گفتگو با دکتر حمیدرضا طیبی، رئیس سابق جهاد دانشگاهی
خودکفایی در صنعت نفت فقط در 15 سال
آخرین روزهای کاری دکتر حمیدرضا طیبی در مسند ریاست جهاد دانشگاهی به سراغش رفتیم. البته با وجودی که بهانه ما در گفتگو با او سیامین سالگرد جهاد دانشگاهی بود، اما این بار نه به عنوان کسی که حدود 3 سال در این سمت بوده، بلکه به عنوان کارشناسی که سالها در حوزه نفت فعالیت کرده به پرسشهای ما پاسخ گفت؛ چرا که معتقد بود حوزه نفت که اتفاقا از مهمترین دغدغههای کشور است،
کد خبر: ۳۴۴۸۱۱
یکی از اصلیترین شاخههای کاری جهاد در طول سالهای فعالیتش محسوب میشود و به همین دلیل هم برنامهریزیهای جدی انجام شده تا این نهاد نقش شاخصی در تحقق اهداف چشمانداز 20 ساله کشور داشته باشد، البته به شرطی که از توانمندیهایش آن طور که باید استفاده شود.
یکی از سرفصلهای اصلی فعالیت جهاد دانشگاهی حضور در حوزه نفت و صنایع وابسته به آن است. به طور کلی چرا و با چه اهدافی این فعالیتها شکل گرفتهاند؟
با توجه به اینکه نفت و گاز مزیت اصلی کشورها میباشد، فعالیت در این حوزه را به عنوان لازمه اصلی فعالیتهای جهاد دانشگاهی انتخاب کردیم. یکی از مهمترین بحثها در صنعت نفت ما این است که نفت را باید با دانش و فناوری خودمان اکتشاف، استخراج، پالایش و بهرهوری کنیم. فناوریهای انجام مهندسی پایه یکی از این موارد میباشد که متاسفانه در بسیاری از موارد توسط خارجیان انجام میشود.
جهاد از چه زمانی در این حوزه وارد شده است؟
جهاد دانشگاهی از حدود دهه 60 وارد صنعت نفت ایران شد. ما شروع فعالیتهایمان در زمینه ساخت تجهیزات بود و به یاد دارم که در آن موقع اعلام کردند که این تجهیزات براساس استانداردهایBS (Britsh Standard) تهیه شود.
ما از داخل آنها را تامین میکنیم و جهاد دانشگاهی موفق شد این کار را انجام بدهد و خوشبختانه خریدها داخلی شد و بعد هم افراد دیگری وارد رقابت شدند و بحث خود تجهیزات حفاظتی و بقیه سیستمهای کاربردی کاملا دانش آن عمومی شد؛ از فعالیتهایی که جهاد دانشگاهی در زمینههای مختلف انجام داده اشاره کرد، یکی از بحث مهندسیهای پایه، ما در خیلی از زمینهها در مقیاس پایلوت این دانش را به دست آوردهایم. ما برای تولید مواد اولیه مورد نیاز صنعت نفت، این دانش را در مقیاس آزمایشگاه به دست آوردهایم و برای تولید صنعتی پایلوتهایی را طراحی کردیم، برای تولید محصولات که دانش فنی در مقیاس پایلوت به دست آمده، منتها بایدScale Up شود که بتواند در مقیاس صنعتی و در 500 اسکیل نیز طراحی شود، البته برای خیلی از موارد اولیه مورد نیاز صنعت نفت در همان میزان پایلوت هم کفایت میکرد، لذا پروژه در حد پایلوت به کار خودش خاتمه میداد. ما آمادگی خودمان را برای کسب دانش فنی انجام مهندسی پایه به صنعت نفت اعلام کردیم، مخصوصا در حوزههایی که ما بارها این دانش را به صورت تکراری خریدیم مثل پارس جنوبی و لازم است دانشهای موجود مستند بشوند و در صورت نیاز ارتقا داده شوند و مهندسی پایه را ما خودمان انجام میدهیم.
در حال حاضر هم یک کنسرسیوم با سازمان گسترش و صنایع دفاع تشکیل دادهایم تا بتوانیم 2 فاز از پارس جنوبی را انجام دهیم. وظیفه جهاد دانشگاهی را بیشتر انجام مهندسی در این پروژهها و ساخت تجهیزات میدانیم.
با توجه به این که از سال 60 جهاد وارد حوزه نفت شده و به قول شما حضوری فعال هم در این عرصه داشته است، پس چرا زودتر به دنبال کسب دانش فنی و استقلال فنی کشور نبوده است؟
به طور کلی در صنعت ما باور اشتباهی وجود داشت که خوشبختانه در حال حاضر رفع شده است. عدهای معتقد بودند که لزومی ندارد که ما خیلی وقت صرف فناروی کنیم و باید فناوری را بخریم، اما ما به هر حال انقلابی کردیم که شعارش نه شرقی نه غربی است. ما دارای محدودیتهایی هم از طرف شرق و هم از طرف غرب خواهیم بود. بنابراین ما حتما باید به سمت اقتصاد دانشبنیان برویم؛ اقتصادی که علم و فن آن متعلق به خودمان باشد.
پس محدودیت دسترسی به تکنولوژیهای برتر ما را مجبور کرده که به فکر کسب دانش فنی باشیم.
شکل بهترش این است که بگوییم ما با محدودیتهایی که آنها اعمال میکنند، نرویم به سمت کسب دانش بلکه در شرایط عادی به دنبال کسب دانش فنی باشیم. همیشه دانش به دست آوردن چند راه دارد. شما میتوانید از ابتدا همه مطالعات را انجام بدهید، یا اگر امکان دارد دانش را بخرید که البته معمولا کسی دانش را میفروشد. ولی راه سوم که همه دنیا انجام میدهند این است که در کنار انجام کار با شرکتهای خارجی، شما باید دانش را کسب کنید. در حال حاضر در بحث مهندسی پایه در حال مذاکره با شرکت هیدرو هستیم که بتوانیم بخشی از مهندسی فاز 14 را که هیدرو کارفرمای اصلی آن هست، انجام بدهیم. در بحث فناوری تولید مواد اولیه مورد نیاز نفت، گاز و پتروشیمی فعالیتهای بسیار خوبی را در گذشته داشتهایم، دانشهای زیادی را تولید کردهایم و نزدیک به حداقل 12 محصول استراتژیک مورد نیاز صنعت را به همراه دانش فنیاش به دست آوردیم. در ضمن با توجه به گسترش فعالیتهایمان موفق شدهایم 3 قرارداد بزرگ در زمینه دانش فنی تولید ماده DRA که یک عامل کاهشدهنده مقاومت در مقابل انتقال نفت در خط لوله است، ببندیم، هم توانستیم دانش را به دست بیاوریم هم مقدار زیادی از این ماده را تولید کنیم یا کسب دانش فنی تولید ماده عامل ضدخوردگی که باز هم این از موارد بسیار مهم در بحث انتقال نفت است و باز در کشورمان در حوزه ساخت و تجهیزات مورد نیاز صنعت نفت هم، هم در گذشته کارهای بسیار خوبی انجام داده بودیم که شروع آنها با پروژه حفاظت کاتولیک بود و منجر به ساخت (ups)ها و شارژ آنها در صنعت نفت ایران و ساخت سیستم برق و کنترل دکلهای حفاری و بعد هم قرارداد ساخت خود دکل به طور کامل، بسته شد. سال گذشته هم تعداد زیادی قرارداد با مناطق نفتخیز جنوب و شرکت پایانههای نفتی برای ساخت و تجهیزات مورد نیاز آنها در صنایع مختلف بستهایم که به نظر من رویکرد بسیار خوبی بود. در صنعت نفت ایران نسبت به تامین توانمندیهایش از داخل برای ما کاملا این رویکرد قابل توجه است و انشاءالله در آینده هم دستاوردهای بسیار خوبی در این زمینهها به دست بیاوریم.
با انجام قراردادهایی که شما به آنها اشاره کردید، آیا میشود به کمرنگ شدن شکاف بین صنعت و دانشگاه در بخش صنعت نفت امیدوار باشیم؟
به هر حال اتفاق خوبی که در کشور در صنعت نفت افتاد بحث اختصاص یک درصد درآمدهای شرکتها و تولید فناوری و تحقیقات بود که ما از محل همان یک درصد با 4 شرکت اصلی نفت یعنی شرکت نفت، گاز، پتروشیمی و پالایشگاه و پخش، تفاهمنامههای خوبی را بستهایم؛ این تفاهمنامهها منجر به تعداد زیادی قرارداد شد.
پس از محل بودجه یک درصد این کارها صورت گرفته است؟
قانون یک درصد و البته مشکلاتی که به لحاظ تحریم حادث شده و بعد هم ایجاد این فرهنگ در بدنه صنعت نفت که باید به توسعه فناوری داخلی اهمیت داده شود، به این مهم کمک کرد.
فکر نمیکنید دیر است. در سال 1403 قرار است دومین شرکت تولیدکننده oppec باشیم، اما الان به این نتیجه رسیدهایم که با همکاری داخلی دانش فنی کسب کنیم؟
توسعه دانش و فناوری ایرانی بعدا در این زمینه تعیین و تکلیف کنیم که به هر حال توسعه فناوری در این صنعت، متولیاش خود صنعت هست یا معاونت علمی ـ فناوری است یا متولی آن وزارت علوم و تحقیقات و فناوری است. مشکلی که در توسعه فناوری در کشور ما وجود دارد، این است که متولی توسعه فناوری در کشور هنوز مشخص نیست.
البته یکی از اهداف اصلی شکلگیری معاونت از میان بردن این موازیکاریها بوده است.
ولی متاسفانه هنوز این تقسیم مسوولیت انجام نشده. در تهیه نقش جامعه علمی کشور هم این بحث مطرح هست که وزارت علوم مدعی است من طبق قوانین موجود متولی توسعه فناوری در کشور هستم از طرف دیگر معاونت علم و فناوری و برخی از صاحبنظران مطرح میکنند که وزارت علوم با توجه به ساختار خودش نمیتواند متولی توسعه فناوری در کشور باشد تنها میتواند متولی تولید علم باشد، ولی چون ساختار ویژه خودش را میخواهند و یک سیستم فراوزارتخانهای باید متولی آن باشد، بنابراین وزارت علوم نمیتواند متولی باشد و معاونت علمی و فناوری به علت نزدیک بودن آن به شخص اول اجرایی کشور، میتواند متولی بهتری برای این پروژه باشد.
باید یک سازمان فراوزارتخانهای متولی فناوری باشد، در دنیا هم به این شکل است که با توجه به اهمیتش نزدیکترین فرد یا سازمان را شخص اول اجرایی کشور انتخاب میکنند تا متولی این کار باشد، بنابراین فکر میکنیم معاونت علمی و فناوری رئیسجمهور میتواند متولی خوبی برای این کار باشد، اما هنوز به طور رسمی این مسوولیت به عهدهاش گذاشته نشده، هرچند یک تقسیم منابع در بعضی از حوزههای دارای اولویت ملی در فناوری در حال انجام است. این کار باید تعیین و تکلیف بشود و هم معاونت علمی ـ فناوری ریاست جمهوری باید نقش را مشخص کنند و هم وزارت علوم در حال حاضر این سردرگمی در کشور ما هست و ما امیدوار بودیم با تهیه نقشه جامع ملی این مساله حل شود که تهیه نقش جامع هم متاسفانه بیش از حد طولانی شد.
البته در حال حاضر پس از گذشت 6 ـ 5 سال از افق 20 ساله، هنوز نقشه به دست هیچکس نرسیده است؟
نقشه باید به عنوان سند بالادستی حتما در تهیه برنامههای توسعه قرار بگیرد، اولین چیزی که در توسعه باید اتفاق بیفتد، بحث تدوین دکترین توسعه است، اولا ما باید مدل توسعهمان را مشخص کنیم. طبق فرمایش رهبر معظم انقلاب که گفتند: مدل توسعه ما پیشرفت همراه با عدالت است. ما پیشرفت را به هر قیمتی نمیخواهیم، این فرهنگ دینی ما هست و کاملا هم درست است. در بحث توسعه ما باید نوع تعاملمان را در دنیا مشخص کنیم و بعد تصمیم بگیریم، توسعهمان یک توسعه دانش بنیان باشد یا یک توسعهای باشد که دانش را از کشورهای دیگر تامین بکند. بنابراین دکترین این حوزه باید مشخص شود، بر مبنای دکترین توسعه سند چشمانداز نوشته شود که ما در چه بازه زمانی میخواهیم به اهدافمان برسیم، اهدافمان را به صورت کمی مشخص کنیم (چنانچه خوشبختانه در سند چشمانداز مشخص شده است). توسعه فرآیندی است که زمانی به وجود میآید که ما در 4 حوزه توسعه علمی، فناورانه، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی متوازن پیشرفت کنیم شما چگونه میتوانید برنامه توسعه درازمدت بنویسید، بدون آن که توسعه سیاسی داشته باشید؟ توسعه سیاسی یعنی این که شما خودیهای انقلاب را مشخص کنید و خودیهای انقلاب بتوانند در کنار هم برنامه دراز مدت بنویسند بعد از این مرحله شما باید استراتژی توسعه تکنولوژی در فناوریهای اولویتدار را بنویسید. مثلا توسعه استراتژی در صنعت نفت، حمل و نقل، مخابرات و... همه اینها نوشته شود.
آیا در حال حاضر این استراتژی توسعه فناوری در صنعت نفت نوشته شده است؟
خب اینها هنوز نوشته نشده، متاسفانه ما این مراحل را انجام ندادیم و به همین دلیل دچار مشکل میشویم. سند چشمانداز ما در سال 1382 توسط رهبر معظم انقلاب ابلاغ شده به طور طبیعی باید بلافاصله نقشه جامع علمی و فناورانه کشور تدوین میشد.این در حالی است که ما تا به امروز برنامه چهارممان تمام شده، برنامه پنجم با تاخیر در مجلس در دست تصویب هست، ولی هنوز نقشه جامع علمی کشور تصویب و ابلاغ نشده هرچند خوشبختانه در شورای عالی انقلاب فرهنگی تلاش میشود این برنامه تصویب شود و هماهنگیهای لازم هم درحال انجام است تا از نکات مهم نقشی جامع علمی کشور در تهیه برنامه پنجم استفاده شود. اما به هر حال من شخصا معتقدم بهرغم اینکه فاصله کمی تا افق 1404 داریم، ولی اگر 3 برنامه باقیمانده به درستی تهیه شود و تلاش و کوشش بسیار زیادی کنیم، به اهداف خواهیم رسید.
آقای دکتر به نظر میرسد وقتی که یکچهارم را اینطوری گذراندیم، نمیشود به رسیدن به اهداف آن هم به افق 20 ساله امیدوار بود.
ما به تحقق آن خیلی خوشبین هستیم، البته به شرط آن که انتخاب مدیران متناسب با اقتضائات زمان باشد یعنی در کشوری که میخواهد دهه چهارم خودش رو دهه پیشرفت و عدالت بداند حتما مدیرانش در بخشهای صنعتی باید دانش بنیان باشند و ما نباید منتظر کسب تجربه مدیران باشیم، این افراد را ما داریم فقط باید شناسایی شوند، مدیران باید خودباور باشند، خودباور به معنای واقعی یعنی کسی که این راهها را رفته و آن باور را از رفتن راه به دست آورده، چون یکی از مشکلات جدی ما این است که مدیران خوب ما این باورشان، باور قلبی نیست و در مقابل کارشناسی نامناسب افراد محرز دچار تردید میشوند. ولی اگر کسانی باشند که این راه را خودشان رفته باشند و باور را از رفتن راه به دست آورده باشند، امکان ندارد که تردید ایجاد شود.
پس به نظر شما ابتدا میبایست ضعف مدیریتی حل شود. چون بیشترین موردی که در جامعه دیده میشود همان ضعف مدیریتی است که اگر درست شود شاید خیلی از موارد حل شود.
اگر بخواهیم در افق 1404 به اهدافمان برسیم، تخصص مدیران باید متناسب با زمینه تخصصیشان باشد.
به این ترتیب شما امیدوارید که به این افق برسید؟
اگر 3 تا برنامه دانش بنیان داشته باشیم و بعد هم تلاش و کوشش شبانهروزی کنیم و خیلی راهها را میانبر برویم، مسوولیتها را درست تقسیم کنیم. یکی از مشکلات جدی که در کشور ما وجود دارد، موازیکاریهایی است که در کشور انجام میشود. این در حالی است که ما با تدوین استراتژیهای توسعه تکنولوژی در صنایع مختلف میتوانیم نیازهای امروز را تعیین کنیم و در ضمن مشخص کنیم که در آینده به کدام سمت نگاه کنیم و بعد تقسیم مسوولیت کنیم که متاسفانه این قسمت خوب انجام نمیشود.
آیا معاونت سعی کرده حداقل در بخش علمی جلوی این موازنهکاریها را بگیرد.
توقع ما از معاونت علمی و فناوری این بود که این تقسیم کار انجام شود. ما منابع محدودی داریم بنابراین باید کاملا هدفمند و با تقسیم مسوولیت در این زمینهها کار کنیم. این راهی است که همه دنیا رفتهاند، ما هم میتوانیم انجام دهیم، به خصوص اینکه با این ترتیب دینی و فرهنگی میتوانیم راه توسعه را سریعتر طی کنیم.
اما در مورد بحث انجام پیمانکاریهای بزرگ باید فهم متقابلی بین کارفرما، پیمانکار اصلی و پیمانکاران جزئی وجود داشته باشد. ما سعی کردیم در قالب دورههای کارشناسی ارشد با مشاوره مدیران صنعت نفت پروژه تعریف کنیم و بعد در دانشگاه علم و فرهنگ متعلق به جهاد دانشگاهی یک دوره کارشناسی ارشد تعریف کردیم و در حال حاضر منتظر مجوز آن از وزارت علوم هستیم. انشاءالله با گرفتن این مجوز کار را شروع میکنیم. در حوزه بالادستی نفت هم فعالیتهای خوبی را شروع کردیم. پژوهشکده نفت را در جهاد دانشگاهی تشکیل دادیم و مسوولیت آن را به جهاد دانشگاهی شهید بهشتی واگذار کردیم. در 5 حوزه اکتشاف نفت، توسعه میادین نفت و گاز، ژئوفیزیک اکتشافی، میکروبیولوژی نفت و در بهینهسازی مصرف انرژی نفت فعالیتهای خودمان را شروع کردیم.
این رشتهها با رشتههایی که در دانشگاه صنعت نفت وجود دارند، مشابه نیستند؟ آیا در این رشتهها دچار موازیکاری نشدهاید؟
مشکلی که در توسعه فناوری در کشور ما وجود دارد، این است که متولی توسعه فناوری در کشور هنوز مشخص نیست
تا آنجا که امکان دارد سعی میکنیم موازیکاری انجام ندهیم. هرچند عمدتا کار در دانشگاهها به شکل دانشجویی خودش باقی میماند، اما ویژگی اصلی جهاد دانشگاهی این است که مطالعات پژوهشی خود را کاربردی میکند و از این دید نگاه میکنیم که سعی میکنیم قرارداد با صنعت نفت باشد. ما به درخواست مناطق نفتخیز جنوب سعی کردیم نرمافزاری برای مدلسازی مخازن نفتی طراحی کنیم. در ضمن روی بحث استفاده از سیانوباکتریهای (ریزجلبکها) در تعیین شوری مخازنها نفتی کار میکنیم که کیفیت نفت را بتواند مرغوبتر کند. همچنین روی بحث امکانسنجی زیاده برداشت نفت خام از سنگ مخزن به روش میکروبی کار میکنیم. یک پروژه خوب دیگر که باز در حوزه میکروبیولوژی است استفاده از باکتریهای نفتخوار به منظور تصفیه پسماندههایی است که پس از انجام عملیات حفاری به جای میماند که در حال حاضر قرارداد طرح جامعی را به عنوان مدیریت پسماندهای هیدروکربنی دکلهای اکتشاف نفت با مدیریت اکتشاف نفت امضا کردهایم.
فکر میکنم این 2 تا پروژه آخر سر و صدای بیشتری داشته است؟
انجام این پروژهها چون به لحاظ زیستمحیطی هم مهم بوده انعکاس بیشتری داشته است، ضمن آن که در زمینه مطالعات انرژی بیشتر با هدف مدلسازی مخازن نفت در حال تشکیل پژوهشکده دیگری هستیم. یکی از بحثهای جدی این است که شما بتوانید مخازن نفتتان را به طور واقعی مدلسازی کنید. بعد براساس آن مدل، برای ازدیاد برداشت روش مناسب اتخاذ کنید. یکی از بحثهای بسیار مهمی که الان در دنیا با توجه به پروتکل (KO2) مطرح شده استفاده از CO2 تولیدی کارخانجات و تزریق آن درون چاههای نفت است. یک بحث حفاری هوشمند است که در دنیا هم روی این مساله کار میکنیم تا بهرهوری از چاهها و سرعت حفاری را افزایش دهیم.
این طرح در حال حاضر در چه بخشی از جهاد انجام میشود؟
در حال برنامهریزی هستیم که در پژوهشکده مطالعات انرژی در دانشگاه شریف انجام بدهیم.
در دانشکده نفت دانشگاه امیرکبیر هم روی این چاههای هوشمند کار شده است.
به هر حال اگر تقسیمبندی کاری نفت به وجود بیاید تا حدود زیادی از این موازیکاریها جلوگیری میشود. چون سعی میکنیم ما تعاملهایمان کارفرمایی باشد. امیدواریم خود کارفرما اینها را در نظر بگیرد. البته خود ما هم واقعا دقت میکنیم اگر کاری به طور موفق انجام شده به طور قطع وارد نشویم، اما اگر موفق انجام نشده خوب خودمان را ملزم میدانیم که وارد کنیم.
آقای دکتر، به باکتریهای نفتخوار اشاره کردید. این طرح در حال حاضر در چه فازی قرار دارد؟ یعنی بعد از مهار نفتشهر میتوان از آن برای نجات محیط زیست منطقه استفاده کرد؟
بله، این پروژه به اتمام رسیده و نتایج آن را خود مناطق نفتخیز جنوب در جراید اعلام کردند. در حال حاضر 2 قرارداد دیگر را با مناطق نفتخیز جنوب و شرکت ملی حفاری در این حوزه و یک قرارداد جامعتر را با حوزه مدیریت اکتشاف نفت داریم. ما آمادگی داریم که این کار را توسعه دهیم و با تجهیز تیمهای مختلف سرعت کار را افزایش دهیم. منتها همبستگی کارفرمایان نیاز است.
به هر حال نفتشهر بهانه خوبی است که بیشتر این فاز وارد جنبه کاربردی شود.
خوشبختانه 2 تکنولوژی یعنی باکتریهای نفتخوار و استفاده از ریزجلبکها از جمله طرحهای جهاد بوده که در این منطقه مورد استفاده قرار گرفته است.
بعد از مهار نفتشهر درخواستی مبنی بر کمک به کاهش آلودگیهای منطقه به شما رسیده است؟
نه هنوز ولی فکر میکنم در آینده چون کار ما با موفقیت انجام شده، با استقبال خوبی همراه شود.
مدیر حفاری مناطق نفتخیز جنوب گفته بودند ما در قسمت حفاری میتوانیم در دنیا سرآمد باشیم. فکر میکنم این دکلهای حفاری میتواند یکی از قسمتهای مهم باشد. جهاد چقدر در این قسمت سهیم بوده است؟
علیرغم این که همه موانع موجود برطرف شده ولی هنوز پرداختهای ارزی ـ ریالی انجام نشده تا پروژههای جهاد در این بخش شروع شود. ما خودمان با استفاده از منابع جهاد تا حدودی پروژهها را جلو بردهایم، اما هنوز پرداختهای ریالی انجام نشده. آنچه را که ما دنبال میکنیم این است که دانش فنی طراحی و ساخت دکلهای حفاری را به دست آوریم و یک برند ایرانی ایجاد کنیم.
تا به حال دکلهای حفاری همه خارجی بوده است؟
برخی از قسمتهای دکلهای حفاری در ایران کپیسازی شده، یعنی دکل موجود را کپیسازی و بازسازی کردند و بعضی از تجهیزات را خریدند منتها دانش فنی آن کسب نشده است. آنچه که ما دنبال آن هستیم و اخیرا هم یک کنسرسیوم 4جانبه متشکل از جهاد دانشگاهی، سازمان گسترش، صنایع دفاع و صنایع هوافضا تشکیل دادیم. این است که بتوانیم کل تجهیزات مورد نیاز صنعت حفاری را در این کنسرسیوم مطرح کنیم و یک برند ایرانی با هدف ایجاد صنعت ایرانی بسازیم و طراحیاش را خودمان انجام بدهیم تا مرحله ساخت و خدمات پس از فروش آن را که امیدواریم با مذاکراتی که با صنعت نفت ایران، معاونت پژوهش و فناوری و مدیرعامل محترم شرکت نفت ایران داریم بتوانیم به نتیجه برسیم و ساخت تعداد مناسبی دکل حفاری را به ما واگذار کنند تا بتوانیم این صنعت را شکل بدهیم.
به هر حال نزدیک یک قرن است این حفاری در ایران انجام میشود و نزدیک نیم قرن است که ملی شده، به نظر شما کی میتوانیم بگوییم صنعت نفت کاملا ملی و بومی است؟
من فکر میکنم 15 سال زمان مناسبی است، چون مشابه این کار حتی با پیشینه بسیار ضعیف در نروژ در طی 15 سال انجام شده است.
در مطالعهای که در نروژ انجام شد و کارهای آزمایشگاهی که در حوزه صنعت نفت انجام شد آنها در ظرف 15 سال هم صاحب فناوریهای مورد نیاز خودشان شدند و هم ورود به بازارهای جهانی داشتند. این خیلی مهم است، دقیقا هم زمانبندی کرده بودند که تا چه زمانی از صنایع داخلیشان باید حمایت کنند، چه زمانی از این صنایع داخلی باید بتدریج برداشت کنند و در نهایت چه زمانی حمایت کنند که اینها وارد بازارهای جهانی شوند و اگر نگاه کنید به تاریخ ورود 34/40 الگوی ایران میبینید که دقیقا براساس همان برنامه زمانبندی 15 ساله وارد بازار نفتی ایران هم شده و موفق به گرفتن قراردادهای بزرگی هم شده است. بازه 15 سال براساس تجربیات ما در جهاد دانشگاهی برای تمامی صنایع کشور بازه خوبی است، منتها حتما برنامهریزی بسیار دقیق و کار و تلاش شبانهروزی میخواهد و البته همکاری مردم بسیار مهم است. مردم باید تحمل برخی سختیها را داشته باشند. ما باید منابع خودمان را صرف رفاه عمومی مردم نکنیم، باید صرف توسعه کنیم و این باعث میشود که به مردم سخت بگذرد. ما الان به خاطر رفاه مردم داریم قیمت ارز را ثابت نگه میداریم، در صورتی که این میتواند صدمه بسیار زیادی به تولید داخل ما بزند. باید قیمت ارز را با یک رژیمی آزاد بگذاریم که بتواند صنایع داخلی ما را رقابتپذیر کند و این در حالی است که ما تورم را سالانه داریم و این تورم سالانه باعث افزایش هزینههای تولید داخلی میشود.
خوب این دیگر به بحث هدفسازی و هدفمند کردن یارانهها برمیگردد که دیگر بحثی اقتصادی است.
بحث هدفمندی یارانهها که بحث درستی است. حتما باید بحث هدفمندسازی یارانهها اتفاق بیفتد و در کنار آن باید آزادسازی قیمت ارز اتفاق بیفتد. چون اگر فقط بخواهیم یارانهها را هدفمند کنیم و قیمت ارز را آزاد نکنیم، بیشک فشار زیادی به صنایع داخلی میآید و واردات بشدت توسعه پیدا خواهد کرد. قطعا دولت محترم برنامههایی را در این زمینه دارد. به هر حال توسعه یک تعامل خوب بین دولت و مردم است و با یک برنامهریزی هوشمندانه که باید توسط دولت انجام شود. اینجا نقش دولت نقش اساسی است یعنی هوشمندی دولت در برنامهریزی مناسب وظیفه آن است. مردم هم باید همکاری مناسب را بکنند.
فکر میکنید جهاد در صنعت نفت و آینده نفت چه تاثیری میتواند داشته باشد؟
جهاد برنامهریزی کرده که کلا در تحقق اهداف چشمانداز نظام نقش شاخصی داشته باشد، به شرطی که از توانمندی آن استفاده شود. ما 3 صنعت را به عنوان صنعت شاخص در توسعه صنعتی کشور مدنظر خودمان قرار میدهیم و انتخاب کردیم که کارهایمان را در این زمینه متمرکز کنیم؛ نفت گاز، پتروشیمی، حل و نقل صنایع فلزی و غیرفلزی. اینها صنایعی هستند که در آینده توسعه زیادی دارند و صنایع تکرارپذیر هستند و فکر میکنیم کسب دانش فنی در آنها در اغلب زمینهها اقتصادی است. جهاد دانشگاهی در حال حاضر برای ورود به عرصههای مختلف توانمندیهای خوبی دارند.
طی 15 سال آینده قرار است ما از لحاظ دانش فنی مستقل شویم. به اعتقاد شما چه سهمی از این کار را جهاد بر عهده خواهد داشت؟
درصد و عدد برای این کار نمیتوانیم مشخص کنیم، ولی برنامهریزی بسیار خوبی برای ورود به این عرصهها داشتهایم و اگر دقت کنید در صنایع بالادستی توان بسیار خوبی داریم. یک ویژگی که در جهاد دانشگاهی وجود دارد، خودباوری و اشراف علمی و فناورانه به موضوع و توان مدیریت استفاده از نیروهای مختلف است. این توان خوبی است که در جهاد دانشگاهی وجود دارد منتها باید مسوولیت به جهاد دانشگاهی واگذار شود.
پس به اعتقاد شما پتانسیل لازم در جهاد وجود دارد؟
بله. پتانسیل لازم را داریم، از معاونت علمی و فناوری درخواست کردیم و باز درخواست میکنیم که حداقل بین 30 ـ 15 مسوولیت در حوزه فناوری به جهاد دانشگاهی واگذار کند؛ چه در زمینه تدوین دانش فناوری روز و چه در زمینه نگاه به آینده. به عنوان مثال حل مشکل چای کشور را یک زمینه کاری میدانیم یعنی ما مسوولیت را میپذیریم و در زمینه ارتقای کیفیت چای کار میکنیم. متن در زمینه ارتقای فناوری چای کار میکنیم و یا میپذیریم که در زمینه تولید برنج کار کنیم. در سالهای اخیر دیدیم برنج یکی از معضلات اصلی کشور ما شد، این در حالی است که به یاد داریم کشورهای هند و پاکستان توانستند مشکلاتی همچون طعم و بوی نامطلوب برنجشان را اصلاح کنند و پیشرفت بیوتکنولوژی به گونهای است که ما میتوانیم این کارها را انجام دهیم و باید این کارها را انجام بدهیم و ما اعلام آمادگی کردیم برای پذیرش این مسوولیتها و در عین حال هم داریم تلاش میکنیم که این مسوولیتها توسط معاونت علمی فناورانه یا توسط وزارتخانهها و کارفرمایان پروژه به ما واگذار شود.
من فکر میکنم یکی از مطالب مهمی که باید در کشور ما اتفاق بیفتد، این است که رهبران اصلی کشور حتما باید در حوزه فناوری دارای مشاوران خودباور به معنای واقعی باشند. احساس من این است که یکی از ضعفهای ما این است که مدیران ارشد نظام ما دارای این مشاورین نیستند که بتوانند این مشاوره را به شکل خوبی ارائه بدهند و از حمایت آنها استفاده شود، برای این که راه توسعه علمی ـ فناوری کشور اولا در مسیر صحیحی طی شود. 2 ماه سرعت رفتن این راه بسیار زیادتر شود. این موردی است که حتما باید به آن توجه شود و این خودباوری هم حتما در مسیر تولید فناوری ایرانی اثبات شده باشد، نه یک باور صرفا از روی مطالعه باشد. باید در عمل اتفاق افتاده باشد، چون این افراد در جامعه ما زیاد هستند که بسیار هم توانمندند. احساس میشود که هنوز مدیران اصلی کشور به توانمندی ایرانی باور جدی ندارند. مطمئن باشید که اگر این باور بود برنامهریزی و روند اجرایی کارها خیلی بهتر از این بود.