قاب خوانندگان

داستانی متفاوت

شاید به جرات بتوان گفت در میان سریال‌های تلویزیونی طولانی که به مناسبت ایام تابستان طی این چند سال از طریق شبکه‌‌های گوناگون سیما پخش شده، زیر هشت جزو جذاب‌ترین و پرمخاطب‌ترین این سریال‌ها بوده است؛ سریالی که هرچه قصه آن به پیش می‌رود، تصورات ذهنی بینندگانش را به‌هم می‌ریزد. این آخرین ساخته «سیروس مقدم» توانست توانایی‌‌ها و تسلط این کارگردان خوش‌ذوق کشورمان را به تصویر بکشد.
کد خبر: ۳۴۵۲۲۳

مقدم در این سریال هم نگاه خود را بر نگرانی‌‌ها و دغدغه‌های اجتماعی متمرکز کرده و همواره در تلاش است تا زیر هشت بتواند سراغ واقعیت‌های اجتماعی برود و در پردازش این وقایع چارچوب داستانش کاملا محکم، صمیمی، تاثیرگذار و منطقی است. مخاطب در هیچ پلانی شاهد حلقه‌های غیرواقع و ساختگی نیست و بعکس گره‌های داستانی و ورود به حوادثش کاملا با ذهنیت‌ها و دنیای واقعی همخوانی دارد. قصه از نماهای بسته و تیره‌ای آغاز می‌شود که به نوعی ترس و وحشت را بر هر ذهنی القا می‌کند؛ نماهایی که هریک معرف شخصیت‌ محوری داستان یعنی عطاست. رنج، ترس، نگرانی و شکست از چهره عطا می‌بارد و این مساله تا حدی است که بیننده در همان بخش‌های نخستین کمی آزرده می‌شود. اما تبحر مقدم در گردش داستانی سبب می‌شود تا با پیش کشیده شدن قصه سرقت از طلافروشی کارخانه داستان کمی رمزگشایی شود، بی‌آن که تاکیدی بر گناهکار یا بی‌گناه بودن عطا مطرح گردد. این فرآیند که حاصل نوعی بی‌ثباتی موضوعی است با اعترافات مخفیانه منیژه به پدر برای بیننده مشخص می‌شود، اما قصه در یک ابهام کلی به حرکت خود ادامه می‌دهد. مقدم در زیر هشت با ابتکاری که به نظر می‌رسد بسیار مورد توجه مخاطبان است از همان ابتدا واقعیات را برملا می‌کند و با چنین انتهای زودهنگامی مسیر خود را برای نوسانات حادثه مهیا می‌سازد. دوربین بهترین راوی و شاهد ماجراهاست و باید تاکید کرد که درواقع دوربین در حکم راوی مستندی است که هر لحظه با شخصیت‌های اصلی و فرعی همراه می‌شود و مخاطب را از آخرین احوالات اطرافیان خود مطلع می‌سازد.

گردش حول محور قصه قطعا مدیون خلق شخصیت‌های خاص است. شخصیت عطا، منیژه، منصور و عیوضی، شخصیت‌هایی هستند که هریک به نوبه خود توانسته‌اند به تنهایی، پدیدآورنده یک شخصیت کلیدی شوند. این نوع نگاه نه‌تنها فضای داستان را به عمق هدایت می‌کند که باعث می‌شود تا یکنواختی از کل اثر رخت بربندد. البته مقدم با دقت ویژه‌ای بعضا شخصیت‌های حاشیه‌ای نظیر اقدس و حتی خانواده عیوضی و ... را از قلم نینداخته و حتی در بخش‌هایی از این اثر به آنها هویت هم می‌دهد. اقدس، مادر عطا صرفا یک پیرزن ساده نیست، بلکه کلام و رفتار او در ذهن بسیاری، نگاه‌های مادرانه را تداعی می‌کند. در کلام مادر امید، عشق، عبرت، ترک گناه و ... موج می‌زند. این دیالوگ‌ها گرچه با نگاه‌های عاطفی در ابتدای اثر تاثیرگذار است، اما در گفتار دیگر شخصیت‌ها نیز براساس زمینه‌ای خاص، نفوذپذیری ویژه‌ای دارد. به هر حال زیر هشت با داستانی متفاوت توانسته خوبی، بدی، شر، خیر، سیاهی، سپیدی و ... را در وجود هر آدمی بیان کند و مقدم تا اینجای کار، انصافا این فضا را کاملا واقعی و دلچسب درآورده است.

امیرحسین فرهنگی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها