در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
چرا فکر میکنید که قصه اسباببازیها حکم یک کار کلاسیک را دارند؟ چه چیزی آنها را از بقیه فیلمهای خانوادگی مجزا میکند؟
سومین قسمت این مجموعه فیلم انیمیشن، شما را به همان دنیای قدیمی دوستداشتنی، آشنا و شاد برمیگرداند که حسن این فیلم است. اما در ارتباط با پرسش شما باید بگویم هر 3 قسمت قصه اسباببازی دقیقا همان کاری را انجام میدهند که تمام آثار کلاسیک و بیزمان تاریخ سینما با آن هدف ساخته شدهاند: کاراکترهای معصوم و بیگناهی که مجبورند با یکسری ماجراجوییهای هیجانانگیز و بیپایان روبهرو شوند. همه ما با کاراکترهایی مثل وودی گاوچران و باز فضانورد بخوبی آشنا هستیم و همه ما در این نکته حیران هستیم که اگر قرار بود تبدیل به عروسک شویم، شبیه چه چیزی میشدیم. این همان منطق بزرگی است که جان لستر خالق مجموعه فیلم قصه اسباببازی، لی اونکریچ کارگردان قسمت سوم و دارلا اندرسن هنگام نوشتن فیلمنامه فیلم انجام دادند تا تماشاگران هنگام دیدن فیلم احساس راحتی و آرامش کنند. به این ترتیب، تماشاگران امکان ورود به یک دنیای جادویی را پیدا میکنند. سازندگان فیلم خیلی خوب تماشاگران خود را وارد این دنیا میکنند و نحوه انتقال آنها، یکی از جاذبههای اصلی این فیلم است. این همان کاری است که هر اثر کلاسیک سینما انجام میدهد، کار باشکوهی که در این فیلم هم صورت گرفته است.
این سومینبار است که به وودی گاوچران با صدای خود جان میدهید. فکر میکنید چه چیزی او را این قدر دوست داشتنی و عزیز میکند؟
وودی موجودی سرشار از احساس و زندگی است که دوست دارد خودش را درگیر هر چیزی کند و در هر حرکتی حضور داشته باشد. به مجرد این که او به صورت غریزی میگوید «من مجبورم به آنها کمک کنم» یا «من مجبورم فرار کنم»، این کار را با صددرصد اطمینان و تعهد انجام میدهد. این نکتهای است که شما در وجود هر کس که ببینید دوست خواهید داشت و آن را تحسین خواهید کرد. مساله اصلی و بزرگ این است که من دارم از اعتبار شخصی کاراکتری استفاده میکنم که ارتباطی به خودم ندارد.
من خودم بچههایی دارم که اکنون در مدرسه مشغول تحصیل هستند. آنها به سراغم میآیند و میگویند: «وقتی تو در قصه اسباببازی به آن بچه همسایه گفتی که خوب و درست بازی کند، این جمله برای ما اهمیت خیلی زیادی دارد.» شنیدن چنین چیزی از بچههایم برایم لذتبخش است.
در هر 3 قسمت انیمیشن، ما شاهد ارتباطی قوی بین وودی و باز فضانورد هستیم. فکر میکنید این روابط در فاصله بین قسمتهای جدید فیلم که ساخته میشود، چه تحولی پیدا کرده است؟
خب، شروع آشنایی آنان با یک خصومت و دشمنی خالص بود. ولی هر دوی آنها در طول قصه این مجموعه فیلم یاد گرفتند که تواناییهای یکدیگر را قبول کنند و از شکستهای همدیگر چشمپوشی کرده و نسبت به هم مهربان و با گذشت باشند. به این ترتیب، آنها یاد گرفتند که باید به یکدیگر احترام بگذارند. اما در عین حال اختلاف نظرها و مخالفتهای این دو با یکدیگر، همان چیزی است که قصه را جذاب کرده و بیننده را به سمت خودش میکشاند. من خودم روابطی را که بین آنان درحال تکوین و رشد است خیلی دوست دارم.
دوستی این دو با هم خیلی جالب است و کارهایشان باعث سرگرمی تماشاچی میشود. اما اگر نقش وودی را در این مجموعه فیلم نداشتید، دلتان میخواست جای کدام یک از کاراکترهای آن میبودید؟
سوال خیلی خوبی است. اگر بخواهم صادقانه پاسخ بدهم، دوست داشتم جای سگ قصه و ماجرا یعنی اسلینکی باشم. اسلینکی میتواند به مکانهایی برود که هیچ یک از دیگر اسباببازیها توان و امکان رفتن به آن مکانها را ندارند. در عین حال، او توانایی انجام کارهایی را دارد که بقیه امکان انجام آنها را ندارند. علتش هم این است که او توانایی کشیده شدن را دارد و فنرهای بدن او کمک میکند تا بتواند تمام این کارها را انجام دهد. اسلینکی کاراکتر بسیار بانمکی است و باعث تفریح تماشاگران میشود.
همکاری با یک پروژه انیمیشنی چگونه است؟ شاید بهتر باشد بپرسم کار در فیلمی که توسط شرکت کامپیوتری پیکسار تهیه شده چطور است؟ سطح کار آنها واقعا بالاست.
مدت زمانی طولانی است که با فیلمهایی که پیکسار میسازد همکاری دارم. هر بار که آنها کار تازهای ارائه میدهند، من هم شگفتزده میشوم و برایم خیلی جالب است که آنها هر 4 سال یک فیلم جذاب خلق میکنند. وقتی اولین قسمت قصه اسباببازی را بازی کردم دو بچه داشتم و حالا که سومین قسمت آن اکران عمومی شده، 4 بچه دارم! (میخندد)
بله. یک واقعیت این است که بسیاری از بچهها و آدمها با این مجموعه فیلم رشد کرده و بزرگ شدهاند. طبیعی است که ما لذت تماشای آن را با بچههایمان تقسیم میکنیم. در همین رابطه فکر میکنید راز درونی شرکت پیکسار در خلق یک چنین فیلمهای جذاب و فوقالعادهای در چیست؟ این فیلمها در عین سرگرمی، ارزشهای هنری و اخلاقی زیادی دارند و موردپسند آدمهایی در سنین مختلف قرار میگیرند.
فکر میکنم یک دلیل مهم این است که آنها با طبع و ذائقه عموم تماشاگران آشنا هستند و همین باعث میشود تا محصولاتی خلق کنند که من و دیگران را شگفتزده کنند. آنها بخوبی میتوانند به سراغ سوژهای بروند که بسیار معمولی به نظر میرسد و بعد آن را تبدیل به یک کار بزرگ کنند. قصههای آنها بار معنایی زیادی را همراه خودش دارد. این قصه در همان حال که سرشار از ماجراجویی، عشق و شوخطبعی است، طرحکننده مجموعه ای از اصول و ارزشهای انسانی و اخلاقی نیز است. کاراکترهای متنوع این فیلمها سرشار از ابعاد انسانی هستند. نمیدانم آنها این کار را چگونه انجام میدهند، ولی میدانم که آن را با نهایت دقت انجام میدهند و حاصل کار، همیشه چیزی است که بیننده را به حیرت وامیدارد.
مووی وب / مترجم کیاووس زیاری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: