دوبله سریالهای معروف و پرمخاطب غربی را میتوان مصداقی از تعامل خلاقانه و هنرمندانه با هنر و سینمای غرب دانست. به این معنی که چه بخواهیم چه نخواهیم بخش زیادی از مردم ما جذب سریالهایی شدهاند که از شبکههای ماهوارهای پخش میشود، بویژه شبکههای فارسی زبان که اتفاقا آثاری بسیاری سطحی و سخیف را به نمایش میگذارند که نه قصه خوبی دارند، نه بازیگران و دیگر عوامل نمایشی آن حرفهای هستند. اگر به این سریالها دقت کنید متوجه خواهید شد که یک دوربین را در نقطهای از لوکیشن کاشتهاند و بازیگران در مقابل آن قرار گرفته و بازی میکنند یا دو سه نفر با صداهای نهچندان زیبا کل دوبله کار را انجام داده و هر کدام به جای چند نفر از بازیگران صحبت میکنند. واقعیت این است که حتی سریالهای دسته چندم تلویزیون خودمان بهتر از این مجموعههای سطحی هستند، اما واقعا چرا بخشی از مخاطبان ما جذب این سریالها شدهاند.
پاسخ به این سوال البته به تحلیلی جامعهشناختی محتاج است که در حوصله این یادداشت نیست، اما میتوان پذیرفت که یکی از این دلایل، تنوعطلبی و تماشای سریالهای متفاوتتری از مجموعههایی است که اکنون از تلویزیون ما پخش میشود. عدم تنوع و تعدد ژانری و تکراری شدن بسیاری از قصهها و بازیگران سریالهای تلویزیونی را در گرایش به سمت سریالهای ماهوارهای نباید دستکم گرفت.
گاهی انسان برای ایجاد تنوع و تجربه ساحتهای جدید ممکن است تن به هر اثر و پدیده سطحی و مبتذلی هم بدهد. این سیاستگذاران فرهنگی و هنرمندان هستند که باید برای مخاطبان خود، خوراک مناسب و خوشطعم فراهم کنند تا طمع میل به غذای بیگانه در خودیها فزونی نگیرد.
بدیهی است که همه آثار سینمایی و تلویزیونی ماهوارهای، ضعیف و سخیف نیستند و چهبسا سریالهایی از حیث تکنیکی، ساخت، فیلمنامه، بازیگر و... آثار درخور توجهی هستند، مثل همین سریال «24» که یک سریال خانوادگی جذاب است. به نظر میرسد منطقی و فرهنگیترین شیوه رویارویی با گرایش مردم به تماشای سریالهای ماهوارهای این باشد که موسسههای هنری بخش خصوصی با حمایت و هدایت نهادهای سیاستگذار فرهنگی به دوبله و تنظیم مجدد این سریالها بپردازند تا محصولات سینمایی و تلویزیونی سالمتری به دست خانوادهها برسد.
این موسسات میتوانند در کنار فعالیتهای صداوسیما در تولید سریالهای داخلی به دوبله و پخش سریالهای خوب خارجی بپردازند و با توزیع آنها در شبکههای نمایش خانگی از آسیبهای احتمالی فرهنگی ـ هنری نمایش ماهوارهای جلوگیری کنند.
این ترفند یک تمهید پیشگیرانه است که از بیماری فرهنگی مخاطبان مستعدتر جلوگیری میکند. در ضمن حمایت از این فعالیتهای فرهنگی، بخش خصوصی در حوزه فرهنگ و هنر را فعال و پویا کرده و به ایجاد یک رقابت سالم فرهنگی میان این موسسات دامن میزند.
وقتی مراکز و نهادهایی در کشور وجود داشته باشند که شهروندان و علاقهمندان سینما و تلویزیون، امکان دسترسی آسانی به آنها داشته و بتوانند محصولات هنری روز دنیا را در بستهبندیهای سالمتر و منطبقتر با فرهنگ خودی دریافت کنند خیلی بهتر است که کورکورانه یا از سر لجبازی به سراغ این محصولات یا محصولات ناسالم از راههای غیرقانونی باشند. در ضمن این کار، ظرفیتهای اقتصادی و فرهنگی شبکه نمایش خانگی را فعال میکند تا مردم غیر از تلویزیون و سینما و احتمالا ماهواره، راهکار آسانتری را برای دستیابی به کالاهای هنری موردنیاز خود داشته باشند.
وقتی مخاطبان بویژه خانوادهها مطمئن باشند که مراکز و نهادهای قانونی توزیع فیلم و سریالهای خارجی وجود دارند که صحنههای ضداخلاقی در آنها حذف شده و برچسب سالمتری دارند آنوقت بازار سیاه سیدیهای غیرمجاز هم از رونق میافتد و چرخه بازار فرهنگی در مسیر رقابتی سالمتر قرار میگیرد.
سیدرضا صائمی / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم