نقطه

عید؛ بازگشت به انسان

عید، به حقیقت خویشتن بازگشتن است؛ و عید فطر، به فطرت‌های رو به رشد و رشید ـ در جغرافیای یکپارچگی و یکتایی ـ بازپیوستن. هیچ‌کس، در «تنهایی» به خدا نمی‌تواند رسید.
کد خبر: ۳۵۲۸۸۳

خدای رحمان ـ که رفیق محض من و توست ـ «جمعیت خاطر» همه عالم و آدم است:

الا بذکر الله تطمئن القلوب. [سوره 13/ آیه 28]

[هان! که دلارامی‌ها، تنها، ریشه در یاد آن یار دلارام دارد.]

خدا، خدای همه است. خدا، ویژه هیچ‌کس نیست.

نمی‌شود خود را جدای از همه پنداشت و به نماز و روزه‌ای مقبول، دست رساند!

نماز در خم آن ابروان محرابی/ کسی کند که به خون جگر طهارت کرد

حدیث عشق، ز حافظ شنو؛ نه از واعظ/ اگر چه صنعت بسیار، در عبارت کرد! [حافظ شیرین‌بیان] پیامبر پاک‌اندیش و رهایی‌گر انسان و جهان ـ محمدبن عبدالله(ص) ـ بزرگوارانه و بزرگ اندیشانه و خدانگرانه، می‌گفت:

«هر که، اندکی از «تکبر» و «خودبرتربینی» در او باشد، محال است که در بهشت درآید!»

نمی‌شود خلق خدا را به حساب نیاورد، اما با خدای خلق «ارتباط» برقرار کرد.

آن که خویشتن را تافته جدا بافته می‌پندارد و دگران را داخل آدم نمی‌داند؛ هیچ‌گاه، داخل بهشت الاهی، نمی‌تواند شد.

خودخواهی، بن بست زندگی‌ست و خودخواهان، به بهشت نمی‌روند.

خود شیفتگان و خودکامان، با نگاه و نگرش تنگ و زبونانه‌ای که دارند؛ همیشه خدا، «کوچک‌»‌اند ـ و نمی‌شود کوچک بود و کوچک‌اندیشید؛ اما از عهده حل چالش‌ها و مسائل «بزرگ» برآمد.

«توحید»، به وحدت رسیدن، هم هست:

واعتصموا بحبل‌الله جمیعا، ولا تفرقوا [سوره 3 / آیه 103]

همه با هم ـ یکپارچه و یکتا ـ به رشته و ریسمان تناور توحیدی، چنگ در زنید و این همه، پراکنده کاری نکنید!

عید، تنها، در بازگشت‌ها و بازآفرینی‌ها معنا می‌دهد؛ بازگشت انسان تنها مانده بی‌شکیب، به جهان و زمان باورمندانه و مدیریت شده صبورانه و یگانه و یکتا...

ابوالقاسم حسینجانی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها