پیامدهای واقعی و روانی تحریمها بر جغرافیای جمهوری اسلامی ایران پس از تصویب دوره جدید تحریمهای شورای امنیت، آمریکا و اتحادیه اروپا بار دیگر پرونده بررسی اثرات این اقدامات تنبیهی را در دستور کار افکار عمومی و محافل سیاسی و اقتصادی قرار داده است.
پیشینه تحریمها
نخستین تحریمها علیه ایران، تحریم انگلیس علیه ایران به منظور واکنش در برابر انتخاب دکتر محمد مصدق به وزارت بود که هدف ملیسازی صنعت نفت را دنبال میکرد. اولین قطعنامه شورای امنیت علیه ایران هم در زمان نخستوزیری محمد مصدق و در واکنش به ملی شدن صنعت نفت ایران صادر شد.
نخستین تحریمهای آمریکا علیه ایران نیز پس از حادثه گروگانگیری دیپلماتهای آمریکایی در تهران در سال 1979 انجام گرفت. به دنبال جریان گروگانگیری در سفارت آمریکا، واشنگتن 12 میلیارد دلار از داراییهای ایران را مصادره کرد. البته پس از آزادی گروگانها توسط دولت ایران، این مصادره پایان نیافت و داراییهای ایران تا به امروز بلوکه است.
پس از این و در جریان جنگ 8 ساله عراق علیه ایران، آمریکا تحریمهای فروش تسلیحاتی علیه ایران وضع کرد. سال 1987 به دنبال اتهام حمایت از تروریسم آمریکا علیه ایران، رونالد ریگان، رئیسجمهور وقت آمریکا، تحریمهای گستردهتری علیه ایران وضع گردد. سال 1995 واشنگتن طبق دستور بیل کلینتون، رئیسجمهور دیگر آمریکا، تحریمهای گسترده اقتصادی علیه ایران وضع نمود و سپس مجلس نمایندگان آمریکا با گذرانیدن قانون ایلسا، هر شرکتی را که با ایران به میزان بیش از 20 میلیون دلار تجارت داشت نیز تهدید به اعمال تحریم کرد. از آن زمان تاکنون روسای جمهوری ایالات متحده هر ساله این سنت تحریمی را علیه ایران تمدید میکنند. البته روند این تحریمها بعد از به قدرت رسیدن جورج بوش، پسر جمهوریخواه گسترش یافت و در یک سال اخیر ریاست جمهوری باراک اوبامای دموکرات، تشدید شده است.
مناسبات اقتصادی گسترده
بنیانهای روابط ایران با اتحادیه اروپا، همواره بر استوانههایی از جنس تجارت، اقتصاد و بازرگانی بنا شده است. دامنه این روابط هم در سالهای اخیر همواره از سوی دو طرف، رو به رشد توصیف شده است. انرژی، تجارت و بازرگانی و سرمایهگذاری مشترک عمده عرصههایی بوده که امکان همکاری مشترک را برای دو طرف فراهم آورده است؛ همکاریهایی که در پناه مازاد تجاری، پایین بودن قرضههای خارجی و ذخیرههای ارزی ایران تقویت شده است.اروپا یکی از مصرفکنندگان عمده انرژی دنیاست. ایران روزانه بیش از 800 هزار بشکه نفت خام به اروپا صادر میکند. اگرچه اروپا سعی دارد با انعقاد قرارداد انتقال گاز نابوکو پس از خط جیهانـ باکو وابستگی خود را به سوختهای فسیلی و تامین گاز از روسیه کاهش دهد، اما وابستگی به نفت خاورمیانه و جایگاه ژئوپلتیکی ایران با چاشنی امنیت، نمیتواند از جایگاه موثر ایران در حوزه تامین انرژی اروپا بکاهد. این جایگاه چشمگیر، آنجا نمود بارزتری مییابد که ایران با افزایش 2 برابری ارزش صدور نفت خام به اتحادیه اروپا در 4 ماه نخست سال جاری میلادی پنجمین تامینکننده نفت مورد نیاز اروپا شده است.
بر این اساس ایران طی ماههای ژانویه تا آوریل سال جاری میلادی بیش از 156/3 میلیارد یورو نفت خام به اتحادیه اروپا صادر کرده است که این رقم معادل 8/4 درصد نفت خام وارداتی اروپا در این مدت بوده است. البته در این مدت صادرات نفت خام ایران به اروپا از نظر ارزش با افزایش 100 درصدی نسبت به مدت مشابه سال قبل مواجه شده است.
از این منظر باید گفت که ایران با داشتن منابع غنی انرژی، جایگاهی ویژه برای اتحادیه اروپا دارد. اروپا هم به این مساله واقف است که نباید با گره زدن انرژی و امنیت، خود را از منبع غنی انرژی ایران محروم کند. طی سال گذشته حجم مبادلات تجاری ایران و اتحادیه اروپا 1/14 میلیارد یورو بوده است. حضور شرکتهایی نظیر شل و توتال در طرحهای نفت و گاز ایران با وجود تحریمهای ایالات متحده نشان از توجه خاص اروپاییها به ایران در حوزه انرژی دارد. در سال قبل از آن هم قراردادهایی با شرکت پلی بازل سوئیس به ارزش 825 میلیون یورو در حوزه پتروشیمی و شرکت بایرن گاز آلمان به ارزش 900 میلیون یورو در زمینه صدور تجهیزات پالایشگاهی منعقد شده است. این قراردادها نشان میدهد بازار اقتصادی ایران برای کشورهای اروپایی ارزشمند است.
این بازار ارزشمند اقتصادی البته برای اروپاییان جذابیتهای خاص خود را دارد، حتی اگر همین شرکتها برای مدت کوتاهی فعالیت خود را در ایران متوقف کنند. روبرت پولنتز، عضو کمیته روابط بینالملل پارلمان آلمان بر این باور است در کشوری که پپسی کولای آمریکا در آن موج میزند، چرا ما نباید حضور داشته باشیم.
اتحادیه اروپا بزرگترین شریک تجاری ایران در 2 حوزه صادرات با 36 درصد و واردات با40 درصد محسوب میشود. میزان تراز تجاری ایران و اتحادیه اروپا به بیش از 15 میلیارد دلار در سال 2007 رسیده است. صادرات اروپا به ایران از 6 میلیارد دلار در سال 2001 به 10 میلیارد دلار در سال 2007 افزایش یافته است و واردات این اتحادیه از ایران از 4 میلیارد به 8 میلیارد دلار رسیده است. به این ترتیب حجم تجارت ایران با بزرگترین شریک تجاریاش به 2 برابر افزایش یافته است. در میان کشورهای اتحادیه اروپا آلمان با 7 میلیارد دلار، فرانسه با 3 میلیارد دلار و ایتالیا با 5/2 میلیارد دلار بیشترین حجم صادرات به ایران را داشتهاند.
مرکز آمار اتحادیه اروپایی در گزارش سالانه خود تاکید میکند که ایران با داشتن جمعیت 70 میلیون نفری دومین تولیدکننده نفت در میان 13 کشور عضو سازمان اوپک است که واردات آن در دهه اخیر 14 درصد افزایش یافت و در سال 2006 تا 2007 به 50 میلیارد دلار رسیده است و پیشبینی میشود که اقتصاد آن سالانه 7/6 درصد رشد کند.
جدا از مناسبات گسترده با اتحادیه اروپا، تراز تجاری 10میلیارد دلاری با ترکیه و امارات متحده عربی، 30 میلیارد دلاری با چین و 2 میلیارد دلاری با برزیل نشان از سطح مناسبات گسترده اقتصادی و تجاری ایران با کشورهای منطقهای و فرامنطقهای دارد.
سیاست در سایه اقتصاد
سیاست اتحادیه اروپا به شکل سنتی مبتنی بررویکردی دو گانه در مواجهه با ایران بوده است. اتحادیه اروپا در یک بعد آن و در میز مذاکرات هستهای گروه 5+1 از دیپلماسی و گفتگو میگوید و در میز شورای امنیت ادبیات تحریم، تهدید و فشار را جاری میسازد. با این حال اتحادیه اروپا به واسطه کثرت منافع و دیدگاهها، سیاستی ناهمگون در بین 27 کشور عضو در مواجهه با ایران دارد. همین مساله باعث شده اثربخشی تحریمها به حداقل ممکن برسد.اتحادیه اروپا با کوک کردن ساز تحریم علیه ایران سعی در گردهم آوردن متحدان و دوستان متفرق شدهای میکند که شب هنگام در شورای امنیت علیه ایران قطعنامه تصویب، ولی صبح مبادرت به انعقاد قرارداد تجاری و بازرگانی با ایران میکنند.
بینتیجه بودن تحریم ایران مسالهای است که حتی خود کشورهای اروپایی هم به آن اعتراف میکنند. بانک مرکزی آلمان در گزارش ماه مارس سال گذشته با اعلام رشد میزان مبادلات اقتصادی با ایران اعلام کرد در طول 6 ماهه پایانی سال 2008 میزان مبادلات تجاری ایران و آلمان با 68 درصد رشد به بیش از یک میلیارد دلار بالغ میشود.
این رقمها با اندکی بالا و پایین در دیگر کشورهای حوزه یورو و کشورهای منطقه خلیج فارس، به عنوان متحدان غرب، همواره در گزارشهای مالی سازمانهای بینالمللی تکرار میشود.
پیامدهای تحریم
این آمار و ارقام اما به معنای بیتاثیری تحریمها علیه ایران نیست. به باور بسیاری از آگاهان مسائل اقتصادی، تحریمها جدا از این که عزم و همت داخلی را برای تولید ایرانی مضاعف خواهد ساخت و به بارور شدن فناوریهای بومی کمک میکند، اما همزمان پیامدهایی را نیز به دنبال دارد. این پیامدها البته با توجه به بندها و ردیفهای تحریمی هر قطعنامهای متفاوت است.
علیاکبر صالحی، رئیس سازمان انرژی اتمی ایران، اذعان کرده است که اگرچه تحریمها نمیتواند برنامه هستهای ایران را متوقف کند، اما نمیتوان گفت که تحریمها اثری ندارد و ممکن است این تحریمها بر کند شدن روند برنامه هستهای ایران اثرگذار باشد.
قطعنامه چهارم تحریمی امنیت اقتصادی حمل و نقل و صنعت را با مشکل مواجه میکند، هزینه مبادلات در سطوح مختلف را افزایش داده و این مبادلات را با مشکل روبهرو میسازد. از سوی دیگر گشایش اعتبار ایران در کشورهای دیگر دچار اختلال خواهد شد و صنعت و انرژی هم از این تحریمها بینصیب نخواهد ماند. مضاف بر این که این قطعنامه آثار منفی محسوسی بر روند اجرای آزادسازی قیمتها میگذارد.
راهبردهای مقابلهای ایران
جمهوری اسلامی ایران هم که در طول 3 دهه اخیر با مفهوم و ادبیات تحریم بیگانه نبوده است، همواره سعی داشته رویکردهای مقابلهای مقتضی را در برابر آن برای خنثیسازی یا حداقل کاهش و کنترل اثرات آن اتخاذ کند. محمود احمدینژاد، رئیسجمهور کشورمان در نیجریه گفت اطمینان میدهیم، اگر آنها همه کاغذهای دنیا را تبدیل به قطعنامههایی علیه ایران کنند، کوچکترین تغییری در برنامه هستهای ما به وجود نخواهد آمد.
البته احمدینژاد بارها برای توصیف قطعنامههای شورای امنیت از تعبیر ورق پاره و دستمال مصرف شدهای که باید به زباله دان انداخته شود، استفاده کرده است.
سیدشمسالدین حسینی، وزیر امور اقتصادی و داراییهم تحریمهای جدید شورای امنیت علیه ایران را سیاسی دانست و تاکید کرد این تحریمها حتی تاثیر روانی خود را نیز از دست دادهاند. با توجه به اینکه کشور ما چندین سال است با این مواجهه روانی مقابله کرده، تاثیر تحریمها عملا بسیار کم و ناچیز شده است. چند سال پیش وقتی بحث این تحریمها پیش میآمد، بسیاری از شاخصهای اقتصادی کشور مثل بورس به آن واکنش نشان میدادند، ولی در حال حاضر شاهد روند رو به رشد شاخص بورس هستیم که نشاندهنده این است توان مقابله روانی کشور ما در برابر این گونه فشارها بالا رفته است.
به باور بسیاری، بازخوانی روند اقدامات تحریمی گذشته نشان داده است که تحریم علیه ایران یک سیاست بینتیجه است و اگرچه ممکن است هزینه مبادلات را افزایش دهد، اما به طور قطع نمیتواند اقتصاد ایران را هدف گرفته و به سمت تاثیرگذاری عمده در اقتصاد ایران پیش رود.
منابع:
1ـ گزارش کمیسیون امنیت و اقتصادی اروپا در سال 2010
2ـ خبرگزاری فارس به نقل از رویترز
2ـ دانشنامه ویکیپدیا
ارسلان مرشدی
جام جم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم