در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این بازیگر 58 ساله ایرلندی در فیلم «گروهA» در نقش هانیبال اسمیت ظاهر شده است. این فیلم که اقتباس جدیدی از یک سریال تلویزیونی دهه 80 است، حسابی توجه لیام نیسن را به خود جلب کرد. این در حالی است که پیش از این، او در «گرفته شده» در نقش پدر دختری ظاهر میشود که گروگان گرفته شده و پدرش شخصیتی کاملا متفاوت و یک آدم همهفن حریف است.
در آن فیلم او پدری است که مامور مخفی دولت آمریکاست و حالا برای مبارزه با دار و دستهای که تصادفی دختر او را ربودهاند تا در بازار اروپا به فروش برسانند، از هیچ کاری خودداری نمیکند تا دخترش را پیدا کند.
نیسن میگوید بعد از بازی در «گرفته شده»، خواندن سناریوی گروه A ـ که خودش 20 سال پیش از تماشاگران آن در تلویزیون بود ـ خیلی به دلش نشسته است.
او که پس از 20 سالگی در ایرلند برای بازی در تئاتر روی صحنه رفته است، میگوید در سرزمین مادریاش خیلی محبوب بود و بچههای خواهر و برادرش از این که با او نسبتی دارند به خود میبالیدند.
او میگوید: بازی در این فیلم خیلی رهاییبخش و جالب بود.
نباید فراموش کرد که نیسن زمستان سال پیش همسرش را در یک حادثه عجیب در پیست اسکی از دست داد و با وجود این که خیلیها فکر میکردند او خانهنشینی اختیار کند، با همین سریال و سوژه شیطنتبار و سرکشانه آن به زندگی بازگشت و برای این که پروژه اجرای فیلم عقب نیفتد به گروه پیوست.
نیسن میافزاید: ما با هم خیلی همدلانه در این پروژه شرکت کردیم و فکر میکردیم باید با هم این کار را پیش ببریم.
این فیلم ماجرای یک گروه 4 نفره است که لیام نیسن در نقش هانیبال هدایت آنها را به عهده دارد. او آدمهایی را جمع کرده که هر کدامشان در نوع خود بینظیرند و از تواناییهای خاصی برخوردارند.
آنها که از ماموران نظامی هستند به یک دلیل واهی مجرم شناخته میشوند و کار و زندگیشان را از دست میدهند، اما کوتاه نمیآیند. باید هم سلامت خودشان را ثابت و اسمشان را از همه تهمتها پاک کنند و هم خلافکاران واقعی را دستگیر و ثابت کنند که آنها مجرمهای واقعی هستند.
در این فیلم بردلی کوپر، کوئنتین جکسون و شارلتو کوپلی بقیه اعضای گروه هانیبال را تشکیل میدهند.
بردلی کوپر در نقش تمپلتون فیس پیک بازی میکند که میتواند هر چیزی را که تیم لازم دارد، تهیه کند. کوئنتین جکسون، مردی است که هنرش در ترکیب مواد مختلف است و در نقش بارباکوس راننده تیم بازی میکند. شارلتو کوپلی یک خلبان همه فن حریف به نام مرداک است، اما پاتریک ویلسون در نقش یک مامور اسرارآمیز سیا به نام لینچ ظاهر شده است.
گروه A از موفقیتهای گروه میگویند
کار کردن با جو کارناهان چطور بود؟
بردلی کوپر: او سبک خودش را دارد و یک کارگردان مولف است و ما دیگر نمونههای زیادی از این دست در دنیای سینما نداریم. راستش را بخواهی کارهای زیادی در بخش مونتاژ انجام شد و ما دیدیم که برای مونتاژ 20 دقیقه آن چه کاری انجام شد تا همه آنهایی که فیلم را میدیدند به هیجان بیایند و کاملا حس کنند که چه اتفاقهایی میافتد. وقتی این کارها را دیدم با خودم گفتم وای این واقعا فیلم کارناهانه. او کاملا به شیوه آلتمن کار میکند و نحوه کارش طوری است که وقتی یک صحنه فیلمبرداری میشود، تو بتوانی دقیقا همان حس واقعی آن صحنه را داشته باشی. آنچه در سراسر این فیلم اتفاق افتاد، چیزی نبود که در هر فیلم اکشنی بشود دید.
تماشاگران با دیدن این فیلم چقدر یاد فیلم دهه 80 که از روی آن اقتباس شده میافتند؟
مدل موی سرخپوستهای موهاک، سیگارها و خیلی چیزهای دیگر مثل کلاهها، کت چرمی و از این جور چیزها.
چطور برای انجام این نقش آماده شدی؟
مهمترین کاری که کردم رژیم غذایی بود که گرفتم. اشلی کنراد، مسوول این کار بود و من واقعا با کمک او خودم را برای آن نقش آماده کردم.
واقعیت دارد که با یکی از سربازان کهنهکار افغانستان برای تیراندازی تمرین کردی؟
نمیدانم او کجا بود و در چه کاری مهارت داشت، اما اسمش پل موریس است و یک تیرانداز فوقالعاده و باورنکردنی است.
این فیلم پنجاهمین فیلم شماست. چه چیزی آن را از بقیه متمایز میکند؟
لیام نیسن: این فیلم، کاری از یک استودیوی بزرگ است و فیلمی است که نمایندگی انحصاریاش را کمپانی دارد. فکر میکنم فیلمنامهاش عالی بود، گروه کار فوقالعاده بودند و هیچ منیتی بین گروه و در هیچ موقعیتی وجود نداشت.
شیوه جو کارناهان چطور بود؟
جو کارناهان، جو کارناهان است. او یک نویسنده است و با همان مهارتی که سکانسها را جور میکند، موضوع را مینویسد و حتی وقتی یک عالم دیالوگ نوشته شده داریم و فکر میکنی باید همینها گفته شود، او یک دفعه میگوید نه اینها جواب نمیدهد.
دوربین را متوقف میکند و چند دقیقه بعد با یک خط نوشته میآید و میگوید «این باید بهتر باشه» یا این که «با این خط ادامه میدیم». این خیلی هیجانانگیز است.
چه شباهتهایی بین این فیلم و سریال تلویزیونی آن هست؟
فکر میکنم این فیلم به اندازه کافی به نمایش اصلی وفادار بوده، اما خط داستانی خودش را دارد و خیلی پیچیدهتر از نمایش تلویزیونی آن است.
آیا هنگام بازی بلایی هم سر شما آمد؟
همان هفته اول تاندون مچ دستم پارهشد. این اتفاق وقتی رخ داد که در سکانس افتتاحیه فیلم باید در ون را باز میکردم و شخصیت بردلی را نجات میدادم. مجبور شدم یک درد کشنده را به مدت 3 ماه تحمل کنم. واقعا درد غیرقابل تحملی بود، اما بچهها همه جا دور و بر من بودند.
شارلتو کوپلی: اما برای من در مقایسه با «منطقه 9» شبیه یک تعطیلات بود. در کابین خودم مینشستم و کانالهای تلویزیون را بالا و پایین میکردم.
لیام، شخصیت تو در این فیلم همان مهارتها و تواناییهایی را دارد که در نقش «گرفته شده» یا «خطر فانتوم» داشتی. آیا آن نقشها در شخصیت هانیبال اثر داشتند؟
فکر میکنم بله. اما من کاملا در صحنههای مبارزه راحت بودم. برای این که یک کمی از آن کارها را من انجام دادم. وقتی با چنین تیمی کار میکنی همه چیز تعریف شده است و حس من شبیه بچهای بود که در یک مغازه اسباببازیفروشی باشد.
مترجم: آرزو پناهی
منبع: موویز آنلاین
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: