در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
زندگی هادی روند یکنواختی داشت تا این که او در 21 سالگی ازدواج کرد. وی میگوید: ازدواج ما کاملا سنتی بود، خانوادههایمان برایمان تصمیم گرفتند و من با دختر عموی مادرم عقد کردم. بعد از ازدواج هم اتفاق خاصی در زندگیام نیفتاد. من هر روز سرکار میرفتم و شبها بر میگشتم و زیاد هم دنبال هیجان نبودم و همین که در آرامش زندگی میکردم، برایم خیلی ارزش داشت.
با وجود این اوضاع همیشه برای هادی آن طور که میخواست نبود. او مدتی بعد از ازدواج به اعتیاد رو آورد، البته خودش میگوید زود متوجه اشتباهش شد:زنم فهمیده بود معتاد شدهام اما مشکلی با اعتیادم نداشت یعنی خودش اینطور میگفت. من هم زود فهمیدم در چه دامی افتادهام و سریع ترک کردم اما بعد از آن یک اتفاق بد در زندگیام افتاد.
آن اتفاق غیرمنتظره و ناخوشایند ورشکستگی هادی بود. مرد جوان توضیح میدهد:بازار خراب شد دیگر جنسهایم مشتری نداشت، من داشتم به همه بدهکار میشدم، چکهایم دستطلبکاران مانده بود و نمیدانستم چطور باید این مشکل را حل کنم. به هر دری میزدم نتیجه نمیگرفتم تا این که تصمیم گرفتم فروشندگی کنم و کمی خودمان را از این بدهکاری نجات بدهم. از یکی از دوستان قدیمیام که به من اعتماد زیاد داشت، جنس گرفتم تا آنها را بفروشم، همه کیفها را یکجا به فرد دیگری فروختم، اما او پولم را نداد و فرار کرد، این طور بود که اوضاع بدتر از قبل شد. صاحب کیفها وقتی دید از پولش خبری نیست از من شکایت کرد.
در روزهایی که وضع مالی هادی به هم ریخته بود، اختلافات خانوادگی او هم شروع شد. خودش میگوید: زنم بیدلیل بهانه میگرفت و دعوا راه میانداخت آخر هم درخواست طلاق داد و مهریهاش را اجرا گذاشت. من هنوز هم نمیدانم چرا رفتار همسرم یکباره تغییر کرد؛ برای همین هم با طلاق مخالفت کردم اما برای مهریه چارهای ندارم و باید آن را بپردازم. در دادگاه برای قاضی توضیح دادم ورشکسته شدهام برای همین هم مهریه را قسطبندی کرد اما از عهده پرداخت اقساط هم برنیامدم. از یکسو طلبکارانم حکم جلبم را گرفتند و از سوی دیگر زنم. حالا در زندان ماندهام و دستم به جایی بند نیست.
هادی این روزها نگران تنها فرزندش است و میگوید: پسرم 10 سال بیشتر ندارد، او نمیتواند این سختیها را تحمل کند و دوری از من برایش دشوار است به محض این که از زندان آزاد شوم، سعی میکنم مشکلات مالیام را رفع کنم و تا میتوانم در خدمت پسرم باشم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: