درستی یا نادرستی این باور که تعداد زیادی از قسمتهای بدن ما مهم نیستند، بسیار است. یعنی این که بعضی اعضا واقعا زیاد مهم نیستند و بقیه مهم هستند، ولی لازم نیستند. سایر اعضا ممکن است برای مقطعی از زمان نقش مهمی داشته باشد و بتوان آنها را با دیگر قسمتهای بدن یا اعضای مصنوعی جایگزین کرد.
حتما برای شما هم جالب است که بدانید کدامیک از اعضای بدن را میتوانید بدون استفاده فرض کنید و کدامیک از اعضا در طول دورهای از رشد و تکامل مهم بودهاند و هماکنون فقط فضا اشغال کردهاند و ممکن است هدف بیماریهای مختلف قرار گیرند.
اعضایی که بدن را ترک میکنند
اگرچه هیچکس دوست ندارد حتی عضوهای کماهمیت خود را از دست بدهد، اما برخی اعضا که در ادامه معرفی میکنیم از جمله مواردی هستند که بدون نگرانی میتوان بدون آنها به حیات ادامه داد.
همه شما با نام آپاندیس آشنایی دارید و افرادی را میشناسید که آپاندیس خود را با عمل جراحی خارج کردهاند. این عضو تقریبا به اندازه انگشتکوچک شماست و مانند زایدهای به قسمت ابتدایی روده بزرگ در سمت راست و پایین شکم متصل شده است. این قسمت گاهی اوقات مسدود، ملتهب یا عفونی میشود. (لغت آپاندیسیت به معنای التهاب آپاندیس است)
این عضو که هیچ نقش مشخصی بازی نمیکند ناگهان به خطر بزرگی برای سلامت شما تبدیل میشود و در چنین زمانی باید بلافاصله آن را خارج کرد. در غیر این صورت ممکن است پاره شود و حیات شما را به مخاطره بیندازد.
لوزهها غدد لنفاوی تخصصیافتهای هستند که به منزله فیلتری برای باکتریها و ویروسها عمل میکنند. آنها در پشت گلو در طرفین و پشت زبان کوچک قرار دارند. برداشتن آنها در افرادی که پیدرپی دچار عفونت گلو میشوند توصیه میشود؛ مانند گلودرد استرپتوکوکی که در کودکان شایع است. اندازه لوزهها با افزایش سن کاهش مییابد. به همین علت است که عفونت، تورم و التهاب آنها در بزرگسالان کمتر دیده و مشکلساز میشود. وقتی لوزهها برداشته میشوند دیگر بافتهای لنفوئید (مانند غدد لنفاوی) کار آنها را انجام میدهند.
آدنوئیدها همانند لوزههاست، اما محل آنها در پشت بینی جایی که راههای بینی به دهان و گلو میرسند، است. آدنوئیدها نیز میتوانند ملتهب، عفونی و متورم شوند. بنابراین وقتی لوزهها برداشته میشوند، آدنوئیدها را نیز همراه آنها برمیدارند.
کیسه صفرا درست زیر کبد در قسمت راست و بالای شکم قرار دارد. نقش آن ذخیره صفراست که در کبد ساخته میشود و آن را وارد سیستم گوارشی کرده و به هضم چربیها کمک میکند. برداشتن کیسه صفرا در مواقعی که این عضو ملتهب میشود، لازم است. اگر عفونت هم به مشکلات اضافه شود آن وقت باید به طور اورژانسی کیسه صفرا را خارج کرد. در غیر این صورت، التهاب را میتوان با استراحت و مصرف آنتیبیوتیک برطرف کرد و عمل جراحی را به تعویق انداخته یا حتی آن را کنار گذاشت.
مهمترین چیزی که کیسه صفرا را با مشکل مواجه میکند سنگ کیسه صفراست که مجرای خروجی کیسه را مسدود کرده و باعث به مخاطره افتادن سلامت و در نهایت خارج کردن کیسه صفرا میشود. حدود یک درصد از کسانی که کیسه صفرای خود را برمیدارند دچار اسهال میشوند، زیرا صفرا به طور مستقیم به جای آن که برای مواقع ضروری در کیسه صفرا ذخیره شود، وارد لوله گوارش میشود.
رحم یک هدف عمده دارد و آن کمک به رشد و نگهداری جنین است تا زمانی که نوزاد برای زایمان آماده شود. وقتی خانمی به دفعاتی که میخواست بچهدار شد، میتواند رحم خود را بدون هیچ اثر سویی خارج کند.
اگرچه ممکن است رحم برای زندگی لازم نباشد، اما برخی خانمها گفتهاند که بعد از جراحی دچار مشکلات جنسی و ادراری شدهاند. به همین علت و از آنجا که همه جراحیها با عوارضی همراهند، خارج کردن رحم فقط باید وقتی انجام شود که دلیل قانعکنندهای برای این کار داشته باشیم. علل شایع آن عبارتند از خونریزیهای دردناک یا حجیم، فیبروئید یا سرطان.
گرچه بزرگسالان میتوانند بخوبی بدون غده تیموس زندگی کنند ولی این غده در تکامل و بلوغ سیستم ایمنی در دوره جنینی و نوزادی نقش مهمی ایفا میکند. غده تیموس در قسمت بالای قفسه سینه قرار دارد. پس از بلوغ، تیموس به آرامی کوچک و کوچکتر میشود تا وقتی که دیگر در فرد بزرگسال قابل تشخیص نیست. جراحی تیموس و برداشتن آن در صورتی توصیه میشود که تیموس سرطانی یا این که فرد دچار بیماری میاستیناگراویس شود. در این بیماری سیستم ایمنی، عملکرد غیرطبیعی از خود نشان میدهد.
طحال یکی دیگر از ارگانهایی است که همانند غدد لنفاوی از بافت لنفوئید تشکیل شده است. نقش آن تصفیه خون، برداشت ارگانیسمهای عفونی، گلبولهای خونی سالخورده و هر چیز اضافی دیگری که در خون وجود دارد، است. گاهی اوقات طحال بیش از حد فعال میشود و شروع به برداشتن سلولهایی میکند که وجودشان برای بدن لازم است. به عنوان مثال در بیماری ITP پلاکتها که برای لخته شدن خون و جلوگیری از خونریزی لازمند توسط طحال از گردش خون خارج میشوند. وقتی تعداد پلاکتهای موجود در گردش خون کاهش یابد، ضربدیدگی و خونریزی میتواند حیات را با تهدید مواجه کند. اگرچه داروها به کنترل بیماری کمک میکنند، اما درمان این بیماری برداشتن طحال است. علاوه بر ITP، ضرباتی مانند آسیبهای ورزشی و تصادفات از علل شایعی هستند که منجر به برداشته شدن طحال میشوند. افرادی که طحال ندارند نسبت به برخی عفونتها حساسترند، به همین دلیل قبل از برداشتن طحال باید علیه برخی بیماریها واکسینه شوند. برخی افراد بر این باورند که ما فقط از 10درصد مغز خود استفاده میکنیم یا آن که نیمی از اعضای بدن واقعا برای ادامه حیات لازم نیستند. همه اینها چیزی جز بدفهمی نیستند. این مساله در حالی است که هماکنون میدانیم برخی اعضای بدن را میتوان با خیال راحت خارج کرد و سایر اعضا از تواناییهای جبرانی برخوردارند، اما به طور کلی بهتر است تا حد امکان اعضایی را که با آنها به دنیا آمدهاید، حفظ کنید.
در قدیم متخصصان اطفال برداشتن لوزه را برای همه کودکان توصیه میکردند، اما هماکنون میدانیم که این عمل برای همه لازم نیست. بنابراین قبل از آن که هر یک از اعضای خود را از دست بدهید، دوباره فکر کنید البته اهدای کلیه به فردی که به آن نیاز دارد یا خارج کردن آپاندیسی که در خطر پاره شدن است، چیز دیگری است. در سایر مواقع بهتر است ابتدا از خود بپرسید آیا من به این کار احتیاج دارم؟
دانش ما طی زمان در حال تغییر است. شاید در آینده به این نتیجه برسیم اعضایی که امروز آنها را بیاهمیت میپنداریم، نقش مهمی برای سلامت ما دارند. آن وقت شاید به خاطر نداشتن عضوی اظهار پشیمانی کنیم.
دکتر امیر شیروانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم