مهرزاد نقشهایش را آنقدر باورپذیر بازی میکرد که تاکنون 4 کتاب درباره تکنیک بازیگری او به چاپ رسیده است. مهرزاد تاکنون چندین جایزه برای نقشآفرینیهای خود از جشنوارههای مختلف دریافت کرده است.
مهرزاد بعد از مدتها غیبت در سینما چندی پیش بازی در تلهفیلم «حبیب» را پذیرفته است. با او به گفتگو نشستیم تا درباره فعالیتهای بازیگریاش بیشتر بدانیم.
آخرین بازی شما در تلویزیون چه سریالی بود؟
15 سال پیش در سریال امام علی (ع) به کارگردانی داوود میرباقری بازی داشتم.
در این سریال چه نقشی داشتید؟
نقش خواهر عایشه را بازی کردم و چون عایشه زن پیامبر اکرم(ص) بود و تلویزیون نمیخواست تصویرش را نشان دهد صحبتهای او را از طریق خواهرش مطرح کرد. بنابراین نقش خوبی داشتم، خیلی هم از نقشم راضی بودم.
چرا در طول این سالها دیگر به سراغ تلویزیون نرفتید؟
بعد از سریال امام علی(ع) خیلی از کارگردانان به سراغم آمدند، اما من دیگر علاقهای به بازی در نقشهای تکراری نداشتم، از طرفی کار ضبط طولانی برایم سخت بود.
با این حال چه چیزی باعث شد بازی در فیلم حبیب را قبول کنید؟
از خانه سینما با من تماس گرفتند، من هم با کارگردان درباره نقشم صحبت کردم. بعد از خواندن فیلمنامه علاقهمند شدم که این نقش را بپذیرم، از طرفی محمدحسین صوفی (معاون رادیو) هم که در جریان دعوت به همکاری من قرار گرفت خیلی استقبال و به من توصیه کرد که حتما این نقش را قبول کنم چون در روحیه من تاثیر خوبی میگذارد.
نقش مادر حبیب با دیگر نقشهایی که تاکنون بازیکردهاید چه تفاوتی دارد؟
این فیلم داستان بسیار جذابی دارد و قرار است در روز 21 رمضان از شبکه یک سیما پخش شود. همین روز عزیز و شرایطی که فیلم دارد یک نوع تفاوت و تازگی و نوآوری است و از طرف دیگر زیاد درگیر فیلم نشدم. من کار چند روزه را در 2 روز تمام کردم، به همین دلیل زیاد خسته نشدم.
سالهاست فعالیتهای هنری شما محدود شده است اما همکاری خود را با رادیو همچنان ادامه میدهید. دلیل خاصی دارد که به رادیو پایبند ماندهاید؟
وقتی وارد ساختمان رادیو میشوم، با دیدن انرژی و نشاط بچههای رادیو، احساس میکنم بچههای خودم را میبینم و مثل مادری که هفتهای یک بار به بچههای خودش سر میزند، من هم هفتهای یک بار به آنها سر میزنم و آنها هم همیشه با استقبال گرم خودشان شرمندهام میکنند. من رادیو را خانه خودم میدانم و بچههای رادیو را دوست دارم، چون همه خیلی خوبند و خوشحالم که فراموشم نمیکنند و گاهی در نمایشهای خودشان نقشی را هم به من واگذار میکنند تا در کنارشان باشم.
آیا آنطور که باید از تجربه شما در کارهای هنری استفاده میشود؟
جوانها همیشه دوست دارند کنجکاوی کنند و به دلیل انرژیای که دارند دوست دارند از هیجانات جوانی خود دور نشوند، گاهی هم از تجربههای ما میآموزند.
از هنرمندان جوان چه انتظاراتی دارید؟
در مراسم تجلیل و تقدیر پیشکسوتان همیشه دوستان به من لطف دارند و مرا مورد تشویق خودشان قرار میدهند. من حتی دوست ندارم این عزیزان بعد از مرگم هم به زحمت بیفتند. دوست دارم خیلی آرام و بیسر و صدا و بدون این که برای همکارانم زحمتی ایجاد کنم، مثل هنرمندان گمنام قبل از خودم آرام در گوشهای از این خاک پاک آرام گیرم و اجتماع مردم به خاطر من باعث بروز مشکل و برهم خوردن نظم زندگی دوستانم نشود.
ساختمان ارگ رادیو چه احساسی را در شما برمیانگیزد؟
من تمام جوانی و ریه و انرژیام را برای جایی گذاشتم که خاستگاه علاقهمندان بیشماری بود؛ جایی که همه عمرم را وقف آن کردم. باید سکوت کنم در مقابل همه چیزهایی که باید باشد و نیست چون حرمت این مکان خیلی ارزشمندتر از آن خواستههای ناچیز است. باز قانعم به این که هفتهای یکبار بچههایم را در خانه قدیمی خودم ببینم.
نقش ماندگار شما در عرصه هنر چه نقشی بود؟
به همه نقشهایی که با آنها زندگی کردم علاقه دارم ولی نقش شاهزادهخانم فیلم دلشدگان مرحوم علی حاتمی را خیلی دوست دارم که به خاطر همین نقش 6 بار جایزه گرفتم.
از مدیران رادیو چه توقعی دارید؟
من هیچ وقت هیچ توقعی از کسی نداشتم، چون واقعا مدیران سازمان خصوصا شخص آقای ضرغامی و آقای صوفی به فکر هنرمندان پیشکسوت هستند. من به زندگیای که دارم قانعم، چون در این سالها با هر جور زندگی ساختم و در این سالها هم در کار هنر فعالیت داشتم و هم در دوران انقلاب در فعالیتهای سیاسی بودم و زندانی شدم و همه اینها تجربیات زندگی پرفراز و نشیب من است. فقط توقع دارم امروز که تنها هستم به سراغم بیایند نه اینکه وقتی مردم برایم سوگواری کنند.
تنها خواستهام این است که مسوولان اندکی وقت بگذارند و حرفهای ما قدیمیها را بشنوند، شاید برای بهترشدن آینده رادیو تجربیات ما به کار آید.
شگرد شما در بازیگری چیست که مخاطبان خود را چنین تحت تاثیر قرار میدهید؟
این بازی نیست، این یک حس است. وقتی بازیگر حس نقش را دریافت و آن نقش را باور کند تبدیل به شخصیت فیلمنامه میشود و میتواند نقش را باورپذیر بازی کند. یادم میآید سالها پیش که در یکی از شهرهای جنوب حین بازی تئاتر که نقش یک اعدامی را بازی میکردم وقتی میخواستند اعدامم کنند به خاطر اشک و زاری من یکی از تماشاگران از جا بلند شد و فریاد زد که اعدامش نکنید، او گناهکار نیست! از این عکسالعمل در این سالها زیاد دیدهام.
آیا تاکنون نقش کمدی هم بازی کردهاید؟
بله. یکی از آنها را در نمایش «خرس» نوشته چخوف بازی کردم. بعد از اجرای این نقش بود که یکی از مدیران تئاتر آن زمان گفت: من مهرزاد فرانسوی، آلمانی و ایرانی را میشناسم ولی این زن روسی را نمیشناسم.
زینت پستادست
گروه رادیو و تلویزیون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم