علائم غلط بورس‌ها به اقتصاد

از ابتدای ماه می تا پایان ژوئن، بازارهای اوراق بهادار سقوط شدیدی را تجربه کردند که به کاهش 10 درصدی ارزش آنها منجر شد. فقط در هفته‌های نخست ماه جولای بود که تا حدودی ارزش از دست رفته بازار جبران شد. همین اتفاقات کافی بود تا برخی تحلیلگران هشدار دهند که سقوط بازارهای سهام علامت مستقیمی است مبنی بر این‌که رونق اقتصاد جهانی که هنوز عمر آن به یک سال نرسیده، در حال متوقف شدن است. نگرانی درباره میزان بدهی کشورهای اروپایی بویژه یونان در کنار نرخ بالای بیکاری در آمریکا نیز اضطراب‌ها درباره وضعیت اقتصادی جهان را دوچندان کرد.
کد خبر: ۳۴۴۳۰۰

در واقع مهم‌ترین نگرانی آن بود که سقوط بورس‌ها ناشی از فروپاشی اقتصاد جهانی است. در همین رابطه بانک سرمایه‌گذاری کردیت سوئیس، در 12 جولای گزارشی را منتشر کرد که عنوان آن این بود: آیا عملکرد بازارها از رکود اقتصادی در آینده خبر می‌دهد؟ با توجه در پیش نبودن هرگونه بسته حمایتی و تشویقی مالی در آمریکا، بودجه‌های انقباضی و سختگیرانه در کشورهای اروپایی و علائمی که از میزان اعتماد مصرف‌کنندگان صادر می‌شد، قرار گرفتن بازارهای سهام در وضعیت فروش، در واقع به خاطر تلقی سهامداران از وضعیت نامطلوب اقتصادی بود.

این تحلیل به نظر منطقی و درست می‌رسد. اما چندان با واقعیت تطابق ندارد. بورس‌ها دیگر آیینه وضعیت اقتصادی کشورها نیستند. آنها دیگر ـ برخلاف آنچه تصور می‌شود ـ مکانیزمی منطقی برای پیش‌بینی وضعیت اقتصادی نیستند. آنها نشان‌دهنده قطعات کوچکی از مالکیت افراد در شرکت‌ها هستند و امروز این شرکت‌ها نسبت به گذشته ارتباط بسیار کمتری با اقتصاد ملی کشورها دارند.

بنابراین بورس‌ها، علامت مناسبی برای نشان وضعیت اقتصادی آمریکا، اتحادیه اروپایی یا چین نبوده و بازارهای سهام معیارهای مطمئنی برای سنجش شرایط اقتصاد نیستند فقط می‌توانند نشان‌دهنده وضعیت شرکت‌هایی که سهام آنها در این بازارها به فروش می‌رسد و نیز سهامدارانی که این اوراق را خرید و فروش می‌کنند، باشند. توان پیش‌بینی وقایع اقتصادی توسط بورس‌ها همواره زیر سوال بوده است. بر همین اساس فقط 15 درصد از تعداد 9 رکود سال‌های گذشته را بورس‌ها پیش‌بینی کرده‌اند. خیلی اوقات، زمانی که بورس‌ها رونق گرفته‌اند، اقتصاد بحرانی بوده و زمانی که بورس‌ها رکود پیدا کردند، اقتصاد رونق پیدا کرده است.

گاهی اوقات هم بورس‌ها موفق شدند بهبود وضعیت اقتصادی یک کشور را پیش‌بینی کنند اما آن هم زمانی که ارتباط مستحکمی میان شرکت‌هایی که سهمشان در یک بورس خاص مورد مبادله قرار می‌گرفت و کشوری که این مبادلات در آن انجام می‌شد، اتفاق می‌افتاد (مثلا شرکت‌های آمریکایی در بورس نیویورک یا شرکت‌های انگلیسی در بورس لندن). شرکت‌های آمریکایی سال‌های سال، بخش اعظم فعالیتشان را در آمریکا انجام می‌دادند بنابراین نتیجه عملکردشان در آمریکا قابل مشاهده و پیش‌بینی بود.

اما با آغاز هزاره جدید، کسب و کارها و سرمایه‌ها جهانی شده است. شرکت‌هایی که زیر عنوان شاخص 500 P&S طبقه‌بندی شده‌اند، هم اکنون نیمی از فروش‌شان را در خارج از آمریکا انجام می‌دهند. تازه اگر محدودیت مرزهای جغرافیایی، مسائل حمل و نقل و مشکلات فروش وجود نداشت، درصد فروش خارج از کشور این شرکت‌ها بسیار بیشتر از این هم می‌شد. شرکت‌هایی مانند هیولت ـ پاکارد و اینتل بیش از دوسوم درآمدشان را از فروش خارج از آمریکا کسب می‌کنند. این بدان معنی است که حتی اگر اقتصاد آمریکا هم با مشکل مواجه شود، ‌این شرکت‌ها باز هم می‌توانند بازارهای دیگری را برای رشد و توسعه خود پیدا کنند. همین مساله در مورد شرکت‌هایی مانند مجموعه عظیم زیمنس در آلمان، فیلیپس هلند یا سامسونگ کره جنوبی هم مصداق دارد.

این مساله در شرکت‌ها تقریبا جا افتاده است، هر چند برخی از مدیران اجرایی هنوز به دیده تردید و بدبینی به این پدیده می‌نگرند چراکه بسیاری از آنها بالای 50 سال سن داشته و اغلب، مدیریت خود را از روزگاری آغاز کرده‌اند که توسعه و پیشرفت یک شرکت صرفا در همان کشور محل استقرار شرکت انجام می‌گرفت. اما اگر امروز نگاهی به ترازنامه هزاران شرکت فعال بین‌المللی ـ بزرگ یا کوچک ـ بیندازید، متوجه خواهید شد که فرصت‌ها و موقعیت‌های آنها از وضعیت اقتصاد ملی آنها فاصله گرفته است.

در طول 2 سال اخیر که نرخ بیکاری در آمریکا، افزایش و تولید ناخالص داخلی کاهش یافته است، بسیاری از شرکت‌ها بازارشان سکه بوده است. برای مثال گروه شاو (Shaw)‌، به عنوان یک شرکت مهندسی که محصولاتی مانند نیروگاه‌های برق هسته‌ای را در عربستان تولید می‌کند، به ازای هر سهم 32 دلار تجارت و 19 دلار نقدینگی دارد. این درست مانند آن است که شما مالک یک خانه 500 هزار دلاری بوده و 300 هزار دلار هم در بانک حساب داشته باشی. بسیاری از شرکت‌ها وضعیتی اینچنین دارند. وضعیت آنها درست برخلاف وضعیت دولت‌ها و مصرف‌کنندگان است. رشد بالا، بدهی پایین و انباشت نقدینگی.

این شرکت‌ها حجم عظیمی از نقدینگی را ذخیره کرده و در حال حاضر که اقتصاد اروپا، آمریکا و ژاپن در رکود مطلق به سر می‌برد، سالانه 20 درصد رشد می‌کنند. اما شما هیچ وقت نمی‌توانید این واقعیت را در هیاهوی اقتصاد و بازار درک کنید. هر زمان که اپل (Apple) محصول جدیدی را رونمایی می‌کند و میلیون‌ها نفر برای خرید آن صف می‌کشند، باید برای لحظه‌ای هم که شده مکث کنیم و از خود بپرسیم که کدام گزارش درباره وضعیت اشتغال، واقعیت‌های اقتصادی را بهتر نشان می‌دهد گزارش ماهانه دولت آمریکا یا گزارش استیو جایز، مدیر اپل از وضعیت عملکرد این شرکت.

تایم ‌/‌ مترجم: حسین اسدی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها