه که ما آن را ویرایش کردهایم، نویسنده آرمانی را کتابخانه سیار میداند و میگوید: به نظر من، نویسنده تبدیل میشود به یک ماشینی که همه اینها را به عنوان مواد اولیه میریزند تویش.
او معتقد است؛ برای یک نویسنده نظریه ادبی، مهمتر از شیمی محض و زیستشناسی محض است، یعنی همهشان مهم هستند اما به نظر من، نظریه ادبی شاید حتی مهمتر از خود ادبیات باشد، چون به یک شکلی مثل ریاضی است؛ هم ذهن آدم را باز میکند و هم این که به او نشان میدهد که خودش اولین منتقد کار خودش باشد.
او همچنین درباره تاثیرپذیری از هدایت میگوید: هدایت فضای سیاهش برخاسته از یک نوع رمانتیسیسم اشرافی هست که اصلا ربطی به فضای الان من و ما ندارد و ما الان اشرافیتی نداریم، اگر هدایت الان در جامعه ما بود، تبدیل به یک چهره مسخره میشد.
همان طور که الان کسانی که میخواهند از او تقلید کنند، نه به خاطر این که خوب تقلید نمیکنند؛ بلکه به خاطر این که خود آن چهره در حال حاضر مسخره است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم