در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
خدای رحمان ـ که رفیق محض من و توست ـ «جمعیت خاطر» همه عالم و آدم است:
الا بذکر الله تطمئن القلوب. [سوره 13/ آیه 28]
[هان! که دلارامیها، تنها، ریشه در یاد آن یار دلارام دارد.]
خدا، خدای همه است. خدا، ویژه هیچکس نیست.
نمیشود خود را جدای از همه پنداشت و به نماز و روزهای مقبول، دست رساند!
نماز در خم آن ابروان محرابی/ کسی کند که به خون جگر طهارت کرد
حدیث عشق، ز حافظ شنو؛ نه از واعظ/ اگر چه صنعت بسیار، در عبارت کرد! [حافظ شیرینبیان] پیامبر پاکاندیش و رهاییگر انسان و جهان ـ محمدبن عبدالله(ص) ـ بزرگوارانه و بزرگ اندیشانه و خدانگرانه، میگفت:
«هر که، اندکی از «تکبر» و «خودبرتربینی» در او باشد، محال است که در بهشت درآید!»
نمیشود خلق خدا را به حساب نیاورد، اما با خدای خلق «ارتباط» برقرار کرد.
آن که خویشتن را تافته جدا بافته میپندارد و دگران را داخل آدم نمیداند؛ هیچگاه، داخل بهشت الاهی، نمیتواند شد.
خودخواهی، بن بست زندگیست و خودخواهان، به بهشت نمیروند.
خود شیفتگان و خودکامان، با نگاه و نگرش تنگ و زبونانهای که دارند؛ همیشه خدا، «کوچک»اند ـ و نمیشود کوچک بود و کوچکاندیشید؛ اما از عهده حل چالشها و مسائل «بزرگ» برآمد.
«توحید»، به وحدت رسیدن، هم هست:
واعتصموا بحبلالله جمیعا، ولا تفرقوا [سوره 3 / آیه 103]
همه با هم ـ یکپارچه و یکتا ـ به رشته و ریسمان تناور توحیدی، چنگ در زنید و این همه، پراکنده کاری نکنید!
عید، تنها، در بازگشتها و بازآفرینیها معنا میدهد؛ بازگشت انسان تنها مانده بیشکیب، به جهان و زمان باورمندانه و مدیریت شده صبورانه و یگانه و یکتا...
ابوالقاسم حسینجانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: