نقش‌های ماندگار

محمد در «یک اتفاق ساده»*‌‌

محمد پسربچه‌ای است سختکوش و پرتلاش، یعنی چاره دیگری هم جز این ندارد. زندگی چنین تقدیری برای او رقم زده است که همیشه در حال جنب و جوش فعالیت باشد و مدام در حال دویدن. شاید تنها مساله‌ای که او در آن پرتلاش و زبر و زرنگ نیست، درس خواندن باشد. دلیلش هم معلوم است. مشغله زندگی او آنقدر زیاد است که دیگر فرصتی برای درس‌خواندن برایش باقی نمی‌ماند وگرنه می‌بینیم که او می‌کوشد درس بخواند ولی کار خانه نمی‌گذارد. آخرش هم این می‌شود که مجبور است علاوه بر مشغولیت فراوان خانه و خانواده، وقت ناهارخوردن معلم را هم در کلاس بماند و جریمه بنویسد.
کد خبر: ۳۵۶۰۵۰

مادرش بیمار است و پدرش صبح تا شب می‌رود دریا برای ماهیگیری. محمد هم خرید خانه را انجام می‌دهد، هم کار می‌کند و به تامین خرج و مخارج خانواده کمک می‌کند، هم از مادر پرستاری می‌کند و برای او دکتر می‌آورد و درس و مدرسه و جریمه و تنبیه هم که جای خود دارد. پس این‌که او مدام در حال دویدن است، کاملا منطقی و باورپذیر است و کمترین اغراقی ندارد. محمد فرصت ندارد که خرامان خرامان راه برود. سرش شلوغ تر از این حرف‌هاست، باید بدود و این دویدن نمادی آشکار از پویایی و تحرک او و تلاش خستگی‌ناپذیرش برای زندگی است.

ندار و فقیر است اما سرزنده و پرامید. آرام و قرار ندارد. توگویی موجی است که خاموشی‌اش در عدم است. اصلا نمی‌تواند کار نکند و فعالیت نداشته باشد. زندگی او سراسر همین دویدن است. مرد زندگی و عمل است. ساکت است و کم‌گو. بیشتر کار می‌کند و کمتر دهان به سخن باز می‌‌کند. از این نظر خیلی بزرگ‌تر از سن و سالش است. شخصیتی عمیق دارد و پختگی و وقاری زایدالوصف.

ماندگاری شخصیت او مرهون همین تفاوت‌های منحصر به فردش است، بخصوص مرهون واکنش او در قبال آن اتفاقی که اگر در زندگی دیگران بزرگ‌ترین مصائب به شمار می‌رود در زندگی او اتفاق ساده‌ای بیش نیست؛ مرگ مادر. سادگی این اتفاق را در زندگی محمد از 2 منظر می‌توان نگریست. یکی از منظر پوچ‌انگاری و یاس و دوم از منظر امیدواری و شور زندگی. می‌توان گفت زندگی محمد آنقدر از فشار رنج و مصیبت بی‌معنا، تهی، ساکن و راکد شده که دیگر مهر و محبتی در آن نمانده و بود و نبود مادر در آن اهمیتی ندارد، همچنین می‌توان گفت محمد آن‌ قدر در بوته سختی‌ها و مشکلات آبدیده شده و آنچنان به صبر و تحمل خو کرده و زندگی او در نتیجه این مقاومت‌ها آنچنان سرشار از پویایی و امید و شور و شوق شده که حتی واقعه‌ای اسفناک همچون مرگ ناگهانی مادر هم نمی‌تواند او را گرفتار یاس و ناامیدی کند. این‌که ما از کدام‌یک از این دو منظر به زندگی و شخصیت محمد نگاه کنیم، بستگی دارد به زندگی و شخصیت خودمان. ولی چه روح حاکم بر زندگی او را یاس بدانیم چه امید، یک چیز مسلم است و آن این‌که به هر حال ما این شخصیت را بیش از هر چیز با همان دوندگی‌های مداومش به خاطر می‌سپاریم و به یاد می‌آوریم.

*‌ محصول 1336 ایران، کارگردان: سهراب شهید ثالث

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها