تعداد اینگونه بسیار زیبا در بخشهای بزرگی از ایران(عمدتا مناطق کویری) به صفر رسیده (خود من مدتهاست که هوبره را در سفرهایم ندیدهام) اما بواقع هوبره، پرندهای که به بمبافکن پرندگان مشهور بود (بخاطر شیوه منحصربهفردی که برای فرار از دست پرندگان شکاری دارد ) را ما انسانها و تقریبا همه ما ایرانیان داریم به دست فراموشی میسپاریم. شکار هوبره(یا آهو بره) به شکل سنتی در میان ایرانیان باستان رواج داشته است (حتی در شاهنامه به آن اشاره شده است) امروزه هم اعراب متمول حاشیه خلیج فارس به صنعت قوش پرانی علاقه شدیدی دارند، آنها پرندگان شکاری متنوعی (مثل قوش یا شاهین و...) را دستآموز کرده و برای شکار هوبرهها استفاده میکنند. از مهمترین دلایل کاهش نسل هوبرهها یکی همین شکارهای تفریحی است که سالها در ایران با مجوز رسمی و غیررسمی اجرا میشده است. از سوی دیگر تهدید مناطق سکونتگاه این پرنده توسط عوامل محیطی متفاوت (مثلا گسترش شهرها و...)، کاهش غذاهای مورد علاقه این پرنده (حتی کاهش مارمولکها و...) همگی باعث این کاهش شدید بوده است. بنابراین همه ما مسوول این دردسر هستیم. شاید زمانی در آینده نهچندان دور واژه هوبره در اشعار کلاسیک ایرانی نیاز به توضیح و تفسیر زیادی نیاز داشته باشد. و نکته آخر این که: اعراب متمول جنوب خلیج فارس در چند سال گذشته یکی از دلایل کاهش تعداد نسل هوبرها بودهاند و اکنون مزارع بزرگ پرورش هوبره در این کشورها یکی از امیدهای بزرگ برای نجات نسل این موجودات محسوب میشوند.
محمد رضا نوروزی / جام جم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم