حتی اصرار او به خوانش مصاحبه پیش از چاپ که چندان مرسوم نیست و تاکید او در طول مصاحبه که «من هم خودم روزنامه نگار بودم» همه و همه ذهنیتی از او برایم ساخت که کمی سخت بود او را جایگزین دکتر محقق بخوانم.هر چند زمانی که حالت رسمی گفتگو جایش را به بحث خودمانیتری داد از کلام او میشد انگیزه بالایی برای کار دید.کار در انجمنی که سابقهای 88 ساله دارد، با رئیس جوانی که با صلابت و محکم از برنامههای آتی انجمن تحت امرش سخن میگوید.
دلیل کمرنگ بودن حضور انجمن در مناسبات فرهنگی چیست؟
اولین نکتهای که قبل از این گفتگو باید به آن اشاره کنم این است که جایگاه و پایگاه آقای دکتر محقق در این سالهای گذشته آنچنان بوده است که در این دههای که در انجمن و بر انجمن گذشته، کارهای بسیار خوبی در آن انجام شده است.
تعداد آثار بسیار زیادی که تصحیح، تالیف و نوشته شده، بزرگداشتهای زیادی که در حجم نسبتا تاثیرگذاری میان فرهیختگان بازتاب داشته و موقعیت خاصی که جناب دکتر محقق بهعنوان شخصیت تاثیرگذار در حوزه مفاخر کشور داشتهاند و دارند، فضا را به نحوی فراهم کرده بود که از موقعیت کاری انجمن استفاده بهتری بشود، اما از جهتی تفاوت کار اجرایی در زمانه ما موجب شده بود که در برخی از زمینهها انجمن آنطور که باید و شاید نتوانست بروز پیدا کند.
مگر انجمن در سابق طبق اساسنامه پیش نمیرفت؟
ببینید! در اساسنامه ما پرداختن به همایشهایی بینالمللی در سطح جهان بسیار مورد توجه است که باید انجمن در آنها حضوری جدی داشته باشد. یا ارتباط خوب با ایرانیانی که در فضای خارج از کشور کارهای فرهنگی انجام میدهند یکی دیگر از مواردی است که تا به حال انجام نشده است.
ترجمه آثار به زبانهای روز دنیا است و نشر فرهنگ ایرانی ـ اسلامی در سطح جهان هم جزو اساسنامه است. اینها کارهایی بوده که وصف متفاوت اجرایی داشته است و با وجودی که آقای دکتر محقق یک شخصیت تراز اول علمی و در عین حال در فضای مدیریتی هم تاثیرگذار بوده، اما نیاز بود که یک خون تازه و کمک کاری که شناخت بهتری نسبت به کارهای اجرایی داشته باشد و نسبتا ارتباطاتی هم در این زمینهها داشته به ایشان کمک کند.
و شما به مجموعه اضافه شدید؟
ما آمدیم در انجمن که کمک کنیم به آقای دکتر محقق که نکاتی را که ایشان به عنوان رئیس هیات مدیره میفرمایند اجراییتر کنیم و بندهای اساسنامه را بتوانیم تحقق ببخشیم. اساسنامهای که از سال 1366 تا به حال بندهایی از آن اجرا شده و البته بندهایی هم اجرا نشده باقیمانده است.
یعنی حضور شما به نوعی قویتر شدن بازوی اجرایی انجمن است؟
دقیقا. ما نمیخواهیم هویت تازهای را به انجمن بدهیم چون جایگاه دکتر محقق آنچنان است که «حق همین است سخندانی و زیبایی را». او هویت کامل به انجمن داده و ما باید کمی کارها را اجراییتر کنیم، ارتباطمان را با نخبگان بیشتر کنیم، فضاسازیهای فرهنگی و بینالمللیمان را وسیعتر کنیم و از این بابت بتوانیم انشاءالله تاثیرگذاری بیشتری برای انجمن در سطح کشور و در فضای بینالمللی تبیین کنیم.
پس نگاه شما به این موضوعات به عنوان رئیس انجمن چه میشود؟
طبیعی است که نگاه بنده ناظر است به فضایی که دکتر احمدینژاد در نگاه فرهنگی کشور تعریف کرده است، نگاه من مترتب است بر همت مضاعف و کار مضاعف که رهبر معظم انقلاب فرمودند. نگاه بنده مترتب است به ارتباطاتی که در نسل جدید و جوان دانشگاهی بهوجود آمده و میتواند تعامل خیلی خوبی با نخبگان پیشین و گذشته برقرار کند و در عین حال من برنامههای خود را در حد خیلی ابتدایی اعلام کردهام.
مثل چی؟
مثل افتتاح باشگاه مفاخر راهاندازی خبرگزاری مفاخر. ترجمه آثار به صورت مرتب به زبانهای مختلف دنیا. در عین حال راهاندازی نمایندگیهایمان در هر استان که با کمک مدیران استانی ارشاد عملی خواهد شد.
در عین حال به این فکر هستیم که یک بودجه عمرانی را از مقام محترم وزارت یا با همکاری وزارتخانههای دیگر و یا سازمان میراث فرهنگی تهیه کنیم که بسیاری از مکانهایی که به نام مفاخر ما است، مقابر آنها، زادگاههایشان، فضاهای خاطرهانگیزشان در آنجاست، ما در بازسازی آن مکانها اشتراک داشته باشیم. این کاری است که تا به حالا بخصوص در این یک دهه به آن معنا صورت نپذیرفته است.
به نظر میرسد ارتباط شما با رسانهها هم خوب باشد. این از تصمیم شما به راهاندازی خبرگزاری مفاخر هم مشخص است.
سعی کردیم که اینطور باشد. ببینید! ما از کسانی مثل «توشیهیکو ایزوتسو» (زبانشناس، قرآنپژوه، اسلامشناس و فیلسوف ژاپنی) در انجمن مفاخر، فیلم سخنرانی داریم که همین حالا خیلی از کسانی که در حوزه سنتگرایی فعالیت میکنند، دوست دارند ببینند که اصلا قیافه این آقای ایزوتسو چگونه بوده!؟ یک آرشیو بسیار خوبی در انجمن داریم که اینجا دارد خاک میخورد. باید این آرشیو را بازیابی و احیا کنیم که البته برنامههایی هم برای این کار داریم.
برنامههای شما برای مصادره مفاخر فرهنگی چیست؟ موردی که فارغ از مذهب و مسلک برای همه ایرانیها در همه جای دنیا هستند، حساسیت برانگیز است.
بهتر است که ما همیشه در این زمینهها پیشقدم باشیم و پیشتر از اینکه دیگران به شخصیتهای ما عطف توجه کنند و آنها را مصادره کنند ما زمینههایی را فراهم کنیم که امکان مصادره برای آنها به وجود نیاید.
شما نگاه کنید همین حالا در مورد مقبره شمس تبریزی قیل و قال بسیاری وجود دارد که آیا مقبره او در خوی هست یا نیست.این قیل و قالها وقتی به پا شد که ما احساس کردیم در خارج از کشور نهادهای مختلفی میخواهند شمس تبریزی را هم از آن خودشان بکنند.
شمس تبریزی شخصیت خاصی در حوزه تأثیرگذاری بر اندیشه مولوی است و از او پر اهمیتتر هم وجود دارد. ای بسا بتوان پیشتر و بیشتر از قبل با یک برنامهریزی که شاید بخشی از این برنامهریزی در انجمن آثار و مفاخر ایران صورت بگیرد، زمینههایی را به وجود آورد که ما سال به سال برای اینکه شخصیتهای خودمان را به جهان بشناسانیم کارهای جدیدتری انجام بدهیم.
این موارد که بدیهی و البته مهم است اما برنامه شما در انجمن در این بحث چیست؟
همان بندی که عرض کردم در اساسنامه وجود دارد و ما میتوانیم در آن موثر باشیم یعنی پرداختن به یک فضای بینالمللی. یعنی همین مفاخری که ما داریم را میتوانیم پررنگتر کنیم به این معنا که میتوانیم فضای وسیعتری برای تبلیغات آنها فراهم کنیم، آثار آنها را ترجمه کنیم، به اندیشههای آنها در تقابل یا مواجهه یا تعامل با دنیای جدید بپردازیم و پرداخت ما به شخصیت آنها متفاوت از گذشته باشد.
حرف جدیدی که امروزه اندیشمندان و مفاخر ما میتوانند برای دنیا داشته باشند، همه اینها میتواند موثر باشد. یک بخشی از این بر عهده ما است و بخشهای دیگرش بر عهده نهادهای دیگری است.
مثل کدام نهاد؟
سازمان میراث فرهنگی و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی (به عنوان نهاد اصلی) بسیار موثر هستند. ما میتوانیم یک اهرم اجرایی باشیم.
قصد داریم با تشکیل یک شورای عالی مشورتی در انجمن (که اهداف اولیهاش با مقام وزارت روشن شده است) به اموری از این دست حتما عطف توجه داشته باشیم.
پاسخ شما هم مثل سوال من کلی بود. اگر موافقید به صورت جزئیتر به فعالیتهای انجمن بپردازیم مثلا نحوه همکاری شما با نهادهای خارج از کشور چگونه است؟
نهاد ایرانیان خارج از کشور، یکی از مهمترین نهادهایی است که ما باید برای همکاری با آن تلاش جدی انجام بدهیم. سازمان میراث فرهنگی، اکو و یونسکو فضاهایی است که انجمن باید یک تعامل مداوم با آنها برقرار کند و زمینهسازیهای خیلی جدی برایشان داشته باشد.
در نظر بگیرید در فضای صداوسیما نمایندگیهای ما در اقصی نقاط جهان میتوانند در بخشی از کاری که ما انجام میدهیم به ما کمک کنند. بخصوص در فضای رسانهای که البته همانطور که گفته شد در پی راهاندازی خبرگزاری مفاخر هم هستیم. اما فضای پیشرو از جهت ظرفیتهای بسیار زیادی که در کشور هم به لحاظ داخلی و هم به لحاظ بینالمللی وجود دارد فضای بسیار مبارکی است.
به اضافه اینکه شعار فرهنگی بودن نگاه و منظر و رهیافت دولت در این دوره میتواند در کارهای ما در حوزههای مختلف فرهنگی داخلی و خارجی مزید بر علت شود.
این شعار تا چه حد میتواند اجرایی باشد؟
به نظر من این شعار الان هم اجرایی است. یعنی مشخصا رئیسجمهور در سفرهای مختلفشان این فضا و این موقعیت را فراهم میکنند. در عین حال ما مصوبهای را هم توسط هیات امنا در محضر معاون اول رئیس جمهور در فروردین ماه داشتهایم که نسبت به سفرهای استانی هم انجمن مفاخر ورود پیدا کند. به این صورت که اگر این زمینه فراهم بشود ما در سفرهای استانی هم بتوانیم شرکت کنیم و بتوانیم در همین 18 سفر باقیمانده با مدیران کل ارشاد در رابطه با فضای موجود و زمینههای پرداختن به مفاخر ارتباط خوبی بهوجود بیاوریم. ارتباطاتی که به نتیجه نزدیکتری برسد، یعنی در بوروکراسی اداری گیر نکند. با گفتگوهایی که با وزارت داشتهایم انشاءالله اجرایی خواهد شد.
معرفی هر شهر به نام یکی از مفاخر هم از برنامههایی بود که شما بر آن تاکید زیادی داشتید.
این هم یکی از طرحهایی است که البته بسیار گسترده است و در عین حال هماهنگی جدی با نمایندگان رهبر معظم انقلاب در هر استانی را میطلبد، فضاسازیهای جدی را با استاندارهای محترم میطلبد، هماهنگی خاصی را با مدیران ارشاد و مدیران سازمان تبلیغات اسلامی میطلبد اما زمینهای است که در ذهن ما وجود دارد.
دقیقا این طرح چیست؟
هر شهر از شهرهای ایران را به نام مفخری از مفاخر بزرگ فرهنگی نامگذاری کنیم تا نسل جوان ما بداند که شهرهای مختلف (که ممکن است از مراکز استان هم نباشد) در تاریخ چه شخصیتهایی بودهاند و در آنجا نفس کشیدند و چه شخصیتهایی قابلیت این را دارند که نام بزرگوارشان بر این شهر نهاده شوند.
خب اینکه خیلی کلی است.مثلا معیار شما برای انتخاب آن شخص برای یک شهر چیست؟
بحث معیارهای انتخاب این شخصیتها خیلی زود است.ما تنها یک ایده را مطرح کردیم. این فعلا یک ایده است که ابتدا باید مقام وزارت آن را تایید کنند تا ما در مورد آن در هیات مدیره بحث کنیم و بعد در شورای عالی مشورتی روی آن به نتیجه برسیم.
ایدهآل شما در این طرح چیست؟
اینکه در شهرهای مختلف تلاش ما مترتب بر یک شخصیت نباشد، بلکه تلاش کنیم که مجموعهای از شخصیتها را که امکان پرداختن یا بازشناسی آنها برای نسل جوان و هویت بخشیشان وجود دارد در یک حد مشخصی برای هر شهری مطرح کنیم.
تلاش میکنیم اسمهای مختلفی را در کنار هم بیاوریم که علما، ابرار، اخیار، اندیشمندان، فیلسوفان و شعرا و هنرمندان به نحو خیلی خوبی در کنار هم قرار گرفته باشند.
یکی از برنامههای دیگر شما که به آن هم اشاره کردید راهاندازی خبرگزاری انجمن مفاخر است. از آنجایی که انجمن همیشه فاصله تعریف شدهای با دولت داشته یعنی نه کاملا دولتی بوده و نه از کمکهای دولت بیبهره بوده، حالا خبر راهاندازی انجمن به نوعی این سوال را پیش میآورد که شما با این کار میخواهید وارد مناسبات اجتماعی ـ سیاسی بشوید؛ چیزی که بسیاری از علاقهمندان به این انجمن شاید چندان علاقهای به آن نداشته باشند.
این فرض، فرض نادرستی است که ما اصلا نباید در حوزههای اجتماعی و سیاسی نظر بدهیم، به خاطر اینکه مفاخر فرهنگی کشور جزو نخبگان کشور هستند. شما اگر در سطح کشور از نخبگان نظرات صائب اجتماعی ـ فرهنگی و سیاسی آنها را جویا نشوید، پس باید از چه کسانی جویا بشوید.
این فرض را قبول ندارم که از نخبگان منظر سیاسی و فرهنگی نجوییم و در پی آن منظرها نباشیم، اما قالب وجه نگاه ما در خبرگزاری مفاخر حتما نگاه فرهنگی خواهد بود.
فرض شما چیست؟!
فرض اولیهای که برای خبرگزاری مفاخر تعریف میکنیم، پرداختن به حوزه فرهنگ و اندیشه بسیار پویا و پایای ایرانی و اسلامی در همه حوزههاست. یعنی دقیقا اینجا منظرمان، منظر سیاسی و اجتماعی نخواهد بود اما اگر جایی احساس کردیم که نخبگان کشور پیرامون یک تصمیم بسیار مهم و مبارک مقام ریاست جمهوری یا منویات رهبر معظم انقلاب یا سیاستهای ارزنده ریاست جمهوری نگاه بسیار جدی و خوبی دارند و در نشر و نشو آن نگاه یا پرداختن به جزئیات آن منویات میتوانند موثر فایده قرار بگیرند چرا ما به آن نپردازیم؟ حتما به آن میپردازیم. اما فرض ما در راهاندازی خبرگزاری مفاخر، فرض فرهنگی است.
یعنی این خبرگزاری صرفا به عنوان ویترین انجمن محسوب نمیشود؟
خیر. یادمان باشد که اینجا انجمن آثار و مفاخر «فرهنگی» است.
یکی از برنامههای ثابت انجمن تا به حال برگزاری نشستها بوده است.تغییری در نحوه برگزاری و جزئیات آن داده شده یا به همان روال سابق انجام میشود؟
نشستهای انجمن با یک هماهنگی بیشتر با نهادهای مختلف تداوم پیدا میکند. البته سعی میکنیم این نشستها را در میان شخصیتهای بیشتر و در حوزههای مختلف و گستردهتری برگزار کنیم.
یعنی حتما ما نشستها را خواهیم داشت و حتی برخی از این نشستها آنقدر پویا و فعال خواهد بود که شاید در محل انجمن مفاخر نتوانیم آن را برگزار و آن را در سالنهای دیگری برگزار کنیم.
مثلا اگر نظر من را بخواهید بنا داریم به شخصیت ارجمند دکتر محقق در یک مراسم بزرگداشتی بپردازیم. دکتر حداد عادل و دکتر علیاکبر ولایتی نیز میتوانند شخصیتهای دیگری باشند.
در نظر داریم به بسیاری از هنرمندانی را که در قید حیات هستند نظیر استاد فرشچیان عطف توجه داشته باشیم. مثلا در ذهنمان است به یکی از شخصیتهای تاثیرگذار فلسفیمان یعنی آسید رضی شیرازی بپردازیم. پرداختن به جایگاه و پایگاه مهم و ارجمند آیتالله مجتهدی در تهران و تاثیرگذاری که ایشان در حوزه طلاب داشتند هم یکی دیگر از برنامههای انجمن است.
قصد داریم با هماهنگی و استفاده از نظرات مختلف رئیس محترم قوه قضاییه و رئیس محترم قوهمقننه به شخصیت ارجمند و کمنظیر آیتالله میرزا هاشمآملی بپردازیم. اینها جزو برنامههایی است که به صورت نوشتاری مدنظر قرار دادهایم، طبیعی است که باید با هماهنگی وزارت ارشاد، زمینهسازی هیات مدیره و تصمیمهای شورای عالی مشورتی همراه بشود تا انشاءالله بتوانیم این کار را قواممند پیگیری کنیم.
بنده الان در شرایطی قرار گرفتهام که باید برای انجمن یک فضای جدید تشکیلاتی را تعریف کنم.
شما که فرمودید ماهیت انجمن تغییر نمیکند؟
این فضای جدید تشکیلاتی از این بابت است که بسیاری از فعالیتهایی که میخواهیم انجام بدهیم در قالب چارت تشکیلاتی است که در انجمن وجود داشته است.
چارتی که به آن اشاره کردید همان سرفصلهای اهداف شما در انجمن است؟
بله. ما در ابتدای کار هستیم و بنده زیاد قصد سخن پردازی بدون عمل را ندارم، پس در مقام عمل پلهپله حرکت میکنیم و سعی میکنیم در مقام سخن هم در همان تراز پیش برویم. اما نکتهای را که به عنوان نکته مهم و البته پایانی عرض کنم این است که امیدواریم انجمن آثار و مفاخر فرهنگی با زحمت بسیار زیادی که دکتر محقق در طول دهه گذشته کشیده و زمینههای بسیار مهیای پیشرو، بتواند بسیار جدیتر از گذشته در حوزه فرهنگ کشور بروز و ظهور داشته باشد. این نکتهای است که همه ما در انجمن مدنظر داریم و میخواهیم به این سمت حرکت کنیم تا همان سوال ابتدایی شما تغییر ماهیت بدهد و یک زمینه دیگری برای پرداختن به سالهای بهتر و جدیتر فراهم بشود.
میثم اسماعیلی / گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم