در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
دهه 60 دهه پا گرفتن ادب و هنری بود که تازه با موضوعی مثل جنگ مواجه شده بود و بر مقاومت تاکید میکرد. شاعران شعرهای تهییجی میگفتند و سینماگران به دنبال تصویر کردن حماسهها بودند.
دوربینهای عکاسان که تازه پدیدهای مثل انقلاب را قاب گرفته بود این بار زوم کردن روی خاکریزها و کوچه پس کوچههای جنگزده را یاد میگرفت تا روایتهای تصویری این اتفاق را برای نسلهای بعد حفظ کند.
از سوی دیگر، هنرمندان عرصه تجسمی هم راهی خیابانها شده بودند تا دیوارهای شهرها را با رنگهایشان به بومی برای انتقال فرهنگ پایداری و مقاومت تبدیل کنند. دامنههای این اتفاق به حدی گسترده بود که حتی حوزههای سنتی فرهنگ ایرانی نیز از آن بینصیب نماند. شاعران و مداحان به سمت شعرهایی روی آوردند که امروزی بود و راوی اتفاقاتی که در خط نبرد میگذشت.
جنگ تمام شد اما رویکردها به این اتفاق مهم تغییر نکرد. برخی همان رویکرد قبلی را پی گرفتند و برخی آرام آرام به سمت لایههای مختلف و پنهان جنگ تحمیلی رفتند. دهه 70 دهه این رویکرد بود. سینمایی که پیش از آن میزبان اکران بلمی به سوی ساحل، افق، پرواز در شب، کانیمانگا، هویت، دیدهبان، مهاجر و... بود رفتهرفته اکران تصویرهای دیگری را تجربه کرد. سفر به چزابه، هیوا، از کرخه تا راین، برج مینو، آژانس شیشهای، سرزمین خورشید، لیلی با من است و... خلق شدند تا تفاوت رویکردها پر رنگتر شود.
این رویکرد در حوزههای دیگر هم ادامه یافت. هنرمندهای جوان سالهای اول دهه 60 میانسال شده بودند و پخته. روایتهایشان هم فرق کرده بود. سالها گذشت و دهه دیگری از راه رسید، خیلیها کار کردن در این حوزه را رها کردند و سراغ موضوعهای دیگری رفتند، جوانهای تازه نفس هم از راه رسیده بودند با نگاهی متفاوت و تجربههای دگرگون. حالا انگار روایتهای تازهتری دارد خلق میشود، اگر برنامهریزیها درست باشد و مدیران سلیقه خود را به ملاک اصلی قضاوت تبدیل نکنند و راه را برای تجربهاندوزی باز کنند، کم شدن تولید در این حوزه میتواند نگرانکننده باشد و لزوم توجه را یادآوری کند.
محمدرضا رستمی
دبیر گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: